پنجشنبه، 26 آگوست 2004
دیوانگی ام را تاب نیاوردند
الآن یه لباس سفید با آستینای بلند تنم کردن
فقط نمی دونم چرا آستیناشو گره زدن به هم!
یارو داره می گه: “از دل دیوونه نترس”
|
مشغولیات زندگى، خود مشغولیتی عظیم است!
شعار هفته Many subsystems in data communication systems work best with random bit sequences. K. Sam Shanmugam
آیدین كبیر در یک نگاه
اسم: آیدین خان تاریخ تولد: خیلی وقت پیش قد: ۱۷۷ وزن: داره می رسه به صد رنگ چشم: قهوهای تیره رنگ مو: همون تماس: ایمیل اینم یه تیریپ عارفانه، ابلهانه از آیدین كبیر
بالا
آرشیو
بالا |
|
نظريات عارفانه،
يادداشتهای ابلهانه تراوشات ذهنی آیدین كبیر نوشتههای آیدین:پنجشنبه، 26 آگوست 2004دیوانگی ام را تاب نیاوردند پنجشنبه، 26 آگوست 2004Whatever happens I’ll leave it all to chance پنجشنبه، 26 آگوست 2004قمار، فقط بردنش نیست که لذتبخشه. باختنش هم لذت خودشو داره، حتی وقتی می دونی که امید ریاضی ماجرا برای تو منفیه. باید یاد بگیری که از باختن لذت ببری. سهشنبه، 24 آگوست 2004music سهشنبه، 24 آگوست 2004نشسته بودیم تو غذاخوری مخابرات، بعد خاکی صدیق و تشنه لب و فاتحی و زمانیان اومدن تو. بعد خاکی صدیق مثل بز نشست پشت میز. تشنه لب رفت براش غذا اورد. خیلی بدم اومد. مردک حالا دو روزه رئیس دانشگاه شده، خیال کرده چه خبره. باز اگه مثل آدم ریاست می کرد، یه چیزی. [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 9:51 نوشت.سهشنبه، 24 آگوست 2004یه چیزی بگم بخندین یا گریه کنین یا حرص بخورین یا هرکاری که خودتون دوست دارین. دوشنبه، 23 آگوست 2004لعنت به خودتون و این شبکه مسخره اتون. تو همینش موندن، بعد می گن تا آخر امسال شبکه رو به نسل 2.5 ارتقا می دیم. [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 14:38 نوشت.دوشنبه، 23 آگوست 2004دم در اون مرکز دندونپزشکی توی پالیزی نوشته: “ورود وسایل نقلیه و اسلحه به مرکز دندانپزشکی اکیدا ممنوع است”! [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 14:37 نوشت.دوشنبه، 23 آگوست 2004در راستای اینکه همیشه مغز اقتصادی توپی داشتم، یه ایده جدید دارم با نشانه های کاملا ملی. شربت سکنجبین می ریزیم تو شیشه های کوچولو، یه دونه خرچسونه (این موجود اسم دیگه ای هم داره؟) هم می اندازیم تو شیشه، یه کیسه هم می بیندیم به شیشه و توش دارچین می ریزیم. قول می دم ظرف یه ماه فروش تکیلا برسه به صفر و همه بیان از این نوشیدنی من بخرن. اسمشم می ذاریم آتیلا. [2 نظر] اينو آیدین در ساعت 14:35 نوشت.دوشنبه، 23 آگوست 2004راستی! فیلم هفته پیش سینما یک خیلی خوب بود. انگار اسم اصلیش Cast away بوده. تاثیرگذار ترین شخصیت فیلم هم ویلسون بود. یه توپ والیبال! [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 14:33 نوشت.دوشنبه، 23 آگوست 2004الآن تو آزمایشگاه کنترل صنعتی نشستم. اون پاتیل آژانس دهن لق، وقت چتش بود، یه شیشه آب رو من خالی کرد که دنبالش نرم و سرشو انداخت پایین و رفت! حالا نشستم زیر کولر تا خشک بشم. اگه مردم بدونین تقصیر مهدی بوده. یه مشت کنترلی ناقص العقل دیگه هم دارن اینجا می پلکن. ضمنا پرشین بلاگم فیلتر کردن! [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 11:33 نوشت.شنبه، 21 آگوست 2004Slowly I awake شنبه، 21 آگوست 2004واقعا از خوندن این خبر لذت بردیم: جمعه، 20 آگوست 2004یادمه اون وقتا که بچه بودم یه تیله کوچولوی قرمز داشتم (راستی، اگه گفتین مشهدیا به تیله چی می گن؟) بعد یه دفعه گرفتمش دم دماغم و یه نفس عمیق کشیدم، بعد لعنتی رفت تو دماغم! بعد هول شدم، می خواستم با انگشت درش بیارم، هی بدتر می رفت بالا و گیر می کرد! آخرش با یه حالت سرگشتگی و حیرانی(!) دور خونه می دویدم و جیغ می زدم! اونم انگار جاش راحت بود، هیچ جوری در نمیومد! آخرش با توصیه های حکیمانه مامانم، تونستم درش بیارم، وگرنه هنوز فقط یه سوراخ دماغم کار می کرد!!! ضمنا تیله فوق الذکر هنوز در بین تیله های اینجانب موجود است، آخه ناسلامتی کلی خاطره داریم با هم! [7 نظر] اينو آیدین در ساعت 17:08 نوشت.جمعه، 20 آگوست 2004خیلی باحاله. عمه بابام دوسال پیش تو هشتاد سالگی، عمرشو داد به شما (البته اصولا چیزی از عمرش نمونده بود که بده به شما). حالا دوساله که تمام بزرگترای فامیل دارن با شوهر مرحومه، سروکله می زنن بلکه سرعقل بیاد. بیچاره تو نود سالگی عاشق یه خانوم پنجاه ساله شده! هنوزم هیچی نشده رفته نصف اموالشو به اسم خانومه کرده. اون خانومه هم که خیالش راحته که این بیچاره چندسال دیگه می افته می میره و بقیه اموالشم می رسه به اون. پیرمرد هم که اصلا گوشش بدهکار نیست، همش می گه شماها نمی فهمین عشق یعنی چی! [3 نظر] اينو آیدین در ساعت 8:43 نوشت.جمعه، 20 آگوست 2004Keep talking [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 6:39 نوشت.پنجشنبه، 19 آگوست 2004قایم می شم پنجشنبه، 19 آگوست 2004رفتم یه شارژر باطری قلمی خریدم. از اونجایی که چیزی ننوشته، احتمالا ساخت ایران باشه. Usage Methods: واقعا مگه خرج ترجمه کردن این چهارتا جمله چقدر می شه که نمی دن یه آدمی که بلده براشون ترجمه کنه؟ البته خب با این وضعیت، حتما به فتح بازارهای جهانی هم فکر می کنن. [5 نظر] اينو آیدین در ساعت 14:59 نوشت.پنجشنبه، 19 آگوست 2004یا جمجمه ام دیگه شیلد نیست، یا این نویزای جدید فرکانسشون حسابی رفته بالا. نمی دونم چرا همه چیزو برفکی می بینم! [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 10:22 نوشت.چهارشنبه، 18 آگوست 2004در راستای صحبتای خانوم اخوان، این بنده خدا هم چندان غلط حرف نزده به نظرم. [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 19:37 نوشت.
| ||||