سهشنبه، 13 ژانویه 2026
سی سال پیش یه همکلاسی داشتیم که فوتبالش خوب بود و ضرب شوتهاش زبانزد. یه زنگ تفریح که داشتیم تو حیاط مدرسه بازی میکردیم، دروازهبان تیم حریف که پریده بود تا شوت اون همکلاسی رو بگیره، افتاد روی آجری که جای تیر دروازه کاشته بودیم و دندونش شکست. بعد از اون ماجرا، گفت دیگه فوتبال بازی نمیکنم و حداقل تا وقتی توی یه مدرسه بودیم بازی نکرد. این روزا برام سواله که چی شد که اون پسر آروم سربهزیر که بابت یه اتفاق غیرعمدی حاضر بود اون طور به خودش سختی بده، تبدیل شد به این آدمی که الآن هست. که به عنوان مثال موفق دخالت آمریکا توی یه کشور دیگه، از لیبی اسم میبره.
[
نظری نیست]
اينو آیدین در ساعت 22:40 نوشت.
.............................................................................................
دوشنبه، 12 ژانویه 2026
کمربندا رو ببندیم. به نظر آشوب (chaos) داره شروع میشه و معلوم نیست بعدش چی در انتظارمونه، یا اصلا هستیم که بعدشو ببینیم یا نه.
[
نظری نیست]
اينو آیدین در ساعت 9:16 نوشت.
.............................................................................................
پنجشنبه، 1 ژانویه 2026
نصفی از شب به جای خواب به این فکر گذشت که «اون که میخواست کمکم کنه، چرا اونقدر با قطعیت دستشو رد کردم؟» و این که آیا این الگوی رفتاری من با همه بوده یا برای اون آدم توی اون زمان و مکان یهو خودشو نشون داده؟ نصف دیگه شب به جلو و عقب کردن ذهنی کلمات همین متن. اسیر کلمهها.
[
نظری نیست]
اينو آیدین در ساعت 12:32 نوشت.
.............................................................................................
سهشنبه، 30 دسامبر 2025
یه نتیجه تصمیم به گذشتن از روبیکن، ضربههای چاقویی بود که پنج سال بعد خورد. تاسی که انداخته میشه، مهرهای که حرکت داده میشه، حرفی که زده میشه، یه ماشین بزرگ رو به حرکت درمیاره. سلسله تصمیمات و حرکات دیگهای رو دنبال خودش داره که دیگه اختیارش دست اون نفر اولیه نیست.
[
نظری نیست]
اينو آیدین در ساعت 21:44 نوشت.
.............................................................................................
سهشنبه، 23 دسامبر 2025
توی قطار متروی شلوغ شهر غریب نشسته بودم و به جمعیت نگاه میکردم. یاد اولین باری که توی شهر خودم سوار مترو شدم افتادم و ترکیب همسفرهام. یه بار دیگه بهم یادآوری شد که بازی روزگار چقدر عجیب و غیر قابل پیشبینیه.
[
نظری نیست]
اينو آیدین در ساعت 23:56 نوشت.
.............................................................................................
سهشنبه، 9 دسامبر 2025
نوشته اگه میخواین تو پنجاه سالگی سکته نکنین باید تو بیست سالگی مواظب تغذیهتون باشین. خب لامصب الآن باید بگی؟ ماشین زمانشو تو درست میکنی؟
[
نظری نیست]
اينو آیدین در ساعت 10:36 نوشت.
.............................................................................................
چهارشنبه، 3 دسامبر 2025
همینایی که الآن تو توییتر یهو یه نفر از چشمشون افتاده و ریختن سرش، سه سال پیش اگه همین حرفا رو ازت میشنیدن تیکه بزرگهات گوشت بود. از همین موضوع دو تا نتیجه میشه گرفت:
۱- از گله و رفتار گلهای فرار کن.
۲- دیدی گفتم؟
[
نظری نیست]
اينو آیدین در ساعت 13:16 نوشت.
.............................................................................................
