سهشنبه، 18 سپتامبر 2012
از قول رومن گاری تو خداحافظ گری کوپر گفتن که هرقدر عقاید کسی احمقانهتر باشد، باید کمتر با او مخالفت کرد.
راست و دروغش پای خودشون، ولی به نظر من این حرف خیلی احمقانه است و شدیدا هم باید باهاش مخالفت کرد.
|
مشغولیات زندگى، خود مشغولیتی عظیم است!
شعار هفته Many subsystems in data communication systems work best with random bit sequences. K. Sam Shanmugam
آیدین كبیر در یک نگاه
اسم: آیدین خان تاریخ تولد: ۱۸ دی ۱۳۶۱ قد: ۱۷۷ وزن: داره می رسه به صد رنگ چشم: قهوهای تیره رنگ مو: همون تماس: ایمیل اینم یه تیریپ عارفانه، ابلهانه از آیدین كبیر
بالا
آرشیو
بالا |
|
نظريات عارفانه،
يادداشتهای ابلهانه تراوشات ذهنی آیدین كبیر نوشتههای آیدین:سهشنبه، 18 سپتامبر 2012از قول رومن گاری تو خداحافظ گری کوپر گفتن که هرقدر عقاید کسی احمقانهتر باشد، باید کمتر با او مخالفت کرد. دوشنبه، 10 سپتامبر 2012تماشای فیلم ایتالیایی وودی آلن تو سینمای سوئدی اونقدرا هم کار عاقلانهای نبود. [1 نظر] اينو آیدین در ساعت 14:28 نوشت.یکشنبه، 9 سپتامبر 2012سیستم آموزشی اینا برای من زیاد قابل درک نیست. یه کتابی که تو ایران خوراک دو تا درس سه واحدی بود، اینجا ظرف ۷ هفته به زور تدریس میشه. بعد تا یه سال مدام از دانشجوها امتحان میگیرن تا بالاخره همه قبول بشن. من هنوز باید برای درسی که آذر پارسال تموم شده، ورقه امتحان مجدد صحیح کنم. خاک بر سرا پیشرفت خاصی هم نشون نمیدن. میبینی طرف سه صفحه کاغذ سیاه کرده تا برای یه جایی که توی خود صورت مساله به عنوان زمین تعریف شده، پتانسیل پیدا کنه. چهارشنبه، 5 سپتامبر 2012 دزد اهل حالپست فطرت نمیدونم از کجا مشخصات کارت منو پیدا کرده، ظرف چهار روز اندازه دوماه حقوق من به جای خودم خرج کرده. نزدیک یه ماهشو داده فقط تخت و تشک خریده. با بقیهاش پول هتل و شهربازی و ادکلن داده. طفلی یه سری خرج دیگه هم داشته که هرچی زور میزنم نمیفهمم چیه. [2 نظر] اينو آیدین در ساعت 18:42 نوشت.دوشنبه، 3 سپتامبر 2012آقای کوهن مثل یه بابابزرگ مهربون، آخر کنسرت از حضار خواهش کرد با احتیاط رانندگی کنن و مواظب باشن سرما نخورن. [1 نظر] اينو آیدین در ساعت 16:46 نوشت.دوشنبه، 27 آگوست 2012 یه پرس مشروطه بزنیم با پیاز و دوغرفتار این بروبچههای سلطنتطلب تو فضای مجازی یه جوریه که اصلا فرهیختگی ازش میباره. جمعه، 24 آگوست 2012 کبیرنابه گزارش خبرنگار اعزامی ما به انگلیس، دولت اکوادور تعدادی خبره در آچارکشی و روغن کاری جهت گرفتن لقی دهن جولین آسانژ به آن کشور اعزام کرده. سهشنبه، 21 آگوست 2012دوماد! دوماد دوماد دوماد! دوشنبه، 20 آگوست 2012یه دونه از این دستگاههای شوک الکتریکی قلب اوردن انداختن گوشه راهرو. اگه زودتر جمعش نکنن شاید نتونم با وسوسه امتحان کردنش روی مردم، مقابله کنم. [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 10:48 نوشت.