یه کشفی کردم. جنسیت ارثیه! به این معنی که اگه شما male هستین، می شه نتیجه گرفت که باباتون هم male بوده!!!
[
2 نظر]
اينو آیدین در ساعت 2:53 نوشت.
اصلا سهم نخواستم. مزد منو بده می خوام برم پی کارم.
[
نظری نیست]
اينو آیدین در ساعت 2:52 نوشت.
یارو پشت ماشینش گنده نوشته 69!!! به نظر هوشمندانه میاد. اونایی که باید بفهمن که می فهمن، اونایی که نباید بفهمن هم تقریبا محاله که بفهمن.
[
4 نظر]
اينو آیدین در ساعت 6:51 نوشت.
حالا هر قدر هم که بگم کسی گوش نمی کنه که. به خدا یه چیزیش کمه این زندگی.
[
نظری نیست]
اينو آیدین در ساعت 6:50 نوشت.
ای الاغ کره خر!
بر سرم سایه فکن!!!
[
نظری نیست]
اينو آیدین در ساعت 6:49 نوشت.
یوهو یه مرض جدید هم گرفتم. پارانوئید شدم. یه حدسی زدم راجب سه چهار ماه پیش که معنیش اینه که یکی دو نفر از نزدیکان، علیه من توطئه کردن!!!
[
یک نظر]
اينو آیدین در ساعت 1:48 نوشت.
بچه جون! فکر می کردم تمومش کرده باشی. خاک تو سرت کنن آیدین.
[
نظری نیست]
اينو آیدین در ساعت 1:47 نوشت.
دوستان لطف کردن و بعد از مدتها ما رو بردن استخر. دیگه پیری رو به چشم دیدم. چهار تا عرض که رفتم، دیگه ضربان قلبم داشت از تو دهنم در می اومد، نفسم هم اصلا در نمی اومد!!!
[
یک نظر]
اينو آیدین در ساعت 1:46 نوشت.
روحیات مولانا جین جین رو تو هر دوره ای که بررسی کنی، داد می زنه که اهل کدوم دبیرستان بوده. (1 – 2) ما که کوچیکشیم.
[
یک نظر]
اينو آیدین در ساعت 9:53 نوشت.
هاه! این بود اون امتحانی که شیش ماهه داری راجبش ادعا می کنی؟ فکر کنم باید بیست رو بیخیال شم. حتی بیشتر.
[
نظری نیست]
اينو آیدین در ساعت 9:33 نوشت.
از قدیم گفتم که تو این مملکت چگالی آدمای خل خیلی بالاس. اونم نه خل عادی. اینا یه پیشوندم دارن! به هر حال این بابا هم یه دونه از اون خلای دونبشه که حتی روی ما دراکل رو کم کرده.
[
نظری نیست]
اينو آیدین در ساعت 10:25 نوشت.
هاها! یارو سرچ کرده “گزارش کارآموزی در مخابرات” از اینجا سردر اورده.
داداش! اگه اون گزارشو پیدا کردی، یه کپی هم برای من بگیر از روش که خودم بدجوری لنگم.
[
نظری نیست]
اينو آیدین در ساعت 10:24 نوشت.
امتحان اصول میکرو در سه پرده:
1- یک شنبه صبح
خودمو بکشم هم تا دم امتحان نمی رسم حتی جزوه رو ورق بزنم. بقیه اش دیگه بر می گرده به مدل سوالا و تخیل خودم.
2- دوشنبه صبح
یاد اون دلقکه افتادم که تو ادبیات دوم دبیرستان بود. عالم بزرگ، محمد بن جریر طبری. می گفت: امسیت غیر عروضی و اصبحت عروضیا. معنیش می شه شب هیچی از عروض بارم نبود و صبح عروضی بودم. حالا اینم حکایت ماست: اصبحت غیر میکروی و امسیت میکرویا!!!
3- دوشنبه عصر
لعنتی! بدجوری حواسم پرته. معلوم نیست چه غلطی داشتم می کردم. اول که از امتحان اومدم بیرون گفتم کامل نوشتم. بعد فهمیدم اون تایمر مسخره رو یادم رفته Reload کنم. با اینکه موقع الگوریتم ساختن یادم بود که باید manual reload بشه. بعدم تو ماشین معلوم شد لچ های ورودی و خروجی سیستم یادم رفته! تازه سر امتحان هم نزدیک بود از دهنم در بره و بنویسم خازن بخش ac سیگنال رو حذف می کنه!! احتمالا تا چند ساعت دیگه معلوم می شه که بالای ورقه هم به جای اسمم نوشتم محمدباقر حکیم!!!
[
نظری نیست]
اينو آیدین در ساعت 6:59 نوشت.
تو موسیقی گوش کردن، تنوع خیلی مهمه.
[
نظری نیست]
اينو آیدین در ساعت 5:58 نوشت.