شنبه، 29 می 2021
آدامسه رو اونقدر جویدم که خاصیت لاستیکیشو از دست داد و شد مثل گچ. حالا خوبه خراب شد، وگرنه شب باهاش میخوابیدم لابد میپرید تو گلوم.
[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 11:42 نوشت.|
مشغولیات زندگى، خود مشغولیتی عظیم است!
شعار هفته Many subsystems in data communication systems work best with random bit sequences. K. Sam Shanmugam
آیدین كبیر در یک نگاه
اسم: آیدین خان تاریخ تولد: خیلی وقت پیش قد: ۱۷۷ وزن: داره می رسه به صد رنگ چشم: قهوهای تیره رنگ مو: همون تماس: ایمیل اینم یه تیریپ عارفانه، ابلهانه از آیدین كبیر
بالا
آرشیو
بالا |
|
نظريات عارفانه،
يادداشتهای ابلهانه تراوشات ذهنی آیدین كبیر نوشتههای آیدین:شنبه، 29 می 2021آدامسه رو اونقدر جویدم که خاصیت لاستیکیشو از دست داد و شد مثل گچ. حالا خوبه خراب شد، وگرنه شب باهاش میخوابیدم لابد میپرید تو گلوم. [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 11:42 نوشت.شنبه، 29 می 2021این فرندز جدیدم که در سطوح مختلف دلتنگی به بار آورد. It’s about that time in your life when your friends are your family. [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 8:02 نوشت.جمعه، 28 می 2021خدا بوفه کباب کوبیده رو از ما نگیره. حالا بعد از ظهر جمعه —همونطور که باید— به چرت میگذره. چقدر بهشون گفتم جمعه وقت جلسه نیست. [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 13:15 نوشت.جمعه، 28 می 2021یکی دو ماه پیش با مدیرم درباره یه کلاسی صحبت کردم. خیلی استقبال کرد، گفت به نظرم برای بقیه گروه هم بفرست چون موضوعیه که لازم داریم و زیاد بلد نیستیم. بعد خودمو انداخت جلو که بین کلاسای آنلاین بگردم دنبال گزینه مناسب و با بقیه گروه هماهنگ کنم و جلسه هفتگی بچینم که بعد از دیدن ویدیوها بشینیم با هم بحث کنیم و الی آخر. حالا شدیم ۱۸ نفر که قراره بریم سر کلاس، هفته دیگه هم اولین جلسه بحثه که خودم برنامه گذاشتم. این نامردا همشون درساشونو خوندن به جز خودم. [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 9:34 نوشت.جمعه، 28 می 2021وقتی هدف جا کردن فیل تو فولکس باشه، جوابی پیدا نمیشه که مضحک نباشه. [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 9:13 نوشت.پنجشنبه، 27 می 2021تو یه مهمونی از دوستای زمان دانشجویی مامان و بابا بودیم و یکی از دوستاشون هم بود که من همیشه اسمشو شنیده بودم اما بار اول بود که میدیدمش. سالها تارک دنیا و مشغول مراقبه و تزکیه شده بود و شایعات میگفتن که با غیب ارتباط داره. دوست مربوطه شده بود کانون صحبت و بحث کشیده بود به جاهای بیسروته. منم که طبق معمول در بهترین حالت به این حرفا مشکوکم نشسته بودم و گوش میکردم و تو دلم مسخره میکردم. یه جایی هم پیش خودم به مسخره گفتم حالا خوبه بتونه فکرمو بخونه و آبروم بره. یه کم بعدش یکی که منو بهتر میشناخت، بهم اشاره کرد و پرسید اینو چیکار کنیم که این حرفا رو باور نمیکنه؟ طرف گفت: «اون پسر خودش میدونه که من فکرشو میخونم». و خب باید قبول کرد که اگه بلوف بود، خیلی بلوف به جایی بود. چهارشنبه، 26 می 2021بعد از پنج وعده غذای گیاهی دیگه طاقت نیاوردم، یه همبرگر و بیکن گرفتم که در لحظه میتونستی رسوب چربیشو تو رگهای قلبت حس کنی. [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 16:00 نوشت.