چهارشنبه، 26 می 2021
اون قدر خودمو میشناسم که بدونم نمیتونم ساکت بمونم، فقط باید جای مناسب حرافی رو پیدا کنم. یه ماه پیش شروع کردم و برنامهام این بود که یه ماه مرتب و روزانه اینجا بنویسم. میخواستم ببینم اصلا اینقدر حرف برام مونده که ارزش داشته باشه کرکرهها رو بکشم بالا یا نه. به دینامیک غیرتعاملی غیراجتماعی وبلاگ هم دیگه عادت نداشتم و نمیدونستم اصلا توش دووم میارم یا نه. حالا سعی میکنم چیزایی که تو این مدت فهمیدم اینجا بنویسم.
این سالای اخیر بخش اصلی حضور آنلاینم تو توییتر و ویکیپدیا بوده. اما دوقطبی جامعه بیرونی به یه حدی رسیده که دیگه حتی از ویرایش مقالههای ریاضی ویکیپدیا هم اکراه دارم. توییتر فارسی هم که شده یه لجنزاری که توش کسی نباید از خودش حرفی داشته باشه. باید به یکی از دو طرف بچسبی و واو به واو حرفاشو تکرار کنی وگرنه از یکیشون فحش میخوری و دومی هم رغبت نمیکنه حرفی در تاییدت بزنه. فالوئرای توییترم همین الآن بعد از چند ماه نزولی بیشتر از هر عددیه که این وبلاگ بهش رسیده. میتونست بیشتر هم باشه اگه از موج اون توییت “فیو استار” کذایی استفاده میکردم. اما واقعا انگیزه و رغبتش نبود. ناخودآگاه حس «من نیم درخور این مهمانی» داشتم و دارم.
اینجا خوش میگذره و با روحیهٔ من بیشتر سازگاره. هم عمومیه، هم زیر نورافکن نیستم. اما از طرف دیگه خیلی هم ازم انرژی میگیره. در طول روز حواسم به حرفایی که تو ذهنمه و مناسب اینجا نوشتنه هست. گاهی باید نوشتههای قدیمیشو بخونم که هم ببینم نظرم چه فرقی کرده و هم مثل باقی پیرمردا (زیاد) حرف تکراری نزنم. هم دائم فکرم مشغوله که چی بنویسم و چطور بنویسم، هم یه سابقه نزدیک به بیست ساله اینجا هست که گاهی احساس میکنم شخصیت و زندگی مستقل از من پیدا کرده. خوندن هر پست قدیمی میتونه سوراخ خرگوشی باشه که تهش پیدا نیست و تازه این فقط چیزاییه که منتشر شده. با وجود این سابقه، کلی هم فیلتر ذهنی محتوایی و لحنی باید اعمال کنم که برای خودش زمان میگیره.
حالا با همه این حرفا ادامه میدم یا نه؟ فعلا ادامه میدم، اما تعهد پست روزانه رو از خودم برمیدارم که مستهلک نشم. هرچند که الآن جوری وابسته شدم که تا یه مدت خودبخود همینطور روزانه ادامه پیدا میکنه. اما اگه فردا ناغافل سر راه رفتم زیر ماشین، نیاین بگین پس پست روزانه چی شد.
[
1 نظر]
اينو آیدین در ساعت 8:38 نوشت.
.............................................................................................
سهشنبه، 25 می 2021
بعله جروم جان. از اولم حق با شما بود. این lousy little ego همش میخواد همه جا خودشو بندازه وسط.
[
نظری نیست]
اينو آیدین در ساعت 15:17 نوشت.
.............................................................................................
سهشنبه، 25 می 2021
هفته پیش خودش و خانمش دوتایی واکسن زدن. امروز گفت هر دوتا بچهاش تستشون مثبت شده. حالا خودشونم باید برن قرنطینه و منتظر بشینن. تو ایمیلش نوشته Feel like I stumble on the finishing stretch of a marathon.
[
نظری نیست]
اينو آیدین در ساعت 8:50 نوشت.
.............................................................................................
