آخه کدوم پدرسگی تو وایتکس اسید می ریزه؟!
پیرهن سفید جوهری شده بود، نیم ساعت گذاشتمش مونده تو وایتکس، الآن در آوردم می بینم سوراخ سوراخ شده!!!
[
یک نظر]
اينو آیدین در ساعت 19:52 نوشت.
در باب امتحان مخابرات 2
1- مخابرات 2، درس غریبی حساب می شه. به خصوص که یه ماه آخر سر کلاس گوش نکرده باشی و فردا هم امتحان میان ترمش باشه!
2- یه دید توپ غیر مخابراتی پیدا کردم که طبق اون، baseband با passband هیچ فرقی نداره.
3- برگه فرمولی که برای فردا نوشتم رو که نگاه می کنم، یاد دفعه اولی می افتم که الکترومغناطیس داشتم. دوسال پیش همین وقتا بود. از شیش فصل اول کتاب مقدس (چنگ علیه الرحمه)، اندازه یک چهارم کاغذ A4 فرمول در آورده بودم. خیال می کردم بقیه اش مهم نیست!!!
[
نظری نیست]
اينو آیدین در ساعت 19:50 نوشت.
یه حساب سر انگشتی نشون می ده که تا الآن 75 صفحه فیلتر خوندم، در حالیکه 150 صفحه دیگه اش مونده!!!
[
نظری نیست]
اينو آیدین در ساعت 18:15 نوشت.
اگه یه روز تو روزنامه خوندین پسر همسایه ما رو کشتن، مطمئن باشین کار من بوده. بیشعور الدنگ شبای امتحان من، هوس می کنه با صدای بلند رپ گوش کنه!!!
[
نظری نیست]
اينو آیدین در ساعت 17:35 نوشت.
یه ویندوز هرقدر هم که دستپخت بیل گیتس باشه، باید اینقدر از خودش شعور داشته باشه که سرخود personal settings منو پاک نکنه! باز خوب شد که بیل گیتس شاگرد خودم بوده و تونستم درستش کنم!
[
نظری نیست]
اينو آیدین در ساعت 17:27 نوشت.
فرصت داره تموم می شه و “نسلهای محکوم به صد سال تنهایی، فرصت دوباره ای بر روی زمین نخواهند داشت…”
[
یک نظر]
اينو آیدین در ساعت 17:17 نوشت.
نماز و روزه ام، مورد قبول حق واقع شده.
گزاره بالا به انتفای مقدم صحیح می باشد!!!
[
یک نظر]
اينو آیدین در ساعت 20:23 نوشت.
بالاخره تونستم موزیک جدید رو upload کنم.
Those were the days
Mary Hopkins
Those were the days my friend
We thought they’d never end
We’d sing and dance forever and a day
We’d live the life we choose
We’d fight and never lose
For we were young and sure to have our way.
Those were the days, oh yes those were the days…
[
نظری نیست]
اينو آیدین در ساعت 20:21 نوشت.
تا حالا اینجوریشو ندیده بودیم. دیشب وسط خوابای مختلفی که می دیدم، آگهی بازرگانی هم پخش می شد! یه یارو هم بود که اون وسط به صورت سریالی یه میان پرده اجرا می کرد! تا صبح داشت زور می زد که بفهمه اگزیستانسیالیسم رو به انگلیسی چه جوری می نویسن!!!
پ.ن. : احتمالا یارو دچار خلط مبحث بین هستی و چیستی شده بوده!!!
[
2 نظر]
اينو آیدین در ساعت 13:33 نوشت.
We’re older but no wiser my friend…
[
2 نظر]
اينو آیدین در ساعت 8:48 نوشت.
من یاد گرفتم که وقتی از یه ماجرایی کاملا باخبر نیستم، راجب آدمای درگیر قضاوت نکنم. دیگه وقتی که من یاد گرفتم یعنی خیلی چیز راحتی بوده. نمی دونم چرا بقیه نمی خوان اینو یاد بگیرن.
[
2 نظر]
اينو آیدین در ساعت 8:46 نوشت.
از سلمونی هایی که وقتی دارن موی آدمو کوتاه می کنن، بهش یادآوری می کنن که موهاش کم پشت شده، خوشم نمیاد.
[
یک نظر]
اينو آیدین در ساعت 20:39 نوشت.
مرده شور ریختتو ببره. ه هفته اس که دارم زور می زنم یه آهنگ جدید upload کنم برای این خراب شده، معلوم نیست این ISP پدرسگ چه غلطی می کنه. همه جور کاری می کنه به جز اونی که من می خوام.
[
نظری نیست]
اينو آیدین در ساعت 20:02 نوشت.
اگه این جماعت دایناسورای خرفت، رضایت بدن که دست از سر تقویم عتیقه قمری بردارن، یا حداقل اول و آخر هر ماه قمری رو بذارن گردن محاسبات و نجوم، ممکنه که جلوی انقراضشون گرفته بشه. وگرنه من که امیدی ندارم.
[
2 نظر]
اينو آیدین در ساعت 17:13 نوشت.
اگه نظر منو در این مورد بخوای، باید بگم که نظری ندارم. ولی اگه بخوای نظر کس دیگه ای رو بپرسی، باید بگم که: به نظر من ….
[
نظری نیست]
اينو آیدین در ساعت 15:37 نوشت.
قدر زر زرگر شناسد، قدر آیدین کبیر هیچکس نشناسد.
[
2 نظر]
اينو آیدین در ساعت 20:23 نوشت.