چهارشنبه، 26 می 2021اون قدر خودمو میشناسم که بدونم نمیتونم ساکت بمونم، فقط باید جای مناسب حرافی رو پیدا کنم. یه ماه پیش شروع کردم و برنامهام این بود که یه ماه مرتب و روزانه اینجا بنویسم. میخواستم ببینم اصلا اینقدر حرف برام مونده که ارزش داشته باشه کرکرهها رو بکشم بالا یا نه. به دینامیک غیرتعاملی غیراجتماعی وبلاگ هم دیگه عادت نداشتم و نمیدونستم اصلا توش دووم میارم یا نه. حالا سعی میکنم چیزایی که تو این مدت فهمیدم اینجا بنویسم. سهشنبه، 25 می 2021بعله جروم جان. از اولم حق با شما بود. این lousy little ego همش میخواد همه جا خودشو بندازه وسط. [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 15:17 نوشت.سهشنبه، 25 می 2021هفته پیش خودش و خانمش دوتایی واکسن زدن. امروز گفت هر دوتا بچهاش تستشون مثبت شده. حالا خودشونم باید برن قرنطینه و منتظر بشینن. تو ایمیلش نوشته Feel like I stumble on the finishing stretch of a marathon. [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 8:50 نوشت.سهشنبه، 25 می 2021یه زمانی Estranged گوش میکردم، میخوند Old at heart but I’m only twenty eight بعد من تو دلم میگفتم اووو لامصب ۲۸سالشه فکر میکنه کمه. [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 8:36 نوشت.دوشنبه، 24 می 2021“Just because I’m choosy about what I want – in this case, enlightenment, or peace, instead of money or prestige or fame or any of those things – doesn’t mean I’m not as egotistical and self-seeking as everybody else.” ― J.D. Salinger, Franny and Zooey [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 10:15 نوشت.دوشنبه، 24 می 2021پایین صفحه آخر تز لیسانس نوشتیم: «هر چه گفتیم جز حکایت دوست اصلا یادم نمیاد چی تو سرمون ميگذشته که اینو اونجا نوشتیم. دو نفر آدم “عاقل” نشستیم بغل دست هم، یکی پیشنهاد داده اینم بنویسیم، اون یکی هم گفته به به، از این بهتر نمیشه. از یه طرف آیندهنگری و پختگی موج میزنه. واقعا هم بعد از صد سال بخش اجتماعی اون دوران برای آدم میمونه و بخش درسیش دود میشه میره هوا. اما از طرف دیگه واقعا جای نوشتنش اونجا بود؟ هشتاد صفحه داستان نوشتیم که تهش بگیم اینا همه چرت بود و خودمونم پشیمونیم و خاک بر سر شما اساتید گرانمایه که اینا رو میخونین (اگه اصلا تا اینجاش رسیدین)؟ که ما با همه فرق داریم و یگانهٔ دورانیم و این چیزا برامون از آب بینی بز کمارزشتره و حالا اگه اجازه بدین بریم تو صندلچمن بشینیم و یک دست جام چای و یک دست زلف رامتین نارگیلی؟ یکشنبه، 23 می 2021امروز دقیقا ده سال از روزی که اومدیم اینجا گذشت. [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 20:55 نوشت.یکشنبه، 23 می 2021یه روزی هم بود که هرچی داشتم باخته بودم. شبش لیترالی نشستم سر میز قمار. [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 17:40 نوشت.یکشنبه، 23 می 2021همه عمر برندارم سر از این خمار مستی شنبه، 22 می 2021آدمایی که از حضورشون لذت میبرم زیاد نیستن. اما دوست دارم همونا دائم دور و برم باشن. اونا به کار خودشون برسن و من به کار خودم، اما همین که نزدیک باشن حالم خوبه. تقدیر رو ببین که افتادم این گوشهٔ دنیا و پاندمی دنیا رو برداشته و دلتنگی من رو. شنبه، 22 می 2021کی این چرت رو گفته که خواستن توانستن است؟ خواستن، شرط کافی برای توانستن نیست. تامام. [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 9:23 نوشت.جمعه، 21 می 2021تو جلسه عمومی شرکت گفتن داریم سوناهای طبقه سوم رو بازسازی میکنیم ولی فعلا به سونای طبقه دهم کاری نداریم. ظاهرا کار تو ساختمون شرکت مال ما بوده، بقیه مشغول فسق و فجور بودن. [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 15:12 نوشت.جمعه، 21 می 2021بیرون نمیتوان کرد حتی به روزگاران [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 9:25 نوشت.
| ||||