سهشنبه، 25 می 2021
یه زمانی Estranged گوش میکردم، میخوند Old at heart but I’m only twenty eight بعد من تو دلم میگفتم اووو لامصب ۲۸سالشه فکر میکنه کمه.
[
نظری نیست]
اينو آیدین در ساعت 8:36 نوشت.
.............................................................................................
دوشنبه، 24 می 2021
“Just because I’m choosy about what I want – in this case, enlightenment, or peace, instead of money or prestige or fame or any of those things – doesn’t mean I’m not as egotistical and self-seeking as everybody else.” ― J.D. Salinger, Franny and Zooey
[
نظری نیست]
اينو آیدین در ساعت 10:15 نوشت.
.............................................................................................
دوشنبه، 24 می 2021
پایین صفحه آخر تز لیسانس نوشتیم:
«هر چه گفتیم جز حکایت دوست
در همه عمر از آن پشیمانیم»
اصلا یادم نمیاد چی تو سرمون ميگذشته که اینو اونجا نوشتیم. دو نفر آدم “عاقل” نشستیم بغل دست هم، یکی پیشنهاد داده اینم بنویسیم، اون یکی هم گفته به به، از این بهتر نمیشه. از یه طرف آیندهنگری و پختگی موج میزنه. واقعا هم بعد از صد سال بخش اجتماعی اون دوران برای آدم میمونه و بخش درسیش دود میشه میره هوا. اما از طرف دیگه واقعا جای نوشتنش اونجا بود؟ هشتاد صفحه داستان نوشتیم که تهش بگیم اینا همه چرت بود و خودمونم پشیمونیم و خاک بر سر شما اساتید گرانمایه که اینا رو میخونین (اگه اصلا تا اینجاش رسیدین)؟ که ما با همه فرق داریم و یگانهٔ دورانیم و این چیزا برامون از آب بینی بز کمارزشتره و حالا اگه اجازه بدین بریم تو صندلچمن بشینیم و یک دست جام چای و یک دست زلف رامتین نارگیلی؟
پ.ن. جواب سوال آخر: “داریم، هستیم، هست”.
[
نظری نیست]
اينو آیدین در ساعت 10:14 نوشت.
.............................................................................................
یکشنبه، 23 می 2021
امروز دقیقا ده سال از روزی که اومدیم اینجا گذشت.
[
نظری نیست]
اينو آیدین در ساعت 20:55 نوشت.
.............................................................................................
یکشنبه، 23 می 2021
یه روزی هم بود که هرچی داشتم باخته بودم. شبش لیترالی نشستم سر میز قمار.
[
نظری نیست]
اينو آیدین در ساعت 17:40 نوشت.
.............................................................................................
یکشنبه، 23 می 2021
همه عمر برندارم سر از این خمار مستی
که هنوز من نبودم
دستم بود
تقصیر آستینم بود
[
نظری نیست]
اينو آیدین در ساعت 17:22 نوشت.
.............................................................................................
شنبه، 22 می 2021
آدمایی که از حضورشون لذت میبرم زیاد نیستن. اما دوست دارم همونا دائم دور و برم باشن. اونا به کار خودشون برسن و من به کار خودم، اما همین که نزدیک باشن حالم خوبه. تقدیر رو ببین که افتادم این گوشهٔ دنیا و پاندمی دنیا رو برداشته و دلتنگی من رو.
پ.ن. چی میشد مثلا یه خونه بزرگ داشتیم، با فضای عمومی و فضاهای خصوصی برای هر نفر؟
[
نظری نیست]
اينو آیدین در ساعت 9:52 نوشت.
.............................................................................................
شنبه، 22 می 2021
کی این چرت رو گفته که خواستن توانستن است؟ خواستن، شرط کافی برای توانستن نیست. تامام.
[
نظری نیست]
اينو آیدین در ساعت 9:23 نوشت.
.............................................................................................
جمعه، 21 می 2021
تو جلسه عمومی شرکت گفتن داریم سوناهای طبقه سوم رو بازسازی میکنیم ولی فعلا به سونای طبقه دهم کاری نداریم. ظاهرا کار تو ساختمون شرکت مال ما بوده، بقیه مشغول فسق و فجور بودن.
