مشغولیات

زندگى، خود مشغولیتی عظیم است!




شعار هفته

Many subsystems in data communication systems work best with random bit sequences.

K. Sam Shanmugam


 
 
آیدین كبیر در یک نگاه

اسم: آیدین خان
تاریخ تولد: ۱۸ دی ۱۳۶۱
قد: ۱۷۷
وزن: داره می رسه به صد
رنگ چشم: قهوه‌ای تیره
رنگ مو: همون
تماس: ایمیل

اینم یه تیریپ عارفانه، ابلهانه از آیدین كبیر


بالا
 
آرشیو

بالا

نظريات عارفانه،
يادداشتهای ابلهانه

تراوشات ذهنی آیدین كبیر
 

نوشته‌های آیدین:

شنبه، 14 آگوست 2004     

Finally,
Your final resting day
Is without me
I weep
And think of brighter days
What about me?

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 15:32 نوشت.
.............................................................................................

شنبه، 14 آگوست 2004     

Mama oooo
I don’t wanna die
Sometimes wish I’d never been born at all.

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 15:30 نوشت.
.............................................................................................

شنبه، 14 آگوست 2004     

A man gets tied up to the ground
He gives the world its saddest sound
Its saddest sound…

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 15:28 نوشت.
.............................................................................................

جمعه، 13 آگوست 2004     

In the pines, in the pines
Where the sun don’t ever shine
I would shiver the whole night through…

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 18:09 نوشت.
.............................................................................................

جمعه، 13 آگوست 2004     

But if you wanna leave, take good care…

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 18:03 نوشت.
.............................................................................................

جمعه، 13 آگوست 2004     

All I want is someone I can’t resist
I know all I need to know
By the way I got kissed.

[1 نظر] اينو آیدین در ساعت 16:03 نوشت.
.............................................................................................

پنج‌شنبه، 12 آگوست 2004     

حالا من هی بگم این آنتن بشقابی با اون لوب باریکش، که داره سیگنالشو از سی و شیش هزار کیلومتر دورتر می گیره، با اون آنتن یاگی که سیگنالش از کلکچال میاد فرق داره، هیچکس گوش نمی کنه. هی می گن حالا شما برو یه دست بهش بزن شاید درست شد. منم رفتم همچین دست زدم که کل تصویرش پرید. به من چه!

[2 نظر] اينو آیدین در ساعت 18:55 نوشت.
.............................................................................................

پنج‌شنبه، 12 آگوست 2004     

خیلی از دسته بندی های تاریخی باید عوض بشن. مثلا رومئو و ژولیت باید از گروه عشاق خارج بشن و برن تو گروه اسکل های جاودانه تاریخ! (البته به شرطی که جاشون تو بزرگترین خالی بندی های تاریخ نباشه).

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 9:31 نوشت.
.............................................................................................

پنج‌شنبه، 12 آگوست 2004     

خانوم نیره اخوان، نماینده مجلس، پیشنهاد کردن که دخترا و پسرا توی دانشگاه از هم جدا بشن. به نظرشون این کار باعث می شه که مشکلات روانی دانشجوها کمتر بشه. بیزحمت یه نفر پیدا بشه و براشون توضیح بده که تمام مشکلاتی که هست به خاطر اینه که قبل از دانشگاه، هیجده سال امثال ایشون تمام تلاششون رو کردن که دخترا و پسرا همدیگه رو نبینن.
دعای روز: خدایا! خودت مارو از دست این دایناسورهایی که مغزشون تو عصریخبندان منجمد شده، نجات بده.

[4 نظر] اينو آیدین در ساعت 6:01 نوشت.
.............................................................................................

پنج‌شنبه، 12 آگوست 2004     

این نظافتچی جدید ساختمون خیلی توپه. هنوز نیومده، همه یا آقای دکتر شدن، یا خانوم دکتر. فکر کنم چندوقت دیگه هم به هممون نشان شوالیه بده!

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 5:59 نوشت.
.............................................................................................

پنج‌شنبه، 12 آگوست 2004     

زندگی رسم خوشایندی است… زندگی حس غریبی است. شماها دلتون خوشه ها. زندگی غلطک عظیمی است که آدم را یواش یواش له می کند.

