شنبه، 13 فوریه 2010
تمام تنم درد می کنه. من موندم وقتی دو جلسه ورزش کافیه که بفهمی چقدر چیز مضریه، چطور کسی تا حالا نفهمیده!
[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 20:28 نوشت.|
مشغولیات زندگى، خود مشغولیتی عظیم است!
شعار هفته Many subsystems in data communication systems work best with random bit sequences. K. Sam Shanmugam
آیدین كبیر در یک نگاه
اسم: آیدین خان تاریخ تولد: ۱۸ دی ۱۳۶۱ قد: ۱۷۷ وزن: داره می رسه به صد رنگ چشم: قهوهای تیره رنگ مو: همون تماس: ایمیل اینم یه تیریپ عارفانه، ابلهانه از آیدین كبیر
بالا
آرشیو
بالا |
|
نظريات عارفانه،
يادداشتهای ابلهانه تراوشات ذهنی آیدین كبیر نوشتههای آیدین:شنبه، 13 فوریه 2010تمام تنم درد می کنه. من موندم وقتی دو جلسه ورزش کافیه که بفهمی چقدر چیز مضریه، چطور کسی تا حالا نفهمیده! [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 20:28 نوشت.سهشنبه، 9 فوریه 2010خیالتون راحت. اینجا تعطیل نشده. چون به نظرم نوشتن یه طرفه معنی زیادی نداره، فعلا تمام وقت و انرژیمو گذاشتم روی نجات دادن کامنتام قبل از اینکه haloscan دزد همه اشون رو بالا بکشه. تا جایی که بتونم زور می زنم که پول به این دزدای سر گردنه ندم. یه نقشه سه مرحله ای هم کشیدم که تا اینجا مرحله اولش موفقیت آمیز بوده. محض روشن شدن ماجرا هم بگم که دوازده روز وقت دارم وگرنه کل کامنتای وبلاگ که بیشتر از سه هزارتا می شه، به سرنوشت کامنتای فتوبلاگ دچار می شن. یعنی haloscan اصلا حاشا می کنه که از اول کامنتی هم در کار بوده. [3 نظر] اينو آیدین در ساعت 15:20 نوشت.جمعه، 29 ژانویه 2010حالا سالینجر رو کجا بردی؟ [1 نظر] اينو آیدین در ساعت 15:41 نوشت.جمعه، 29 ژانویه 2010حالا من دیروز برای اولین بار رفتم تو زمین اسکواش. اولش طبق معمول عادت جوگیری و بی جنبگی، می خواستم برم مسابقه جایزه بزرگ شرکت کنم. ولی امروز که تمام تنم درد می کنه بدم نمیاد چهارگوشه زمین رو ببوسم و کفشامو آویزون کنم. [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 9:05 نوشت.سهشنبه، 19 ژانویه 2010حالا من رضایت دادم که پول کامنت دونی رو بدم، یه هفته است که دارم زور می زنم ولی نمی تونم از paypal رو راه بندازم. یه جوونمردی که اکانت paypal اکتیو داشته باشه هست که کار منو راه بندازه و من بعدا از کارت خودم پول رو براش واریز کنم؟ [1 نظر] اينو آیدین در ساعت 8:13 نوشت.دوشنبه، 11 ژانویه 2010این وبلاگ ظاهرا تا اطلاع ثانوی کامنت دونی نداره. چون haloscan پولی شده. منم با این که ویزا کارت هست و توش پول هم هست نه دلم میاد پول بدم، نه حال دارم دنبال یه کامنت دونی دیگه بگردم و خودم رو اسیر دردسرهای انتقال بکنم. [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 18:43 نوشت.دوشنبه، 11 ژانویه 2010من اصولا از اتفاقات اخیری که تو شرکت همراه افتاده خوشحال نیستم. نمی خوام هم از این آدما باشم که مدام می گن دیدین گفتم دیدین گفتم. فقط یه نکته مدیریتی هست که می خوام بگم. وقتی یه مجموعه مدیریت این جوری طولانی مدت به نارضایتی کارمندا بی توجهی می کنه، وقتی کارمندا دائما (درست یا غلط) با این احساس روبرو باشن که کسی قدرشون رو نمی دونه، وقتی حتی محترمانه ترین اعتراض ها به وضع موجود (حتی از طرف قدیمی ترین ها و کارآمد ترین ها) با جواب “سیاست شرکت همینه و به هر حال اگه کسی نمی خواد، به سلامت” روبرو می شه، اتفاقاتی از این دست اجتناب ناپذیرمی شن و جای گله هم اصولا نباید بمونه. دوشنبه، 11 ژانویه 2010از هرکی درباره ریشه ماستمالی بپرسی فوری داستان رضاشاه و بازدید سرزده و رنگ سفید و این چیزا رو تحویلت می ده. حالا می تونین به “سرگذشت حاجی بابای اصفهانی” نوشته زمان قاجار مراجعه کنین و ببینین که چندین بار از اصطلاح ماستمالی استفاده کرده. خود دانید. [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 18:41 نوشت.