مشغولیات

زندگى، خود مشغولیتی عظیم است!




شعار هفته

Many subsystems in data communication systems work best with random bit sequences.

K. Sam Shanmugam


 
 
آیدین كبیر در یک نگاه

اسم: آیدین خان
تاریخ تولد: خیلی وقت پیش
قد: ۱۷۷
وزن: داره می رسه به صد
رنگ چشم: قهوه‌ای تیره
رنگ مو: همون
تماس: ایمیل

اینم یه تیریپ عارفانه، ابلهانه از آیدین كبیر


بالا
 
آرشیو

بالا

نظريات عارفانه،
يادداشتهای ابلهانه

تراوشات ذهنی آیدین كبیر
 


پنج‌شنبه، 27 مارس 2003

وقتی داشتم پست آخرو می نوشتم، تصمیمم این بود که آخرین پستم باشه. ولی این یه هفته کلی از این رو به اون رو شدم. بعدم دیدم که واقعا شما ملت همیشه در صحنه گناه دارین از خوندن تراوشات مشعشع بنده محروم باشین! پس بازم می نویسیم!

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 16:21 نوشت.

.............................................................................................


جمعه، 21 مارس 2003

ما رفتیم. معلوم نیست دقیقا کی برگردیم. مواظب خودتون باشین. این وبلاگ کوفتی رو هم بهم نریزین!!!

[6 نظر] اينو آیدین در ساعت 20:47 نوشت.

ناصیر تومامش کن!!!

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 17:35 نوشت.

I reign with my left hand I rule with my right
I’m lord of all darkness I’m queen of the night

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 15:31 نوشت.

این قضیه اسم وزیر دفاع انگلیس هم همون قضیه معروفه. باباش می خواسته براش شناسنامه بگیره:
نام؟ – جف.
فامیل؟ (متوجه نمی شه چی می گن، می خواد دوباره بپرسه، ولی چون تربیت درستی نداشته می گه: هان، درضمن لهجه انگلیسی هم داشته) -هون!!

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 15:30 نوشت.

“دنیای قشنگ نو”! بالاخره خوندمش. راستش دنیایی رو که هاکسلی توصیف کرده صد مرتبه ترجیح می دم به دنیای فعلی!!!

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 15:29 نوشت.

اگه آدم موقع سال تحویل خواب بمونه، تا آخر سال می خوابه؟ اگه خودشو به خواب بزنه چی؟

[یک نظر] اينو آیدین در ساعت 6:27 نوشت.

.............................................................................................


پنج‌شنبه، 20 مارس 2003

شب سال نوی خوبی برای همه آرزو می کنم. شب به خیر.

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 20:53 نوشت.

یه نونوایی باگتی سر نفت هست. قبل از انقلاب دانسینگ بوده. صاحبش یه یارو سرهنگ بازنشسته ارتش بود می گن. خیلی آدم بداخلاق وحشتناکی بود. با مشتری و کارگر دعوا داشت. بخصوص با کارگراش خیلی بد تا می کرد. خونه اش ته کوچه خودمونه. یه پسر داشت که شیش هفت سال پیش تو همین کوچه ها ماشین بهش زد و مرد. امروز رفتم نون بگیرم دیدم مغازه تعطیله. شب چارشنبه سوری رفتن تو مغازه، طرفو کشتن. بعدم مغازه رو آتیش زدن و فرار کردن. از جنازه اشم فقط زغال مونده. چه آدمایی پیدا می شن تو این دوره زمونه!!!

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 20:52 نوشت.

راستش حوصله ندارم که مثل بعضیا پنجاه تا نامه تبریک بنویسم، خیلی هم دوست ندارم با یه نامه دسته جمعی سروتهشو هم بیارم، واسه همین کلا بیخیالش شدم. ولی از همین جا به همه تبریک می گم سال نو رو و امیدوارم که برای همه سال خوبی باشه. حالا شایدم بهتون زنگ زدم !!! الآن هنوز زمستونه ولی از چند ساعت دیگه رسما بهار می شه. چه خوب.

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 14:46 نوشت.

بالاخره آهنگو به مناسبت سال نو و از این جور چیزا عوض کردم!
آها، می بینم که صحبت سالی که گذشت خیلی داغه، و اما سالی که بر من گذشت: راستش می خوام نق نق کنم که دیگه شب عیدی خالی بشم ولی هرچی فکر می کنم جاهای مزخرف پارسال یادم نمیاد، بیشتر خوشیاش یادم میاد. پس بیخیال، فرض رو بر این می ذاریم که سال خوبی بوده (که با تقریب خوبی همینطور هم هست). دست همه اونایی که باعث شدن یه همچین سالی داشته باشیم درد نکنه، خدا نگهشون داره برامون.

[3 نظر] اينو آیدین در ساعت 7:36 نوشت.

می گن آمریکا روی هواپیماهاش نوشته: “راه قدس از کربلا می گذرد”

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 7:35 نوشت.

یه نفر بگه ببینم، این سلاح مایکروویو آمریکا کار می کنه یا نه؟

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 7:34 نوشت.

.............................................................................................


چهارشنبه، 19 مارس 2003

با پلخمون نگاهت، چغوک دلمو زدی.

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 20:15 نوشت.

این یکیشو دیگه تاحالا ندیده بودیم! یه کارت تبریک عید گرفتم که توش یه رژیم غذایی برای کم کردن قند خون هست!!! دست فرستنده اش درد نکنه 🙂

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 19:20 نوشت.

And I swear that I don’t have a gun
No I don’t have a gun
No I don’t have a gun
No I don’t have a gun
No I don’t have a gun
No I don’t have a gun

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 9:48 نوشت.

اینا هنوز دارن سروصدا می کنن! این که دیگه چارشنبه سوری نیست، از یه ساعت پیش، شده پنجشنبه سوری!!! ( ساعت 1 صبح 28 اسفند)

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 9:47 نوشت.

.............................................................................................


سه‌شنبه، 18 مارس 2003

You blinded me with love and,
yeah, it opened up my eyes.

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 20:18 نوشت.

فرض کنین یه جایی بخواین غدا بخورین که خودتون باید دم صندوق سفارش بدین، خودتون باید غذا رو تحویل بگیرین. خودتون باید میز رو تمیز کنین. وقتی هم که بخواین دوتا میزو بچسبونین به هم، یارو مثلا گارسونه کلی منت بذاره سرتون، بهش می گن بوف زعفرانیه! قبلا فکر می کردم دیگه از گارسونای سان سیتی بدتر پیدا نمی شه!

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 20:17 نوشت.

حالا که صحبت محدث شد یاد اون موعظه معروفش افتادم! یه روز صبح که سر صف بودیم شروع کرد به ارشاد کردن که: جک رو خارجیا ساختن که تفرقه ایجاد کنن بین ما ایرانیا، از این به بعد اصلا نگین جک، جاش برای همدیگه لطیفه با درایت تعریف کنین!!!
می گن تو تیمی که نطام جدید آموزش متوسطه رو طراحی کرده، محدث هم عضو بوده. معلوم می شه چرا نظام جدید اینقدر چیز بی سر و تهی بود!

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 20:16 نوشت.

 

مطالب اخیر

نظرات اخیر

© TGEIK نظریات عارفانه، یادداشتهای ابلهانه 2026 - 2002