پنجشنبه، 16 آگوست 2012 خارگیلاهم مشاهدات سنگاپور (که عمیقا امیدوارم دیگه هیچوقت باهاش مواجه نشم) میوهای بود دوست نداشتنی به اسم دوریان (به دستور فرهنگستان: خارگیل). تقریبا مطمئنم اولین نفری که امتحانش کرده و به بقیه هم پیشنهاد کرده از نظر بهره هوشی در حد کرم خاکی بوده. فکر کن طرف یه میوهٔ گردِ بزرگِ خاردارِ سبز و قهوهای دیده، لابد با هزار بدبختی پوست محکم رو پاره کرده که ببینه توش چیه. بعد با یکی از گندترین بوهای تاریخ مواجه شده که ترکیبی از بوی جوراب و مستراح و غذای گندیده و سطل آشغال یه هفته موندهٔ آشپزخونه بوده. به جای اینکه فرار کنه، یه تیکه از اون محتوای زرد لزجی که از توصیفش معذورم رو برداشته و چون تا اینجا به اشمئزاز کافی نرسیده بوده شروع به خوردنش کرده. مزهاش که دیگه تمام خاطرات بد آدم رو میاره جلوی چشماش. نصیب هیچ بنی بشری نشه. چهارشنبه، 15 آگوست 2012 دولت شهردر مورد سنگاپور احساس خوبی نداشتم. شاید اگه از ایران مستقیم میرفتم و یک هفته اونجا میموندم یا یک هفته همینجا که هستم بودم، نهایتا هردو شبیه هم به نظر میرسیدن. هردو خارج بودن، شیک و جالب و مرفه. ولی الآن به نظرم مصنوعی بود و شرایط کار شبیه بردهداری. زیادی پررو شدم، میدونم. چهارشنبه، 18 جولای 2012ﺍﻭﺿﺎﻉ ﺧﻨﺪﻩ ﺩﺍﺭﯼ شده. ﯾﻪ ﺳﺮﯼ ﻧﺘﯿﺠﻪ ﺩﺍﺭﻡ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻧﻈر ﺧﻮﺩﻡ ﺍﺯ ﺁﺏ ﺑﯿﻨﯽ ﺑﺰ ﻫﻢ ﮐﻤﺘﺮ ﺍﺭﺯﺵ ﺩﺍﺭﻩ. ﻭﻟﯽ ﺳﻮﭘﺮﻭﺍﯾﺰﺭ ﻣﺤﺘﺮﻡ ﭼﺴﺒﯿﺪﻩ ﮐﻪ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﺸﯿﻨﯽ ﺩﺭﺑﺎﺭﻩ ﻫﻤﯿﻨﺎ ﻗﻠﻤﻔﺮﺳﺎﯾﯽ ﮐﻨﯽ ﮐﻪ ﭘﺎﺑﻠﯿﺶ ﺑﺸﻪ. ﺣﺎﻻ ﻫﯽ ﻧﻤﻭﺩﺍﺭﻫﺎ ﺭﻭ ﮔﺬﺍﺷﺘﻢ ﺟﻠﻮﻡ ﻭ ﺩﺍﺭﻡ ﻧﮕﺎﻫﺸﻮﻥ ﻣﯽ ﮐﻨﻢ ﻭﻟﯽ ﻫﯿﭻ ﻧﺘﯿﺠﻪ ﮔﯿﺮﯼ ﺩﺭﺑﺎﺭﻩ ﺍﺵ ﺑﻪ ﺫﻫﻨﻢ ﻧﻤﯽ ﺭﺳﻪ ﮐﻪ ﺑﺘﻮﻧﻪ ﮐﺴﯽ ﺭﻭ ﺧﺮ ﮐﻨﻪ ﮐﻪ ﭼﺎﭘﺶ ﮐﻨﻪ. [9 نظر] اينو آیدین در ساعت 18:02 نوشت.چهارشنبه، 27 ژوئن 2012خواب دیدم سلطنت سوئد بهم پیشنهاد شده و دارم مذاکره می کنم ببینم قبول کنم یا نه. توی خواب که اوضاع اقتصادی چنگی به دل نمی زد. همه چراغ های کاخ خاموش بود که برق کمتر مصرف بشه. یه جاهایی از درودیوار کاخ هم اجاره داده بودن که روش بیلبورد نصب شده بود. تو بیداری باید حواسم باشه یه وقت کلاه سرم نره. [13 نظر] اينو آیدین در ساعت 13:52 نوشت.سهشنبه، 26 ژوئن 2012 موجِ نسیمِ اصلاحاتِ انقلابیاگه با گودر می خونین که هیچی، اگر هنوز از اینترنت اکسپلورر استفاده می کنین هم که چه عرض کنم. ولی اگه با فایرفاکس یا کروم به صفحه اصلی سر می زنین حتما تاحالا متوجه شدین که همگام با روح زمانه یه تغییرات جزئی داشته اینجا. البته تغییرات اصلی بیشتر زیربنایی بود و چندان به چشم نمیاد. مثل اینکه بالاخره تو سال 2012 از CSS استفاده کردم و یه تعداد زیادی از استایل های وسط متن رو برداشتم. یا به جای هفده تا table تو در تو که ترتیبش از دست خودم هم دررفته بود، تو ورژن جدید فقط سه تا جدول هست. الآن دیگه با وردپرس هم سازگارتر شده. خلاصه از نون زن و بچه و ساعت کاری زدم که سر و سامون بدم بهش. ولی سوال اصلی اینه که اصلا ارزشش رو داشت؟ یا اونقدر استفاده از “خوراک خوان” زیاد شده که دیگه قیافه اهمیتی نداره؟ [11 نظر] اينو آیدین در ساعت 11:15 نوشت.دوشنبه، 11 ژوئن 2012 منم اوشکول کشورگشاحالا الآن به هرحال امکانات زیاد شده و زندگی راحت شده. گاهی جدا فکر می کنم که اونایی که هزار سال پیش اولین بار اینجا ساکن شدن و برای خودشون تو این آب و هوا کشور درست کردن، واقعا چی فکر می کردن؟ [2 نظر] اينو آیدین در ساعت 13:35 نوشت.یکشنبه، 10 ژوئن 2012 خندق بشقابهمه مشکل از اونجایی شروع شد که تصمیم گرفتیم ماشین ظرفشویی بگیریم. اگه قبلا از صبح تا شب چهارتا بشقاب کثیف می شد که اونم ظرف دو دقیقه می شستیم، الآن باید اونقدر ظرف کثیف تلنبار کنیم که ماشین پر بشه، تا به یه جایی می رسه که دیگه هیچ ظرفی نداریم که توش غذا بخوریم. اگر هم عجله داشته باشی و وقت نداشته باشی که منتظر کار ماشین بشی، مجبوری یه خروار ظرف بشوری تا واریس بگیری. خلاصه این چیزا رو کسی به ما نگفت، اقلا من می گم بلکه یه نفر از گمراهی دربیاد. [3 نظر] اينو آیدین در ساعت 17:35 نوشت.شنبه، 9 ژوئن 2012 57,42’Nآدمای معتدلی نیستن. همش یا افراط یا تفریط. اون از زمستون که کلا چهار ماه همه چیز خاکستری بود. اینم از تابستون که از ساعت چهار هوا روشن می شه و تا دوازده شب هم روشن می مونه. این وسط پنجره های خونه جدید ما نزدیک دوماه هیچ پرده ای نداشت که جلوی نور رو بگیره. نه می تونستیم درست بخوابیم، نه می شد توی تلویزیون چیزی به جز عکس پنجره دید. از اون طرف اصلا مفهومی مثل نصاب پرده براشون تعریف نشده. پرده لوله ای گرفتیم و با چه بدبختی با همون یه ذره سواد کارگاه از زمان راهنمایی، ارّه کردم و پیچ کردم. آخرم یکیش کوتاه شده، یکیش بلند. برعکس تبلیغات مربوطه هم کلا اثر خاصی روی نور محیط نداره. سهشنبه، 22 می 2012 زنده امدلم می خواد غر بزنم. رسما بازی اش گرفته. بهترین هوای ده ماه گذشته درست تو هفته ای اومده که من یه امتحان دارم و یه پرزنتیشن درباره کل کاری که ظرف یه سال گذشته انجام دادم، نتیجه می شه اینکه کلا نمی تونم از اتاق بیرون برم. این سوئدی های آفتاب ندیده هم که هرجا نیمکت یا چمن گیر اوردن ولو شدن دارن بستنی قیفی می خورن. Chris Rea راستی! فایل های موزیک های قدیمی وبلاگ رو تو هارد پیدا کردم. به زودی همه اشون یه جا آپلود می شن که اگه احیانا کسی حوصله داشت و دوست داشت یه سری بهشون بزنه. [1 نظر] اينو آیدین در ساعت 13:43 نوشت.دوشنبه، 7 می 2012 چقدرم بدصداحضرت آقا یا سرکار خانوم محترمی که توی سر بنده نشستی، دهنت سرویس! از دیشب موقع خواب تا الآن یکسره داری “راک انتحاری” و “پیر خرابات” می خونی تو مخ من، هنوزم ادامه داره. ولم کن بذار به کارم برسم. [1 نظر] اينو آیدین در ساعت 17:33 نوشت.یکشنبه، 6 می 2012 یگانه راه نجات!پیشرفت تکنولوژی خیلی سریع داره به همه جا سرک می کشه. آقا پروفسور دکتر ابراهیم میرزایی هم که تا چند وقت پیش با اسپری روی دیوار برای خودش تبلیغ می کرد، الآن ایمیل اسپم می فرسته.
| ||||