جمعه، 21 نوامبر 2025
اون قدر که جلوی آینه وقت گذاشتم که این سبیل قرینه بشه و نشد، میتونستم برم کنکور پزشکی بدم دکتر بشم و درمان سرطان رو پیدا کنم.
[
نظری نیست]
اينو آیدین در ساعت 9:19 نوشت.
.............................................................................................
پنجشنبه، 13 نوامبر 2025
به این فصل که میرسیم، دوست دارم واقعا خرس بودم. میرفتم یه گوشهای پیدا میکردم و سه ماه میخوابیدم.
[
1 نظر]
اينو آیدین در ساعت 9:06 نوشت.
.............................................................................................
دوشنبه، 10 نوامبر 2025
درختی که تلخ است او را سرشت
گرش برنشانی به باغ بهشت
ور از جوی خلدش به هنگام آب
به بیخ انگبین ریزی و شهد ناب
سرانجام گوهر به کار آورد
همان میوهٔ تلخ بار آورد
[
نظری نیست]
اينو آیدین در ساعت 11:23 نوشت.
.............................................................................................
چهارشنبه، 20 آگوست 2025
امروز صبح بیدار شده میگه: «تصمیم گرفتم بزرگ شدم نویسنده بشم».
[
نظری نیست]
اينو آیدین در ساعت 9:24 نوشت.
.............................................................................................
سهشنبه، 12 آگوست 2025
بله عزیزان. کهولت سن اینجوریه که یه روز صبح بیدار میشی میبینی یه ماهیچهای که تا دیروز کار میکرد دیگه جواب نمیده. بعد میری پیش فیزیوتراپ، یه ورزشی بهت میده که بقیه ماهیچهها هم از کار میافتن.
[
نظری نیست]
اينو آیدین در ساعت 9:49 نوشت.
.............................................................................................
چهارشنبه، 2 جولای 2025
شه مست و جهان خراب و دشمن پس و پیش
[
نظری نیست]
اينو آیدین در ساعت 20:51 نوشت.
.............................................................................................
دوشنبه، 30 ژوئن 2025
رسیدم به اونجایی که ۱۲۷ میخونه «بیزارم از همتون، بیزارم از همتون…»
[
نظری نیست]
اينو آیدین در ساعت 10:17 نوشت.
.............................................................................................
سهشنبه، 17 ژوئن 2025
چندهزار کیلومتر دورتر نشستم و با صدای هر موتوری که از خیابون رد میشه یا حتی با صدای ماشین ظرفشویی، نگران حملهٔ جدید از جام میپرم.
[
نظری نیست]
اينو آیدین در ساعت 11:48 نوشت.
.............................................................................................
سهشنبه، 10 ژوئن 2025
از وقتی شکر ریحتن تو چایی رو قطع کردم، احساس میکنم نصف خوشی روزمرهام پریده.
[
نظری نیست]
اينو آیدین در ساعت 8:29 نوشت.
.............................................................................................
دوشنبه، 2 ژوئن 2025
گویند سنگ لعل شود در مقام صبر
آری شود، ولیک به خون جگر شود
[
نظری نیست]
اينو آیدین در ساعت 10:20 نوشت.
.............................................................................................
پنجشنبه، 6 مارس 2025
دلتنگیهای آدمی را
دلتنگیهای آدمی را
دلتنگیهای آدمی را
دلتنگیهای آدمی…
[
1 نظر]
اينو آیدین در ساعت 14:37 نوشت.
.............................................................................................
چهارشنبه، 5 مارس 2025
اول خواب دیدم یه جای پرت چند نفر افتادن دنبالم که خفتم کنن و راه فراری ندارم. از خواب پریدم و به زور دوباره خوابیدم. این سری افتادم تو چاه آسانسور. دوباره از خواب پریدم. سری آخر یه جایی مثل سلف دانشگاه بودم که ساختمون آتیش گرفت و همه فرار میکردن. همه جا میسوخت و زیر دست و پا مونده بودم و نمیتونستم تکون بخورم. شانس آوردم صبح شد و ساعت زنگ زد وگرنه معلوم نیست بعدی چی بود.
[
نظری نیست]
اينو آیدین در ساعت 17:16 نوشت.
.............................................................................................