مشغولیات

زندگى، خود مشغولیتی عظیم است!




شعار هفته

Many subsystems in data communication systems work best with random bit sequences.

K. Sam Shanmugam


 
 
آیدین كبیر در یک نگاه

اسم: آیدین خان
تاریخ تولد: خیلی وقت پیش
قد: ۱۷۷
وزن: داره می رسه به صد
رنگ چشم: قهوه‌ای تیره
رنگ مو: همون
تماس: ایمیل

اینم یه تیریپ عارفانه، ابلهانه از آیدین كبیر


بالا
 
آرشیو

بالا

نظريات عارفانه،
يادداشتهای ابلهانه

تراوشات ذهنی آیدین كبیر
 

نوشته‌های آیدین:

جمعه، 19 اکتبر 2012     

د آخه لامصب، شام نوبل که نیست. یه کارسوق (workshop) ساده بوده. لازم نیست حتما هرچی خرچنگ و حلزون گیرت اومد خام خام بذاری جلوی ملت که. حالم به هم خورد.

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 15:00 نوشت.
.............................................................................................

چهارشنبه، 17 اکتبر 2012      زیر بته؟

الکی که نیست، دوستای چندین ساله رو گذاشتیم و اومدیم. یا مثلا بعضی دوستای چندین ساله پیشدستی کردن و مارو گذاشتن رفتن. اومدیم یه مملکتی که خودشون می‌گن دوستی‌ها تو مهدکودک شکل می‌گیره و تا سن بالا ادامه پیدا می‌کنه. تو این فاصله سن خودم هم رفته بالا و طبیعتا رابطه درست کردن سخت‌تر شده. بد نبود اگه دوست رو درخت درمیومد‌ها.

[2 نظر] اينو آیدین در ساعت 12:22 نوشت.
.............................................................................................

چهارشنبه، 17 اکتبر 2012     

خواب دیدم یه وبلاگ مخفی داشتم که خیلی هم حرفای روشنفکری و خفنی توش زده بودم. بعد انگار مدت‌ها سراغش نرفته بودم و گوگل می‌خواست پاکش کنه. منم هرچی زور می‌زدم پسوردم یادم نمیومد که بتونیم از نوشته‌ها کپی بگیرم.
به نظر هرچی به نوامبر جهنمی نزدیک‌تر می‌شیم قروقاطی تر می‌شم.

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 12:21 نوشت.
.............................................................................................

جمعه، 12 اکتبر 2012      ای مارک زوکربرگ، آواره گردی

شما یادتون نمیاد، اون زمانا قبل از همه این ماجراها، ما یه سری دوست داشتیم که فامیلشون واقعا آزادی یا ایرانی بود. حتی تو یه مورد نادر، فامیل یکی از دوستان سبز بود. سبز خالی. اینا قبل از این بود که یهو همه چیز شلوغ پلوغ بشه و فامیل نصف جمعیت فیسبوک تبدیل بشه به این جور چیزا.

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 16:55 نوشت.
.............................................................................................

جمعه، 12 اکتبر 2012      شاخ، شاخت، شناخت

وقتی یه آدم رواعصاب برنده چند میلیون یورو بودجه می‌شه، باید هم انتظار داشت که ساعت دو صبح ایمیل بفرسته و توش مشخصا بنویسه: اختیار این بودجه دست خودمه و اگه لازم بدونم با گروهم می‌ریم یه دپارتمان دیگه یا حتی یه دانشگاه دیگه! من هم که از شانس خوبم، عضو گروه ایشون محسوب می‌شم.
خلاصه که ظاهرا اتحادیه اروپا بعضیا رو نشناخته و بهشون شاخ داده.

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 9:45 نوشت.
.............................................................................................

دوشنبه، 1 اکتبر 2012      از آنِ خَر

هرچی پس‌انداز داشتیم گذاشتیم تو ایران که بریم سر فرصت یه فکری براش بکنیم. قبول هم کرده بودیم که به هرحال ریال افت می‌کنه. ولی دیگه فکرشو نمی‌کردیم که اینقدر سریع کرون ۱۸۰ تومنی، برسه به ۴۸۰ تومن! یعنی پشگل می‌خریدیم و انبار می‌کردیم، با همه ضایعات و هزینه انبارداری و این چیزا، بازم اینجوری نمی‌خورد تو سرش.

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 15:51 نوشت.
.............................................................................................

پنج‌شنبه، 27 سپتامبر 2012      شوک حرارتی

چند روزی رفته بودیم سرزمین‌های جنوبی. هوای گرم و آفتاب و دریا و این حرفا. روز برگشت وقتی اونجا سوار هواپیما می‌شدیم دمای هوا ۲۸ درجه بود و وقتی اینجا پیاده شدیم ۸ درجه بیشتر نبود. درواقع اول مهر حتی از دهنمون بخار هم می‌زد بیرون. آخرش ترک می خوریم.

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 17:59 نوشت.
.............................................................................................