سهشنبه، 5 ژانویه 2010بعضی آدما رو درک نمی کنم. رئیس سابق زنگ زده برای خواهرزاده خانومش تو شرکتی که من دو هفته است مشغول شدم دنبال کار می گرده. حالا فکر کرده مثلا من یهو شدم مدیرعامل اونجا. بعد یه رزومه فارسی فرستاده که من بدم به این چینی که زبون خودشم نمی فهمه. می گم این باید انگلیسی باشه، بعد از یه هفته یه فایل HTML به عنوان رزومه فرستاده برای من که معلومه از یه سایتی تو مایه های irantalent برداشته. حالا من نمی دونم اون طرفی که دنبال کار می گرده خودش عقلش نمی رسه که رزومه باید قیافه درست و حسابی داشته باشه یا براش مهم نیست که قیافه اش چه جوریه. به رئیس می گم این با این شکل قابل ارائه نیست، می گه مهندس بیزحمت شب که رفتی خونه، خودت همین اطلاعات رو بریز تو یه فرمت خوشگل و PDF درست کن! سهشنبه، 5 ژانویه 2010تو واحد ما دوتا مستراح هست یکی فرنگی و یکی ایرانی. حالا نمی دونم چه حکایتیه که همکارای ایرانی، فرنگی رو ترجیح می دن و همکارای چینی، ایرانی رو! جمعه، 1 ژانویه 2010دیدین گوسفندی که سرش رو بریدن اون لحظه های آخر که داره جون می ده چه جفتکی می اندازه؟ [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 14:48 نوشت.جمعه، 1 ژانویه 2010خارجیا که به پمپ بنزین می گن gas station، به پمپ گاز چی می گن؟ [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 14:46 نوشت.جمعه، 18 دسامبر 2009اولش زیاد حس خوبی نداشتم از مطرح کردن ماجرا، ولی وقتی دیدم هیچ مقاومتی از طرف مدیریت نیست به نظر اومد خودشون دنبال بهونه می گردن که یه جوری از دست من خلاص بشن. چهارشنبه، 9 دسامبر 2009“حالا انشاا… بعد از بنده کسانی خواهند آمد، عمل خواهند کرد و نتیجه عملشان را خواهید دید.” جمعه، 27 نوامبر 2009سوالی که هست اینه که “چوب شور” مخصوص چوب خاصیه یا همه چوب ها رو می شوره؟ [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 16:01 نوشت.دوشنبه، 23 نوامبر 2009وای که من کشته مرده پروژه هایی هستم که آدم خودش هم نمی دونه چیه و تا شیش ماه بعد از قرارداد باید زور بزنه تا بفهمه چی رو قبول کرده. [4 نظر] اينو آیدین در ساعت 17:24 نوشت.جمعه، 13 نوامبر 2009
چهارشنبه، 11 نوامبر 2009این امپراطور نورتون اول یکی از آدماییه که واقعا از آشناییشون لذت می برم. حتی باعث می شه به خودم امیدوار بشم. [7 نظر] اينو آیدین در ساعت 15:46 نوشت.شنبه، 7 نوامبر 2009دفعه بعدی که دیدی یه فن کوئلی به جای باد گرم داره باد سرد می زنه و بعد که درشو باز کردی دیدی روش گنده با ماژیک نوشتن “شیر برگشت خراب است” پیش خودت فکر نکن که شاید اون نوشته قدیمی بوده و بعدش یکی شیر رو درست کرده. چون باز کردن شیر همان و پاشیدن آب داغ به در و دیوار همان. لامصب تا ساعت یک بعد از نصفه شب اسیرمون کرد تا درست شد. [1 نظر] اينو آیدین در ساعت 11:12 نوشت.سهشنبه، 3 نوامبر 2009یارو تیمسار مملکته. برگشته تو تلویزیون می گه یکی از نمونه هایی که ثابت می کنه سفارت آمریکا جاسوسخانه بوده اینه که همین حادثه طبس هم از اونجا هدایت می شد، برای همین هم باید تسخیر و تعطیل می شد. آخه اقلا یه ذره تاریخ بخون که بفهمی طبس بعد از تسخیر بود. [1 نظر] اينو آیدین در ساعت 5:25 نوشت.
| ||||