مشغولیات

زندگى، خود مشغولیتی عظیم است!




شعار هفته

Many subsystems in data communication systems work best with random bit sequences.

K. Sam Shanmugam


 
 
آیدین كبیر در یک نگاه

اسم: آیدین خان
تاریخ تولد: خیلی وقت پیش
قد: ۱۷۷
وزن: داره می رسه به صد
رنگ چشم: قهوه‌ای تیره
رنگ مو: همون
تماس: ایمیل

اینم یه تیریپ عارفانه، ابلهانه از آیدین كبیر


بالا
 
آرشیو

بالا

نظريات عارفانه،
يادداشتهای ابلهانه

تراوشات ذهنی آیدین كبیر
 

نوشته‌های آیدین:

شنبه، 17 نوامبر 2007     

نوشتن هر بخش این داستان اندازه کندن یه کوه سخته و اندازه یه جراحی کوچیک درد داره. حتی نمی دونم نبش قبر مرده های چند هزار سال پیش چه فایده ای داره.

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 18:11 نوشت.
.............................................................................................

چهارشنبه، 14 نوامبر 2007     

همه آدما اولش با آرزوهای خیلی بزرگ شروع می کنن و آخرش فقط چند نفر انگشت شمار به اونا می رسن و تموم می کنن.
چاره؟

[4 نظر] اينو آیدین در ساعت 8:58 نوشت.
.............................................................................................

چهارشنبه، 14 نوامبر 2007     

آمبولانس 2
ما ملت دوست داریم راننده آمبولانس باشیم. چون هر وقت حوصله امون سر بره فوری آژیرشو روشن می کنیم و همه وظیفه دارن از سر راهمون برن کنار.

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 8:42 نوشت.
.............................................................................................

سه‌شنبه، 6 نوامبر 2007     

ما ملت عاشق آمبولانسیم. چون می تونیم تو خیابون بهش راه ندیم و دست فرمون عالی خودمون رو بهش نشون بدیم. تازه اگه به فرض محال از ما راه گرفت می تونیم بریم پشت سرش و تا می خوره گاز بدیم.

[2 نظر] اينو آیدین در ساعت 7:31 نوشت.
.............................................................................................

شنبه، 3 نوامبر 2007     

حالا که دانشگاه تموم شده و فقط کار مونده، زندگی به طرز غیرمنتظره ای فشرده تر شده. نمی دونم چرا واقعا به هیچ کار شخصی ای نمی رسم. منم اصلا آدمی نیستم که حوصله زندگی به این فشردگی رو داشته باشم.

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 8:33 نوشت.
.............................................................................................

شنبه، 20 اکتبر 2007     

البته من هنوزم نمی تونم درک کنم چطوری یه نفر می تونه یه آلبوم بده که یازده تا دیسک باشه. دارم Blue Guitars گوش می کنم. زیادی خوبه. توصیه می شود.

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 12:53 نوشت.
.............................................................................................

شنبه، 20 اکتبر 2007     

خاطره های ریز و درشت اونقدر با دبی بالا از جلوی چشمم رد می شن که شک می کنم واقعا همه اینا رو تجربه کردم یا نه.
“می خوام بیست ساله باشم
می خوام سی ساله باشم
می خوام وقتی بهاره، گل امساله باشم”
امید زندی، یادته اون شبی که از درکه تا میدون توحید رفتیم؟

[2 نظر] اينو آیدین در ساعت 5:08 نوشت.
.............................................................................................

سه‌شنبه، 9 اکتبر 2007     

وقتی از این فیلمای مزخرف بی سر و ته و موضوع و کارگردان فلسطینی درست می کنین، اقلا موزیک متن goldfinger جیمزباند صهیونیست غاصب رو کپی پیست نکنین رو پس زمینه اش!

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 10:13 نوشت.
.............................................................................................

پنج‌شنبه، 4 اکتبر 2007     

پیر شدی آیدین. کجاست اونی که می تونست وسط دی دو ساعت با شلوارک و تی شرت و دمپایی تو حیاط پر برف بمونه و سردش نشه؟ حالا دیگه اول مهر با شلوار و پیرهن و کفش طاقت نداری تا سر کوچه بری و برگردی.

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 18:27 نوشت.
.............................................................................................

پنج‌شنبه، 4 اکتبر 2007     

اون استادی که به مراجع پایان نامه گیر می ده نمی دونه که من پدرم در میاد تا بتونم همه رو مرتب کنم و این وسط شماره ها قاطی پاتی نشه؟

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 18:25 نوشت.
.............................................................................................

