خواب دیدم همه مُردیم. به معنی واقعی کلمه، همه. از کس خاصی اسمی نبود و صورت کسی هم دیده نمیشد. بدون تبعیض، همه مرده بودیم. توی کیسههای زیپدار پخش بودیم دور دنیا. یکی لب ساحل، یکی وسط جنگل، یکی پای کوه. یه موجوداتی هم با شنل و کلاه، با یه هاله دورشون، به کیسهها سر میزدن و وضعیت و مکانشون رو توی «حافظهٔ دنیا» ثبت میکردن.
[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 22:07 نوشت.