حالا جدی کسی هست که بدونه ساختار داخلی FIFO چه جوریه؟ یه ایده هایی درباره یه Counter که به عنوان Address pointer اون تو هست دارم، ولی هنوز نمی تونم رو کاغذ پیاده اش کنم. اگه کسی چیزی بلده زودتر بگه لطفا.
[
3 نظر]
اينو آیدین در ساعت 15:57 نوشت.
یه مقدار زیادی خسته ام. این ابلهی که دانشگاهو تعطیل کرده نمی فهمه که من اگه با نوریان یا نصری صحبت نکنم، احتمالا مجبور می شم خودم از اول FIFO رو اختراع کنم؟ حالا چه خاکی تو سرم بریزم؟ ساختنش نباید کار سختی باشه، ولی ترجیح می دم بدونم نمونه های تجاریش چه جوری کار می کنن، بعد برم سراغ این FPGA مسخره. کی فکرشو می کرد کارم به اینجا برسه که مجبور بشم چون آقا هوس کردن، خودم FIFO طراحی کنم؟ دانشگاه که تعطیل بود، منم دیدم: “ماشین که ببی، منم که ببی، پولم که ببیتی فراوون!” رفتم پنجره. خرید انبوه کتاب انجام دادم. فقط هیچ نظری ندارم که به کی چه کتابی بدم، حالا هرکی که به هر عنوانی کادو از من طلب داره، خودش باید انتخاب کنه که چی می خواد! بعد با همه کتابا رفتم سر کار. حوصله ابداع و نوآوری نداشتم، “چخوف جوان” رو برداشتم و تا عصر تمومش کردم. خیلی روز مفیدی بود امروز. یه زمانی تو راهنمایی ایوبی مجبورم کرده بود مجموعه آثار چخوف بخونم، منم که اصولا زور تو کله ام نمی ره، دودرش کردم، بعدم از هرچی چخوف بود حالم بهم خورد. ولی این داستانایی که امروز خوندم خیلی بهم چسبید. این چخوف یه چیزایی رو از من الهام گرفته بوده! (در این هنگام صد میلیون نفر با مشاهده خضوع و فروتنی من، جان به جان آفرین تسلیم کردن!!!) راستی ایوبی یه آدمی بود که تا دوتا داستانش یه جایی چاپ شده بود خیال کرده بود در زمره شاهکارهای ادبیات جهانی حساب می شه و به همین مناسبت شده بود استاد اعظم لژ کارگاه نگارش! اگه اون موقع حرفشو گوش کرده بودم و کتابای چخوف رو خونده بودم، الآن احتمالا خوشحالتر بودم. بعدم اومدم خونه و چون دوستای خواهرم خونه ما بودن، محکوم شدم به این که تو اتاق حبس بشم. به محض اینکه در اتاقو بستم، تلفن زنگ زد و حدود چهل دقیقه با زانگ (اسم فاعل از مصدر زنگیدن!) حرف زدیم که از کارهای مثبت امروز حساب می شه. الآن همچنان تو اتاق زندونی ام و خسته هم هستم. خلاصه اینکه آیدین خسته، آیدین تنها، آیدین آغلادی گِت دی یات دی (غلط دیکته ای نگیرین، تاحالا ترکی ننوشتم خب، چیکار کنم؟!)
[
نظری نیست]
اينو آیدین در ساعت 15:56 نوشت.
شورای واژه گزینی مرکز تحقیقات مخابرات یه سری واژه به فرهنگستان زبان پیشنهاد کرده که تصویب هم شدن. داشتم لیستشو می خوندم، ماشالا خیلی واژه های مزخرفی بودن. از همه باحالترش Compandor بود، قرار شده از این به بعد بهش بگیم “فشر گستر”!!!
اسم اعضای شورا رو نگاه کردم، بینشون اسم دکتر هوشنگ حسیبی!!! هم دیده می شد، از همچین شورایی انتظار بیشتری نیست.
[
نظری نیست]
اينو آیدین در ساعت 5:00 نوشت.
این شعار هفته ای که دیروز نوشته بودم پر بود از غلط دیکته ای، فکر کنم این دفعه دیگه درست شده.
[
نظری نیست]
اينو آیدین در ساعت 4:59 نوشت.
بازم دستت درد نکنه. ماشالا وقتی می خوای یه نفرو مرام کش کنی، تا وقتی از کشته شدنش مطمئن نشدی، راحت نمی شینی.
[
نظری نیست]
اينو آیدین در ساعت 4:58 نوشت.