[3 نظر] اينو آیدین در ساعت 5:58 نوشت.
.............................................................................................

چهارشنبه، 11 آگوست 2004     

هروقت یکی داره می ره، بقیه می رن بدرقه. چرا یکی پیدا نمی شه بره خوشرقه؟

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 19:20 نوشت.
.............................................................................................

چهارشنبه، 11 آگوست 2004     

سید و رعنا، هرکدومشون خیال می کرد خودش اون یکی رو به چنگ اورده…

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 19:16 نوشت.
.............................................................................................

سه‌شنبه، 10 آگوست 2004     

Sympathy is what we need my friend
‘Cause there’s not enough love to go round…

[2 نظر] اينو آیدین در ساعت 19:43 نوشت.
.............................................................................................

سه‌شنبه، 10 آگوست 2004     

داشتم Cat Stevens گوش می کردم. بعد به فکر افتادم که یعنی واقعا این بشر یهو خل شده؟ یا یه چیزی دیده که من ندیدم؟ طبیعتا به هیچ نتیجه ای هم نرسیدم.

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 10:04 نوشت.
.............................................................................................

دوشنبه، 9 آگوست 2004     

واای چقدر از دست این نماینده کوهدشت خندیدم. گفته: “اخیرا اخباری به گوش می رسد که عده ای از عوامل اصلاح طلبان آمریکایی و مزدوران اجانب، به نام بسیج، نیروی انتظامی و نیروهای اصولگرا با برخورد نامناسب و خودسر با جوانان و تحدید آزادی برای تخریب چهره نظام، مصادره آرای مردم و تکرار سناریوی انتخابات سال 76، فضاسازی می کنند.”
اولا که آدم یا یه کاری نمی کنه، یا پاش وای میسته. دیگه آدم کار خودشو که نباید بندازه گردن بقیه. دوما بر همگان واضح و مبرهن است که ما جوانان از شدت آزادی داریم می ترکیم. سوما که اصولا فرقی هم نمی کنه، اصلاح طلب و محافظه کار، سروته یه کرباسن.

[1 نظر] اينو آیدین در ساعت 10:46 نوشت.
.............................................................................................

یکشنبه، 8 آگوست 2004     

پاک عقلم پریده. تو اتاق پای کامپیوتر نشستم. یهو احساس می کنم که تشنه امه. بعد می رم تو آشپزخونه. گوشی تلفن رو برمی دارم. یه کم بوقشو گوش می کنم. بعدم برمی گردم تو اتاق و دوباره می شینم پای کامپیوتر!

[1 نظر] اينو آیدین در ساعت 16:10 نوشت.
.............................................................................................

یکشنبه، 8 آگوست 2004     

هاه! این دوهزارمین پست من تو این وبلاگه. به خودم تبریک می گم.

[1 نظر] اينو آیدین در ساعت 16:08 نوشت.
.............................................................................................

شنبه، 7 آگوست 2004     

شرق امروز نوشته بود که یه باندی رو دستگیر کردن که با جعل مدرک، به خانوما کمک می کرده که از شوهراشون طلاق بگیرن. اولا که کار این باند بسیار احمقانه بوده و من با اینجور روش ها شدیدا مخالفم. دوما که وقتی یه طرف رابطه حق نداشته باشه طلاق بگیره، عاقبت قضیه به همینجا کشیده می شه. سوما که به نظر من اصلا باید حق طلاق از هر دو طرف گرفته بشه! چهارما که حالا که نظر من عملی نیست، فکر می کنم یه طرح بهتر ارائه می دم. منتظر باشین. ولی تا وقتی طرح من آماده بشه، فعلا هردوطرف حق طلاق داشته باشن، تا ببینیم بعدا چی می شه.

[6 نظر] اينو آیدین در ساعت 10:16 نوشت.
.............................................................................................

جمعه، 6 آگوست 2004     

And please remember that I never lied
And please remember
how I felt inside now honey
You gotta make it your own way
But you’ll be alright now sugar.

[2 نظر] اينو آیدین در ساعت 19:58 نوشت.
.............................................................................................

 

مطالب اخیر

نظرات اخیر

© TGEIK نظریات عارفانه، یادداشتهای ابلهانه 2026 - 2002