سه‌شنبه، 18 سپتامبر 2012     

از قول رومن گاری تو خداحافظ گری کوپر گفتن که هرقدر عقاید کسی احمقانه‌تر باشد، باید کمتر با او مخالفت کرد.
راست و دروغش پای خودشون، ولی به نظر من این حرف خیلی احمقانه است و شدیدا هم باید باهاش مخالفت کرد.

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 10:14 نوشت.
.............................................................................................

دوشنبه، 10 سپتامبر 2012     

تماشای فیلم ایتالیایی وودی آلن تو سینمای سوئدی اونقدرا هم کار عاقلانه‌ای نبود.

[1 نظر] اينو آیدین در ساعت 14:28 نوشت.
.............................................................................................

یکشنبه، 9 سپتامبر 2012     

سیستم آموزشی اینا برای من زیاد قابل درک نیست. یه کتابی که تو ایران خوراک دو تا درس سه واحدی بود، اینجا ظرف ۷ هفته به زور تدریس می‌شه. بعد تا یه سال مدام از دانشجوها امتحان می‌گیرن تا بالاخره همه قبول بشن. من هنوز باید برای درسی که آذر پارسال تموم شده، ورقه امتحان مجدد صحیح کنم. خاک بر سرا پیشرفت خاصی هم نشون نمی‌دن. می‌بینی طرف سه صفحه کاغذ سیاه کرده تا برای یه جایی که توی خود صورت مساله به عنوان زمین تعریف شده، پتانسیل پیدا کنه.
پ.ن. بدترین نوع دانشجو اونیه که خودش می‌دونه که جواب سوال رو بلد نیست، ولی بازم چهار صفحه الکی سیاه می‌کنه.

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 18:01 نوشت.
.............................................................................................

چهارشنبه، 5 سپتامبر 2012      دزد اهل حال

پست فطرت نمی‌دونم از کجا مشخصات کارت منو پیدا کرده، ظرف چهار روز اندازه دوماه حقوق من به جای خودم خرج کرده. نزدیک یه ماهشو داده فقط تخت و تشک خریده. با بقیه‌اش پول هتل و شهربازی و ادکلن داده. طفلی یه سری خرج دیگه هم داشته که هرچی زور می‌زنم نمی‌فهمم چیه.

[2 نظر] اينو آیدین در ساعت 18:42 نوشت.
.............................................................................................

دوشنبه، 3 سپتامبر 2012     

آقای کوهن مثل یه بابابزرگ مهربون، آخر کنسرت از حضار خواهش کرد با احتیاط رانندگی کنن و مواظب باشن سرما نخورن.

[1 نظر] اينو آیدین در ساعت 16:46 نوشت.
.............................................................................................

دوشنبه، 27 آگوست 2012      یه پرس مشروطه بزنیم با پیاز و دوغ

رفتار این بروبچه‌های سلطنت‌طلب تو فضای مجازی یه جوریه که اصلا فرهیختگی ازش می‌باره.
مثلا یکی یه عکس از تهران گذاشته و زیرش نوشته پایتخت ایران. بعد یکی از همین دوستامون میاد زیرش کامنت می‌ذاره: «چون سلطنت از بین رفته و دیگه تخت وجود نداره، پس تهران هم پایتخت نیست و فقط مرکز اداری محسوب می‌شه». چشم! به فرهنگستان می‌گیم لحاظ کنه.
یا یکی دیگه هست که هرجا انتقادی هست، فوری پیداش می‌شه و از سلطنت دفاع می‌کنه و حتما هم یه مثال از بریتانیا میاره که ثابت کنه اصلا بهتر از مدل مشروطه وجود نداره. بدیش اینه که به نفر دوم تو نوبت سلطنت همون بریتانیا می‌گه: «ویلیامز».

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 11:29 نوشت.
.............................................................................................

جمعه، 24 آگوست 2012      کبیرنا

به گزارش خبرنگار اعزامی ما به انگلیس، دولت اکوادور تعدادی خبره در آچارکشی و روغن کاری جهت گرفتن لقی دهن جولین آسانژ به آن کشور اعزام کرده.
انتهای خبر

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 11:55 نوشت.
.............................................................................................

سه‌شنبه، 21 آگوست 2012     

دوماد! دوماد دوماد دوماد!
شوهر عروس با تو حرفا داره
هزارتا حرف واسه فردا داره

[6 نظر] اينو آیدین در ساعت 10:03 نوشت.
.............................................................................................

دوشنبه، 20 آگوست 2012     

یه دونه از این دستگاه‌های شوک الکتریکی قلب اوردن انداختن گوشه راهرو. اگه زودتر جمعش نکنن شاید نتونم با وسوسه امتحان کردنش روی مردم، مقابله کنم.

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 10:48 نوشت.
.............................................................................................

