شنبه، 16 آوریل 2011 اسطوره و اینا
حالا من اصولا با شخصیت علی دایی حال نمی کنم. ولی از این بلایی که دیشب سر استیل آذین اورد خیلی خوشم اومد.
[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 9:49 نوشت.|
مشغولیات زندگى، خود مشغولیتی عظیم است!
شعار هفته Many subsystems in data communication systems work best with random bit sequences. K. Sam Shanmugam
آیدین كبیر در یک نگاه
اسم: آیدین خان تاریخ تولد: خیلی وقت پیش قد: ۱۷۷ وزن: داره می رسه به صد رنگ چشم: قهوهای تیره رنگ مو: همون تماس: ایمیل اینم یه تیریپ عارفانه، ابلهانه از آیدین كبیر
بالا
آرشیو
بالا |
|
نظريات عارفانه،
يادداشتهای ابلهانه تراوشات ذهنی آیدین كبیر نوشتههای آیدین:شنبه، 16 آوریل 2011 اسطوره و ایناحالا من اصولا با شخصیت علی دایی حال نمی کنم. ولی از این بلایی که دیشب سر استیل آذین اورد خیلی خوشم اومد. [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 9:49 نوشت.جمعه، 15 آوریل 2011 ارتقاحالا یکی توضیح بده ببینیم چه جوریه که قذافی سی ساله که سرهنگ مونده و تیمسار نشده؟ [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 19:06 نوشت.پنجشنبه، 14 آوریل 2011 موسیقیآپدیتیدیمش پنجشنبه، 7 آوریل 2011 …تلخه اون لحظه ای که به این نتیجه می رسی که اگه همینجوری پیش بره تو مملکت خودت آینده ای نداری. که باید مثل حلزون زندگیتو بذاری روی کولت و راه بیفتی بری جایی که مردمش نه زبونت رو می فهمن و نه دغدغه هات رو. نامه های پذیرش که یکی یکی می رسن، برعکس همه که فکر می کنن باید خوشحال باشی، دلت می گیره. سردرگم تر می شی. اصلا مگه می شه نزدیک سی سال زندگی رو تو دوتا چمدون چپوند و این ور اون ور کشید؟ [3 نظر] اينو آیدین در ساعت 15:11 نوشت.دوشنبه، 4 آوریل 2011 Strange days have found us…باز خواب گروهی رو دیدم که از اول راهنمایی تا آخر پیش دانشگاهی همکلاسی بودیم و با هم بزرگ شدیم. معمولا وقتی خواب کل گروه رو می بینم، مشغول یه جور بازی دسته جمعی هستیم، شادیم و بیخیال. کلا تو فضایی می گذره که شاید امن ترین فضای خواب ها من باشه. حیف که تو واقعیت دیگه هیچ وقت نمی شه اون گروه یه جا جمع بشن. گروهی که قبل از 24 سالگی دونفرشون مرده بودن و الآن قبل از سی سالگی تو تمام دنیا پخش شدن. یهودی های سرگردان. [2 نظر] اينو آیدین در ساعت 9:48 نوشت.سهشنبه، 29 مارس 2011 کدوم نادر، کدوم سیمین؟بعد از کلی دست از پا درازتر برگشتن و علاف شدن، بالاخره بلیت “جدایی نادر از سیمین” گیرمون اومد و دیدیمش. اونقدری هم که درباره اش سروصدا کردن خوب نبود. از نظر تکنیک فیلم خیلی خوب بود، ولی از نظر خط داستانی و منطق داستانی، بی ربط و بی منطق بود. کلا من توصیه ام اینه که اگه می خواین مچ گیری های شرلوک هولمزی تو فیلمتون بچپونین، اقلا اندازه دکتر واتسون منطق داشته باشین. دوشنبه، 28 مارس 2011 سال نکوسالی که نکوست از بهارش پیداست. بهار امسال هم که با ما سر ناسازگاری داره. مقدار زیادیش به خارش بینی و عطسه گذشته تا الآن. [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 11:38 نوشت.یکشنبه، 13 مارس 2011 خارج 2آب لوله کشی شهر، آشامیدنیه. و نکته جالب اینه که دیگه احتیاجی به یخچال هم نیست، همون آبی که از شیر میاد به اندازه آب یخچال تو تهران خنکه. پنجشنبه، 10 مارس 2011 خارج!سومین بیست و چهار ساعت حضورمون تو گوتنبرگ یا گوته بورگ یا به قول خودشون یوتوبوری هم داره تموم می شه. داریم سعی می کنیم هرچی بهتر شهر و مردمش رو بشناسیم. ولی برای منی که با یه ذهنیت دیگه بار اومدم و به یه سیستم دیگه عادت کردم، خیلی چیزا قابل درک نیست. اونقدر همه چیز بر مبنای اعتماد درست شده که اگه پنج نفر تصمیم بگیرن از این اعتماد سواستفاده کنن، کل سیستم از هم می پاشه. در واقع با توجه به اینکه جمعیت دوستان ایرانی اینجا کم نیست، عجیبه که تاحالا نپاشیده. یکشنبه، 6 مارس 2011 حواس پرت حق به جانبدارم هی کارت تلفن رو می زنم تو سوراخ کارت سوخت بعد هم با یارو کارگر پمپ بنزین دعوا می کنم که چرا دستگاهت خرابه! [1 نظر] اينو آیدین در ساعت 22:30 نوشت.