مشغولیات

زندگى، خود مشغولیتی عظیم است!




شعار هفته

Many subsystems in data communication systems work best with random bit sequences.

K. Sam Shanmugam


 
 
آیدین كبیر در یک نگاه

اسم: آیدین خان
تاریخ تولد: خیلی وقت پیش
قد: ۱۷۷
وزن: داره می رسه به صد
رنگ چشم: قهوه‌ای تیره
رنگ مو: همون
تماس: ایمیل

اینم یه تیریپ عارفانه، ابلهانه از آیدین كبیر


بالا
 
آرشیو

بالا

نظريات عارفانه،
يادداشتهای ابلهانه

تراوشات ذهنی آیدین كبیر
 


چهارشنبه، 7 ژانویه 2004

اینا حتی باعث نمی شه که دوستش نداشته باشی.

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 19:32 نوشت.

ولی همه اینا باعث نمی شه که بدون اون آدم بتونی راحت زندگی کنی.

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 11:01 نوشت.

“دوستت دارم” خیلی حرف احمقانه ایه وقتی به آدمی گفته بشه که بدون اون زندگی کردن برات سخته. “خودمو دوست دارم” واقعی تره.

[4 نظر] اينو آیدین در ساعت 10:10 نوشت.

پس کو اون لبخند و نگاه اطمینان بخش؟

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 10:09 نوشت.

تو تمام عمرم ندیدم یه آدمی اینجوری ترسیده باشه.

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 8:23 نوشت.

.............................................................................................


سه‌شنبه، 6 ژانویه 2004

این “سیمون دوبووار” همون یارو آزادی خواهه نبود که کشور “دوبووی” رو به افتخارش نامگذاری کردن؟

[یک نظر] اينو آیدین در ساعت 14:42 نوشت.

.............................................................................................


دوشنبه، 5 ژانویه 2004

پرم از اراده. ولی نمی دونم از کجا شروع کنم.
فقط ترجیح می دم بیستون نکنم، چون نمی تونم زیاد سرپا بمونم!
آخ! یادم نبود که بیستون کندن هم سرخود نمی شه. باید امریه صادر بشه.

[2 نظر] اينو آیدین در ساعت 19:19 نوشت.

.............................................................................................


یکشنبه، 4 ژانویه 2004

من آن آیینه را روزی بدست آرم سکندر وار
اگر می گیرد این آتش زمانی ور نمی گیرد

[یک نظر] اينو آیدین در ساعت 19:33 نوشت.

کاش رفته بودم دکتر شده بودم.
آقای دکتر بابت یه معاینه پنج دقیقه ای سرپایی، چهار هزار و پونصد تومن گرفتن، آخرشم تشخیصشون با تشخیص خودم که هیچ سوادی ندارم، یکی بود.
ضمنا اگه یه وقت می خواستین یه موزه پزشکی بسازین و دنبال یه آدمی بودین که تمام امراض تاریخ رو داشته باشه، بنده با کمال میل حاضر به همکاری هستم.

یادم رفت بگم: رفتار آقای دکتر موقع تشخیص یه جوری بود، انگار که ادوارد جنره و تازه مالاریا رو کشف کرده!!!

[2 نظر] اينو آیدین در ساعت 15:20 نوشت.

And you can’t believe what it does to me
to see you crying…

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 9:30 نوشت.

یادمه اون موقعی که داشتم جنونواره رو می نوشتم فقط قسمت اولش بود که کاملا تخیلی بود و قسمتای دوم و سوم مبتنی بر یه سری تجربیات شخصی بود. الآن به سلامتی دارم قسمت اولشم تجربه می کنم احتمالا.

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 9:28 نوشت.

.............................................................................................


شنبه، 3 ژانویه 2004

آخه مریض! روانی! مازوخیسم مجسم! آدمی که بچگیاش برونشیت مزمن داشته و سرما براش اکیدا ممنوع بوده و تحرک توصیه نمی شده و هزار جور کوفت و زهرمار دیگه، با یه دونه پیرهن نازک آستین کوتاه برف بازی نمی کنه!

[4 نظر] اينو آیدین در ساعت 19:59 نوشت.

.............................................................................................


پنج‌شنبه، 1 ژانویه 2004

دارم کم کم واسه خودم نگران می شم.

[5 نظر] اينو آیدین در ساعت 22:01 نوشت.

.............................................................................................


سه‌شنبه، 30 دسامبر 2003

اگه قرار بود بمیرم، دو سال پیش مرده بودم. من اینکاره نیستم. می خوام زنده بمونم.

[2 نظر] اينو آیدین در ساعت 12:17 نوشت.

.............................................................................................


دوشنبه، 29 دسامبر 2003

تجربه جالبیه که وقتی تو دانشکده راه می ری، دوستان و اونایی که نمی تونن جلوی خودشونو بگیرن، تو روت بهت می خندن و صدای خنده غریبه ها هم پشت سرت شنیده می شه.

[7 نظر] اينو آیدین در ساعت 20:10 نوشت.

In the pines, in the pines
where the sun don’t ever shine
I would shiver
the whole night through…

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 14:24 نوشت.

احساس عجز داشتی؟ خستگی؟ نفرت از خود؟
اگه نداشتی که خوش به حالت…

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 14:23 نوشت.

.............................................................................................


یکشنبه، 28 دسامبر 2003

You have a right to kill me. You have a right to do that…But you have no right to judge me…

[3 نظر] اينو آیدین در ساعت 17:03 نوشت.

.............................................................................................


شنبه، 27 دسامبر 2003

برف می بارد
برف می بارد به روی خار و خارا سنگ
کوهها خاموش
دره ها دلتنگ
راه ها چشم انتظار کاروانی با صدای زنگ

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 20:27 نوشت.

هرکی هر کاری می کنه، به خاطر خودشه. یادمون باشه که بشر ذاتا خودخواهه، چون خدا از روح خودش بهش دمیده.

[5 نظر] اينو آیدین در ساعت 20:26 نوشت.

 

مطالب اخیر

نظرات اخیر

© TGEIK نظریات عارفانه، یادداشتهای ابلهانه 2026 - 2002