مشغولیات

زندگى، خود مشغولیتی عظیم است!




شعار هفته

Many subsystems in data communication systems work best with random bit sequences.

K. Sam Shanmugam


 
 
آیدین كبیر در یک نگاه

اسم: آیدین خان
تاریخ تولد: ۱۸ دی ۱۳۶۱
قد: ۱۷۷
وزن: داره می رسه به صد
رنگ چشم: قهوه‌ای تیره
رنگ مو: همون
تماس: ایمیل

اینم یه تیریپ عارفانه، ابلهانه از آیدین كبیر


بالا
 
آرشیو

بالا

نظريات عارفانه،
يادداشتهای ابلهانه

تراوشات ذهنی آیدین كبیر
 

نوشته‌های آیدین:

شنبه، 17 اکتبر 2009     

این فشار لعنتی جای اینکه کم بشه مدام داره شدیدتر می شه. هرقدر هم آدم راحت با قضایا برخورد کنه بالاخره یه جایی کم میاره دیگه.

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 13:46 نوشت.
.............................................................................................

پنج‌شنبه، 15 اکتبر 2009     

عجب کابوسی بود دیشب. تک تک المان ها رو اعصاب بود. دوران مدرسه بود و کلاس عربی بود و معلم معمم بود و من مشق ننوشته بودم و کتاب عربی همراهم نبود و امتحان هم قرار بود بگیره و من خبر نداشتم. پووووووووووووف.

[2 نظر] اينو آیدین در ساعت 6:54 نوشت.
.............................................................................................

پنج‌شنبه، 15 اکتبر 2009     

مزه نون خامه ای های نیم کیلویی چهارراه استانبول یادم رفته بود که خدا رو شکر تجدید پیمان شد. ولی یه چیزی که ناراحتم کرد این بود که شدیدا از دوران اوج خودم فاصله گرفتم و وسطاش احساس کردم برام زیاده! پیر شدیم رفت.

[1 نظر] اينو آیدین در ساعت 6:52 نوشت.
.............................................................................................

جمعه، 9 اکتبر 2009     

“و این زبان پارسی از قدیم بازدانستند: از روزگار آدم تا روزگار اسماعیل پیغامبر، همه پیغامبران و ملوکان زمین به پارسی سخن گفتندی. و اول کس که سخن گفت به زبان تازی اسماعیل پیغامبر بود. و پیغامبر ما از عرب بیرون آمد و این «قران» به زبان عرب بر او فرستادند.”
ترجمه تفسیر طبری – محمد بن جریر طبری
ترجمه جمعی از علمای ماوراءالنهر – ویرایش جعفر مدرس صادقی

[2 نظر] اينو آیدین در ساعت 19:27 نوشت.
.............................................................................................

جمعه، 9 اکتبر 2009     

یکی از هزار پروژه ای که برای خودم تعریف کردم که هیچ وقت فرصتش نبوده، حاشیه نویسی “روش سریع تراختنبرگ در حساب” بوده. حالا که فرصتش هست هرچی می گردم نمی دونم اصل کتاب رو چی کار کردم.

[1 نظر] اينو آیدین در ساعت 19:26 نوشت.
.............................................................................................

سه‌شنبه، 6 اکتبر 2009     

همیشه از عوض کردن سلمونی فراری بودم. فکرکنم یکی از دلایلش این باشه که کلا سلمونی برام یه موقعیت اجتماعی خیلی پیچیده حساب می شه که دوست ندارم مدام تغییر کنه. دلیل دیگه اش هم اینه که خیلی دوست ندارم یه نفر که بهش عادت ندارم با تیغ دور و بر گوش و گردنم بگرده.

[1 نظر] اينو آیدین در ساعت 12:39 نوشت.
.............................................................................................

سه‌شنبه، 6 اکتبر 2009     

اگه به تبلیغات رسمی که می گن موقع عطسه کلی خرت و پرت از آدم شوت می شه بیرون اعتماد ندارین، یه دفعه موقعی که طاقباز دراز کشیدین عطسه کنین تا بفهمین.

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 12:38 نوشت.
.............................................................................................