شنبه، 5 مارس 2011 Revenge is a dish best served coldحالا مدام در تقبیح خشونت حرف بزن و از چرخه تولید نفرت بگو. حالا هی بزرگترا بگن هیچ وقت مرگ کسی رو نخواه. بازم بعضی وقتا آنچنان پر از نفرت می شم که احساس می کنم فقط آتیش زدن جنازه طرف که چپه از درخت آویزون شده دلم رو خنک می کنه. پیش میاد دیگه. جمعه، 4 مارس 2011 …بارالاها اگر در فردای قیامت مرا به دوزخ فرستی، سرّی آشکار کنم که دوزخ از من به هزار ساله راه بگریزد. [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 22:54 نوشت.جمعه، 4 مارس 2011 ارزش های نوینجالبه که بعضی از دولت ها فکر می کنن علت سقوط هیتلر یا صدام این بوده که فقط یه دونه گوبلز یا سعید الصحاف داشتن. بعد می رن سراغ استخدام ده ها و صدها نفر خالی بند. و دروغگویی به عنوان یه ارزش تثبیت می شه. برای نمونه هم فعلا می تونین این قذافی شاهکار رو تماشا کنین. [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 22:54 نوشت.دوشنبه، 28 فوریه 2011 پیشرفت علم!آقا ما بچه بودیم، یه آتاری داشتیم، این آتاری یه دسته داشت. کلا چهارتا جهت بود و یه دگمه قرمز، خیلی خوش دست و راحت بود. نمی فهمم این بچه های این دوره زمونه چه جوری با جوی استیک پلی استیشن کار می کنن. من که هروقت می گیرم دستم قاطی می کنم از این همه دگمه که هست. یه d-pad داره، دوتا دسته آنالوگ داره، هشت تا دگمه معمولی داره، دوتا ماشه آنالوگ داره، سه تا دگمه دیجیتال داره. من نمی فهمم آخه این همه به چه دردی می خوره. هروقت هم میام بازی کنم نمی دونم باید زل بزنم به جوی استیک که ببینم چی رو دارم فشار می دم، یا صفحه رو نگاه کنم که ببینم چه غلطی دارم می کنم، بعد از پنج دقیقه هم از بس می بازم که بیخیال بازی می شم و یه چند تا فحش هم حواله اش می کنم. [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 17:52 نوشت.یکشنبه، 27 فوریه 2011 منم همین طوربعضی وقت ها طرف مقابل اونقدر پست و وقیحه که حتی حرف رکیک هم کم میاری براش. [1 نظر] اينو آیدین در ساعت 14:51 نوشت.چهارشنبه، 23 فوریه 2011 تارانتولاInglourious Basterds با وجود همه نقدهای مثبتش، به نظر من نسبت به بقیه فیلم های تارانتینو لوس و بی معنیه. اکثر مولفه های همیشگی رو داره، ولی داستان اون کشش مورد انتظار رو نداره. شاید یه دلیلش حجم زیاد زیرنویس ها باشه که باعث می شه فرصت زیادی برای هضم دیالوگ های معمولا فوق العاده نداشته باشی [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 12:36 نوشت.چهارشنبه، 23 فوریه 2011 جاها و آدمهاپریروز با دکتر ابریشمیان کار داشتم و بعد از سه سال رفتم دانشکده برق. خیلی تغییر کرده بود، ولی هنوز روح کلیش همون بود. همون نیمکتا، همون درختای قدیمی، همون ساختمونای 1307. با همه این حرفا هیچ کدوم بدون آدمای آشنا قابل تحمل نبود. فکر اینکه بری روی نیمکتای سه قلوی وسط چمنا، روبروی آزمایشگاه ماشین بشینی ولی دراکل نباشن بی معنیه. نتونستم زیاد توی حیاطی که پنج سال برام مثل یه حریم امن دور از بقیه دنیا بود بمونم. [4 نظر] اينو آیدین در ساعت 12:21 نوشت.سهشنبه، 15 فوریه 2011 مُردهمنم دقیقا واسه همین از مُرده می ترسم. می ترسم یهو از جاش بلند بشه، گلوی من بیچاره رو بگیره و فشار بده. [2 نظر] اينو آیدین در ساعت 12:15 نوشت.شنبه، 12 فوریه 2011 متضادیعنی در برابر “استقبال گسترده” از “استقبال فشرده” استفاده می شه؟ [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 12:08 نوشت.پنجشنبه، 10 فوریه 2011 ساز و آوازخب بالاخره بعد از هزار سال دوباره اینجا موسیقی دار شد. دیدم بد نیست اگه از گری مور که پریروز جان به جان آفرین تسلیم کرد انتخاب کنم.
| ||||