[
نظری نیست]
اينو آیدین در ساعت 15:12 نوشت.
.............................................................................................
جمعه، 21 می 2021
بیرون نمیتوان کرد حتی به روزگاران
[
نظری نیست]
اينو آیدین در ساعت 9:25 نوشت.
.............................................................................................
جمعه، 21 می 2021
اون اسپکتروم آنالایزر هنوز چیزی ازش در نیومده. عوضش دیروز دیدیم یه basestation فایو جی توی ساختمون روشن کردن برای تست. چون کسی بالای سرش نبود افتادیم به جونش و کلا تنظیمش به هم خورد. حالا هم میترسم پول اینم از حقوقم کم کنن، هم ممکنه مغرم پخته باشه از بس جلوش نشستم.
[
نظری نیست]
اينو آیدین در ساعت 9:02 نوشت.
.............................................................................................
پنجشنبه، 20 می 2021
این وراث سالینجر واقعا بیعرضه و بیخاصیتن. اصلا ما هیچی، برای خودشون میگم. حالیشون نیست رو معدن پول نشستن، طرف ۴۵ سال نوشته و منتشر نکرده. الآن ده ساله مرده اینا هی میگن حالا چاپ میکنیم نوشتههاشو، اما دریغ از دو خط که چاپ کرده باشن.
[
نظری نیست]
اينو آیدین در ساعت 9:16 نوشت.
.............................................................................................
پنجشنبه، 20 می 2021
دیروز با رئیسم جلسه ماهانه دو نفری داشتیم. از برنامه تابستون پرسید، گفتم به خاطر تعطیلی مهدکودک مجبورم مرخصی بگیرم بشینم خونه، با این وضعیت هم که مسافرت نمیشه رفت. بعد حرف رسید به این که دو ساله ایران نرفتم، گفت به نظرم باید بعد از واکسنت چند هفته هم تو پاییز مرخصی بگیری حتما بری. یادم اون زمانی افتادم که تو ایران باید برای سالی دو روز مرخصی کلی منت یه مدیر بیخاصیتو میکشیدم. حالا نکته اینه که هدف آخر هر دوشون کار کشیدن از منه. اما فرقش اینه که دومی نظرش به بردهداریه، اولی میفهمه که بین بهرهوری و ساعت کار، بهرهوری هم میتونه تو خروجی اثر داشته باشه.
[
نظری نیست]
اينو آیدین در ساعت 8:35 نوشت.
.............................................................................................
چهارشنبه، 19 می 2021
حتی دوتا آهنگ انتخاب کرده بودم، بعد دیدم هر دو رو قبلا گذاشتم.
[
نظری نیست]
اينو آیدین در ساعت 21:43 نوشت.
.............................................................................................
چهارشنبه، 19 می 2021
برخورد عموم مردم با کتاب آشپزی و مذهب یه مدله. به یه دلیلی که شاید دقیقا قابل توصیف هم نباشه، یه کتاب انتخاب میکنن و به نظرشون اون بهترینه. اما کمتر کسی هست که به تمام دستوراتشون عمل کنه. مجموعه دستورا رو نگاه میکنن، اونایی که دوست دارن اجرا میکنن و اونایی که دوست ندارن میذارن کنار. بازم هر جا میرسن برای کتاب منتخبشون تبلیغ میکنن.
[
نظری نیست]
اينو آیدین در ساعت 13:42 نوشت.
.............................................................................................
چهارشنبه، 19 می 2021
پریشب که یهو تب و لرز و سرفه اومد سراغم، فکر کردم این دیگه کروناس. بعد تو اون وضعیت گیجی و بدخوابی داشتم تا صبح تو ذهنم به پیغامای خداحافظیم فکر میکردم. صبحش که دیگه تب نداشتم، دیدم اگه حس نوشتنش بود میشد سه تا کتاب فهیمه رحیمی ازشون درآورد.
[
نظری نیست]
اينو آیدین در ساعت 8:14 نوشت.
.............................................................................................