یکشنبه، 4 اکتبر 2009
این ممنوعیت نمایش علنی کراوات و پاپیون خیلی باحاله. یه روزی برسه که فقط پالون مجاز باشه.
[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 16:28 نوشت.|
مشغولیات زندگى، خود مشغولیتی عظیم است!
شعار هفته Many subsystems in data communication systems work best with random bit sequences. K. Sam Shanmugam
آیدین كبیر در یک نگاه
اسم: آیدین خان تاریخ تولد: خیلی وقت پیش قد: ۱۷۷ وزن: داره می رسه به صد رنگ چشم: قهوهای تیره رنگ مو: همون تماس: ایمیل اینم یه تیریپ عارفانه، ابلهانه از آیدین كبیر
بالا
آرشیو
بالا |
|
نظريات عارفانه،
يادداشتهای ابلهانه تراوشات ذهنی آیدین كبیر نوشتههای آیدین:یکشنبه، 4 اکتبر 2009این ممنوعیت نمایش علنی کراوات و پاپیون خیلی باحاله. یه روزی برسه که فقط پالون مجاز باشه. [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 16:28 نوشت.پنجشنبه، 1 اکتبر 2009– You know? I have a huge inferiority complex. سهشنبه، 29 سپتامبر 2009هاه! اولین پست 😀 [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 13:51 نوشت.دوشنبه، 21 سپتامبر 2009خیلی سخته که آدم The Lost Symbol رو روی دسکتاپش داشته باشه ولی از ترس اینکه نتونه ولش کنه جرات نکنه بره طرفش. [1 نظر] اينو آیدین در ساعت 17:16 نوشت.دوشنبه، 21 سپتامبر 2009تا حالا اینجوری با کله به طرف صفر مطلق مالی نرفته بودم. آخرین باری که یادم میاد تعداد ارقام موجودی حسابم اینقدر کم بوده، همینم کلی پول بود. [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 17:15 نوشت.سهشنبه، 15 سپتامبر 2009خیلی بده اگه تو بیست و هفت سالگی دقیقا ریچارد براتیگان چهل و هفت ساله “یک زن بدبخت” رو درک می کنم؟ [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 19:16 نوشت.سهشنبه، 15 سپتامبر 2009شرط در آمد کار است نه دانستن کار یکشنبه، 13 سپتامبر 2009تا ساعت چهار صبح صداشون رو گذاشتن رو سرشون و با بلندگوهای ده هزار واتی کل محل رو با صدای بلند و گریه اشون پر کردن. یکی نیست به اینا بگه شاید یه بدبختی مریض باشه، فکر خودتون رو بکنین که درست همون لحظه ای که خدا داره سرنوشت سال آینده اتون رو تعیین می کنه یه حق الناس به این بزرگی یقه اتون رو می گیره. [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 9:59 نوشت.یکشنبه، 13 سپتامبر 2009اونی که می گفت نرخ بیکاری کم شده، منظورش نرخ بیکاری عمه اش بود؟ سهشنبه، 8 سپتامبر 2009راستی کی نویسنده مورد علاقه ام از سالینجر جا افتاده و دانای کل، به براتیگان آشفته تبدیل شد؟ [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 19:54 نوشت.سهشنبه، 1 سپتامبر 2009ببینم کسی می دونه این GRE دقیقا چه زبونیه؟ [2 نظر] اينو آیدین در ساعت 8:15 نوشت.جمعه، 28 آگوست 2009احساس رضایتم از تموم شدن سربازی با مال Bride بعد از کشتن بیل برابری می کنه. پس موزیک هم باید متناسب انتخاب بشه. چهارشنبه، 26 آگوست 2009بابام جان برای خودتون می گم. این که تو یه بخش خبری دوتا خبر بخونین که تو یکیش خبرنگاران بدون مرز به اسرائیل گیر داده باشه و تو اون یکی عفو بین الملل به آمریکا، صورت خوشی نداره. به نظر من این سازمان های استکباری که دائما علیه ما دروغ پردازی می کنن الآن هم حتما یه برنامه ای پشت پرده دارن که به آمریکا و اسرائیل گیر دادن. [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 7:51 نوشت.سهشنبه، 25 آگوست 2009مع الظلم؟ [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 18:56 نوشت.سهشنبه، 25 آگوست 2009و اما قشر ستوانسوم. ترحم انگیز ترین قشری که تو نظام دیده می شه. طرفی که بعد از یه عمر درجه داری بالاخره افسر شده و برای تلافی تمام رنج های عمرش راحت پدر همه رو در میاره و احساس جذبه اش واقعا دیدنیه. باید ببینی چطور وقتی بهشون می گی جناب سروان قند تو دلشون آب می شه، حالا ممکنه تا قبل از بازنشستگی حتا نزدیک سروانی هم نرسه. خلاصه هیچ وقت درکشون نکردم. [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 18:55 نوشت.دوشنبه، 24 آگوست 2009ماشین رو بستن به این وانت آبیا و بردن! به خاطر اینکه تو یه ایستگاه متروکه تاکسی پارک کرده بودم که دیگه خطش وجود نداره و خط کشی روی زمینش پاک شده و تابلوی درب و داغونش رفته پشت درخت و دیده نمی شه. چون یه یارو که قبل از من یه ساعت اونجا پارک کرده بود رفت و من جمعا ده دقیقه هم اونجا نبودم! خیلی زور داره والا. هرچی این روزای آخر تو ارتش کارم تند پیش رفت، تلافیش داره سر قضیه ماشین سرم در میاد. [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 16:41 نوشت.دوشنبه، 24 آگوست 2009از آدمایی که خیلی احساس زرنگی می کنن خیلی بدم میاد. وقتی تو مترو همه دارن به نوبت خودشون رو می چپونن رو پله برقی و یکی میاد و می خواد از اون پهلوها بدون نوبت بزنه تو صف، وقتی پاش گیر می کنه به یه چیزی و با کله می ره تو زمین اصلا ناراحت که نمی شم هیچی، قند هم تو دلم آب می شه. [1 نظر] اينو آیدین در ساعت 16:39 نوشت.شنبه، 22 آگوست 2009یه کارگر ساندویچی تو صف بانک جلوی من بود. صحبت که شد گفت ماهی چهارصد و هشتاد هزار تومن حقوق می گیره به علاوه بیمه. می خواستم بگم آره دقیقا از حقوق و مزایای پارسال من فوق لیسانس بیشتر می گیری! [1 نظر] اينو آیدین در ساعت 11:37 نوشت.شنبه، 22 آگوست 2009این کلاهی که تو عکس می بینین تو گرم ترین روزای تابستون، اساسی ترین نقش رو تو دم کشیدن کله من ایفا کرد. فعلا که دارم باهاش با رأفت آیدینی برخورد می کنم، بلکه به خودش بیاد و اعتراف کنه از کدوم دشمن من پول گرفته. سهشنبه، 18 آگوست 2009بالاخره گرفتمش. فقط دلم می سوزه که کلا شیش ماه و دو روزش بیشتر نمونده بود! [6 نظر] اينو آیدین در ساعت 16:33 نوشت.
| ||||