سه‌شنبه، 6 اکتبر 2009     

نمی دونم تو این مدرسه ها چی یاد می دن. پسر همسایه که کلاس اول دبستانه، از اول مهر تا الآن بعداز ظهرا که از مدرسه میاد یه سره صداهای داد و بیداد کونگ فویی در میاره!

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 12:37 نوشت.
.............................................................................................

سه‌شنبه، 6 اکتبر 2009     

حالا مثلا نمایش غیر علنی کراوات و پاپیون یعنی چی؟ یعنی به عنوان لباس زیر ازشون استفاده کنی؟

[2 نظر] اينو آیدین در ساعت 12:36 نوشت.
.............................................................................................

سه‌شنبه، 6 اکتبر 2009     

یعنی فکر نمی کنم اثرات منفی سربازی روی زندگیم به این زودی ها تموم شدنی باشه.

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 12:35 نوشت.
.............................................................................................

یکشنبه، 4 اکتبر 2009     

این ممنوعیت نمایش علنی کراوات و پاپیون خیلی باحاله. یه روزی برسه که فقط پالون مجاز باشه.

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 16:28 نوشت.
.............................................................................................

پنج‌شنبه، 1 اکتبر 2009     

– You know? I have a huge inferiority complex.
= Well, At least you have something huge!

[1 نظر] اينو آیدین در ساعت 8:26 نوشت.
.............................................................................................

سه‌شنبه، 29 سپتامبر 2009     

هاه! اولین پست 😀

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 13:51 نوشت.
.............................................................................................

دوشنبه، 21 سپتامبر 2009     

خیلی سخته که آدم The Lost Symbol رو روی دسکتاپش داشته باشه ولی از ترس اینکه نتونه ولش کنه جرات نکنه بره طرفش.

[1 نظر] اينو آیدین در ساعت 17:16 نوشت.
.............................................................................................

دوشنبه، 21 سپتامبر 2009     

تا حالا اینجوری با کله به طرف صفر مطلق مالی نرفته بودم. آخرین باری که یادم میاد تعداد ارقام موجودی حسابم اینقدر کم بوده، همینم کلی پول بود.

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 17:15 نوشت.
.............................................................................................

سه‌شنبه، 15 سپتامبر 2009     

خیلی بده اگه تو بیست و هفت سالگی دقیقا ریچارد براتیگان چهل و هفت ساله “یک زن بدبخت” رو درک می کنم؟

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 19:16 نوشت.
.............................................................................................

سه‌شنبه، 15 سپتامبر 2009     

شرط در آمد کار است نه دانستن کار
تاس اگر راست نشیند همه کس نراد است

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 19:13 نوشت.
.............................................................................................

یکشنبه، 13 سپتامبر 2009     

تا ساعت چهار صبح صداشون رو گذاشتن رو سرشون و با بلندگوهای ده هزار واتی کل محل رو با صدای بلند و گریه اشون پر کردن. یکی نیست به اینا بگه شاید یه بدبختی مریض باشه، فکر خودتون رو بکنین که درست همون لحظه ای که خدا داره سرنوشت سال آینده اتون رو تعیین می کنه یه حق الناس به این بزرگی یقه اتون رو می گیره.

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 9:59 نوشت.
.............................................................................................

یکشنبه، 13 سپتامبر 2009     

اونی که می گفت نرخ بیکاری کم شده، منظورش نرخ بیکاری عمه اش بود؟
پ.ن. همیشه می گفتم دوست دارم کلا کار نداشته باشم بشینم خونه و واسه خودم لم بدم. الآن می بینم که هفته ای یه روز از خونه بیرون رفتن ضرری هم نداره.

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 9:57 نوشت.
.............................................................................................

سه‌شنبه، 8 سپتامبر 2009     

راستی کی نویسنده مورد علاقه ام از سالینجر جا افتاده و دانای کل، به براتیگان آشفته تبدیل شد؟

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 19:54 نوشت.
.............................................................................................

 

مطالب اخیر

نظرات اخیر

© TGEIK نظریات عارفانه، یادداشتهای ابلهانه 2026 - 2002