دوشنبه، 1 اکتبر 2007     

اون موقعی که برای کنسرسیوم کار می کردم یه پلن داشتن که قرار بود تا آخر اسفند پارسال کل BSS آماده بشه و Type Approval هم گرفته باشه. امروز خیلی اتفاقی گزارش عملکرد شهریور کنسرسیوم رسید دستم. هنوز اقلا حدود 30 درصد از کار مونده. خب اگه نمی تونین کار کنین اقلا پلن الکی از خودتون در نیارین. می میرین؟
پ.ن. خوبه که راهشو بلدن. یه گزارش چرت و پرت دادن که هرکی ببینه باید گزارش رو بکوبه تو سرشون. بعد آخرش یه ساعت برای دولت پاچه خواری کردن.

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 5:49 نوشت.
.............................................................................................

دوشنبه، 1 اکتبر 2007     

دفاع کردیم رفت پی کارش. حالا خوبه هیچی الکترولیت نداشتم و یه ساعت حرف زدم. اگه داشتم ببینین چه بلایی سر حضار بیچاره می اومد.
حالا مونده اصلاح پایان نامه و تحویل و تسویه حساب. یادش به خیر موقع لیسانس هرچی احمدیان گفت گوش نکردیم و همون جوری که دوست داشتیم پایان نامه رو صحافی کردیم و تحویل دادیم. این دفعه ازم تعهد کتبی گرفتن که اون چیزایی که گفتن رو اعمال کنم. دیوونه ها.

[5 نظر] اينو آیدین در ساعت 5:47 نوشت.
.............................................................................................

جمعه، 21 سپتامبر 2007     

چرا یهو اینجوری شدم؟ می ترسم تا فردا موقع دفاع هیچی الکترولیت تو تنم نمونده باشه!

[2 نظر] اينو آیدین در ساعت 20:57 نوشت.
.............................................................................................

جمعه، 21 سپتامبر 2007     

نکته: در شرف ثبت رکورد دو تا دفاع تو ماه رمضان به اسم خودم هستم.
اینجوری معلوم می شه کی برای شیرینی میاد، کی برای دفاع!

[1 نظر] اينو آیدین در ساعت 10:22 نوشت.
.............................................................................................

چهارشنبه، 19 سپتامبر 2007     

صحیح است.

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 11:37 نوشت.
.............................................................................................

سه‌شنبه، 18 سپتامبر 2007     

دارم “صید قزل آلا در آمریکا” می خونم. اگه به فصل هاش به صورت مجزا نگاه کنی، کتاب خوبیه. ولی اعتراف می کنم که تا الآن چیزی از ارتباط بین فصل های مختلف نفهمیدم.
شاید اگه انگلیسیش دم دستم بود، بهتر بود. ولی هرچی می گردم torrent مربوطه رو پیدا نمی کنم.

[5 نظر] اينو آیدین در ساعت 20:00 نوشت.
.............................................................................................

سه‌شنبه، 18 سپتامبر 2007     

نمی دونم چرا تو پاورپوینت درست کردن گیر کردم. خوبه دفعه اولم نیست. هر چی می نویسم به نظرم احمقانه میاد.

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 19:59 نوشت.
.............................................................................................

چهارشنبه، 12 سپتامبر 2007     

حالا که من با هزار بدبختی همه چیز رو سر وقت آماده کردم، استاد عزیز برای خوندن پایان نامه وقت (حال؟) ندارن.

[1 نظر] اينو آیدین در ساعت 13:20 نوشت.
.............................................................................................

پنج‌شنبه، 6 سپتامبر 2007     

گزارش سه ماهه حاضر شد. مقاله هم قبول شد. فقط نمی دونم تو این دو روز می تونم پایان نامه رو تموم کنم یا نه.
پ.ن. از این خنده ام می گیره که نصفه اول پروژه رو برای هر کنفرانسی که فرستادم reject شد، ولی اولین ژورنالی که نصفه دوم رو دید راحت قبولش کرد!

[4 نظر] اينو آیدین در ساعت 10:24 نوشت.
.............................................................................................

چهارشنبه، 5 سپتامبر 2007     

“The Man Who Sold the World” is a song by David Bowie. It is the title track of his third album, released in the U.S. in November 1970 and in the UK in April 1971. It was later re-popularised and introduced to a new generation by Nirvana’s cover on their MTV Unplugged in New York album. In the wake of this cover, Bowie bemoaned the fact that when he performed the number himself he would encounter “kids that come up afterwards and say, ‘It’s cool you’re doing a Nirvana song.’ And I think, ‘Fuck you, you little tosser!'”

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 16:52 نوشت.
.............................................................................................

 

مطالب اخیر

نظرات اخیر

© TGEIK نظریات عارفانه، یادداشتهای ابلهانه 2026 - 2002