پنج‌شنبه، 16 آگوست 2012      خارگیل

اهم مشاهدات سنگاپور (که عمیقا امیدوارم دیگه هیچ‌وقت باهاش مواجه نشم) میوه‌ای بود دوست نداشتنی به اسم دوریان (به دستور فرهنگستان: خارگیل). تقریبا مطمئنم اولین نفری که امتحانش کرده و به بقیه هم پیشنهاد کرده از نظر بهره هوشی در حد کرم خاکی بوده. فکر کن طرف یه میوهٔ گردِ بزرگِ خاردارِ سبز و قهوه‌ای دیده، لابد با هزار بدبختی پوست محکم رو پاره کرده که ببینه توش چیه. بعد با یکی از گندترین بوهای تاریخ مواجه شده که ترکیبی از بوی جوراب و مستراح و غذای گندیده و سطل آشغال یه هفته موندهٔ آشپزخونه بوده. به جای اینکه فرار کنه، یه تیکه از اون محتوای زرد لزجی که از توصیفش معذورم رو برداشته و چون تا اینجا به اشمئزاز کافی نرسیده بوده شروع به خوردنش کرده. مزه‌اش که دیگه تمام خاطرات بد آدم رو میاره جلوی چشماش. نصیب هیچ بنی بشری نشه.
واقعا برای من قابل هضم نیست که چطور میوه‌ای که به جز شنوایی، مابقی حواس پنجگانه رو مشمئز می‌کنه، به اشکال مختلف: میوه خام، آب‌میوه، بستنی، کیک، اسموتی، میلک شیک و … خورده می‌شه و همه هم از این وضعیت راضی به نظر میان. اگه دست من بود خیلی وقت پیش نسل درختش منقرض شده بود.

[2 نظر] اينو آیدین در ساعت 10:55 نوشت.
.............................................................................................

چهارشنبه، 15 آگوست 2012      دولت‌ شهر

در مورد سنگاپور احساس خوبی نداشتم. شاید اگه از ایران مستقیم می‌رفتم و یک هفته اونجا می‌موندم یا یک هفته همینجا که هستم بودم، نهایتا هردو شبیه هم به نظر می‌رسیدن. هردو خارج بودن، شیک و جالب و مرفه. ولی الآن به نظرم مصنوعی بود و شرایط کار شبیه برده‌داری. زیادی پررو شدم، می‌دونم.
پ.ن. از خوبی‌ها نباید غافل شد. اونجا قدبلند محسوب می‌شدم!

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 16:50 نوشت.
.............................................................................................

چهارشنبه، 18 جولای 2012     

ﺍﻭﺿﺎﻉ ﺧﻨﺪﻩ ﺩﺍﺭﯼ شده. ﯾﻪ ﺳﺮﯼ ﻧﺘﯿﺠﻪ ﺩﺍﺭﻡ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻧﻈر ﺧﻮﺩﻡ ﺍﺯ ﺁﺏ ﺑﯿﻨﯽ ﺑﺰ ﻫﻢ ﮐﻤﺘﺮ ﺍﺭﺯﺵ ﺩﺍﺭﻩ. ﻭﻟﯽ ﺳﻮﭘﺮﻭﺍﯾﺰﺭ ﻣﺤﺘﺮﻡ ﭼﺴﺒﯿﺪﻩ ﮐﻪ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﺸﯿﻨﯽ ﺩﺭﺑﺎﺭﻩ ﻫﻤﯿﻨﺎ ﻗﻠﻤﻔﺮﺳﺎﯾﯽ ﮐﻨﯽ ﮐﻪ ﭘﺎﺑﻠﯿﺶ ﺑﺸﻪ. ﺣﺎﻻ ﻫﯽ ﻧﻤﻭﺩﺍﺭﻫﺎ ﺭﻭ ﮔﺬﺍﺷﺘﻢ ﺟﻠﻮﻡ ﻭ ﺩﺍﺭﻡ ﻧﮕﺎﻫﺸﻮﻥ ﻣﯽ ﮐﻨﻢ ﻭﻟﯽ ﻫﯿﭻ ﻧﺘﯿﺠﻪ ﮔﯿﺮﯼ ﺩﺭﺑﺎﺭﻩ ﺍﺵ ﺑﻪ ﺫﻫﻨﻢ ﻧﻤﯽ ﺭﺳﻪ ﮐﻪ ﺑﺘﻮﻧﻪ ﮐﺴﯽ ﺭﻭ ﺧﺮ ﮐﻨﻪ ﮐﻪ ﭼﺎﭘﺶ ﮐﻨﻪ.

[9 نظر] اينو آیدین در ساعت 18:02 نوشت.
.............................................................................................

چهارشنبه، 27 ژوئن 2012     

خواب دیدم سلطنت سوئد بهم پیشنهاد شده و دارم مذاکره می کنم ببینم قبول کنم یا نه. توی خواب که اوضاع اقتصادی چنگی به دل نمی زد. همه چراغ های کاخ خاموش بود که برق کمتر مصرف بشه. یه جاهایی از درودیوار کاخ هم اجاره داده بودن که روش بیلبورد نصب شده بود. تو بیداری باید حواسم باشه یه وقت کلاه سرم نره.

[13 نظر] اينو آیدین در ساعت 13:52 نوشت.
.............................................................................................

 

مطالب اخیر

نظرات اخیر

© TGEIK نظریات عارفانه، یادداشتهای ابلهانه 2026 - 2002