جمعه، 4 ژوئن 2021
روی هر آدمی که دست بذاری برای خودش یه قصهاس. حالا ممکنه از یه قصهای بیشتر خبر داشته باشی، از یکی دیگه فقط در حد یه خط. همیشه سعی کردم این یه خط یه خطها رو ببینم و جمع کنم. برنامهام این بود که یه سری داستان کوتاه باهاشون بنویسم، اما اون پروژه احتمالا هیچوقت محقق نمیشه. سعی میکنم بعضیاشو به مرور اینجا بنویسم. حالا شاید یه روزی به داستان کوتاه هم رسید. طبیعتا این تمام قصهشون نیست، از دید من ناظر بیرونی نوشته شده و محدود میشه به آدمایی که اینجا رو نمیخونن.
[
نظری نیست]
اينو آیدین در ساعت 9:34 نوشت.
.............................................................................................
پنجشنبه، 3 ژوئن 2021
از هندونهفروش محبوبم یه هندونه گرفتم، برای اولین بار ظرف سه سال سفید و بیمزه از آب در اومد. احساس میکنم به اعتمادم خیانت شده.
[
نظری نیست]
اينو آیدین در ساعت 15:08 نوشت.
.............................................................................................
پنجشنبه، 3 ژوئن 2021
آخه مرد حسابی این چه کاریه با این آهنگ کردی؟ آدم اینقدر زنذلیل؟
[
نظری نیست]
اينو آیدین در ساعت 9:51 نوشت.
.............................................................................................
پنجشنبه، 3 ژوئن 2021
شرکت بغل ساختمونای دانشگاه و یه سری دبیرستانه. دیروز سر راه یه دختر پسر هفده هجده ساله دیدم که دست همدیگه رو گرفته بودن و داشتن راه میرفتن. یه جوری گرفته بودن که مچ یکیشون به زودی در میرفت. یکیشون هم جلوتر راه میرفت و عملا اون یکی رو دنبال خودش میکشید. مصلح اجتماعی که من باشم، وسوسه شده بودم برم جلو و بهشون تذکر بدم و اشتباهشون رو اصلاح کنم. ولی مگه خودم دفعه اول دوم چه جوری بودم؟ به نظر خودم که حتما بینقص بودم، اما نظر من حداکثر پنجاه درصد ماجراست.
[
نظری نیست]
اينو آیدین در ساعت 8:40 نوشت.
.............................................................................................
چهارشنبه، 2 ژوئن 2021
حکمت روز
تا یه سایز کم کردین نرین بدو بدو شلوار کوچیک بخرین. یه پاندمی و چندماه خونه موندن کافیه که شلوارای جدید تنگ بشن.
[
نظری نیست]
اينو آیدین در ساعت 15:37 نوشت.
.............................................................................................
چهارشنبه، 2 ژوئن 2021
عادت واقعا چیز عجیبیه. هنوزم که هنوزه موقع روشن کردن ماشین ناخودآگاه پای چپم میره که کلاج بگیره.
[
نظری نیست]
اينو آیدین در ساعت 11:36 نوشت.
.............................................................................................
سهشنبه، 1 ژوئن 2021
آقای همسایه با کت و شلوار و دسته گل اومد خونه. پنج دقیقه بعد تنها و دست خالی با شلوار جین و تیشرت رفت بیرون. هیچ سناریویی به ذهنم نمیرسه که با این شرایط منطبق باشه.
[
4 نظر]
اينو آیدین در ساعت 20:21 نوشت.
.............................................................................................
سهشنبه، 1 ژوئن 2021
وسط میدون دروازه شاه تو مرکز شهر، یه مجسمه ۱۲ متری کارل نهم هست که نشسته رو اسب. اولش جالبه، اما بعد از یه مدت از بس از کنارش رد میشی برات تکراری میشه و دیگه اصلا نمیبینیش. حالا از وقتی یه عکس دیدم که چهارده پونزده سال پیش یه دانشجوی بیست و سه چهار ساله ایرانی ازش رفته بالا و روی اسب نشسته بغل دست کارل، کرمش افتاده به جونم که کاش منم رفته بودم اون بالا. اما خب اون موقعی که صحبتش شد و عکسشو دیدیم، چهار تا پیرمرد چهل ساله ایرانی با شکم برآمده بودیم که داشتیم کنار پایه مجسمه بستنی میخوردیم و هرچی بررسی کردیم نفهمیدیم چطوری میشه بدون شکستگی گردن ازش رفت بالا.
[
نظری نیست]
اينو آیدین در ساعت 16:36 نوشت.
.............................................................................................
سهشنبه، 1 ژوئن 2021
یهو خیلی از این کانسپت «سهم من از خودم» خوشم اومد. قبلا هزار بار شنیده بودمش اما نمیدونم چطور تا حالا توجهم بهش جلب نشده بود. اون جایی که تمام مسئولیتهای اجتماعی، اقتصادی، خانوادگی،… کنار رفته باشن چی از آدم میمونه؟ مشغولیت ذهنیش چیه؟ چه کارایی ازش سر میزنه؟
[
نظری نیست]
اينو آیدین در ساعت 9:58 نوشت.
.............................................................................................
دوشنبه، 31 می 2021
کلا پنج دقیقه تو مسجدش نشستم. بعد کم کم دیدم از گوشه و کنار سالن آشناها با چشم و ابرو به همدیگه اشاره میکنن و میرن بیرون. یه ساعت بعدیشو روبروی مسجد کنار خیابون دور هم جمع شده بودیم، خاطره میگفتیم و گپ میزدیم. در واقع تنها روش قابل قبول برگزاری مراسم باید همین باشه.
[
نظری نیست]
اينو آیدین در ساعت 19:42 نوشت.
.............................................................................................
دوشنبه، 31 می 2021
مثلا این یکی از اون سوراخ خرگوشاس که یه پستی گذاشتم و از یه وبلاگی نقل قول با مضمون معشوق و مرگ نوشتم. نویسنده اون وبلاگ دو سال بعد از اون پست، یه روزی اوایل فروردین قرار بوده با دوست دخترش بره شمال. بهش زنگ میزنه که تو راهم، سر راه سیگار میگیرم و میام دنبالت. دفعه بعد که تلفن دختره زنگ میخوره، پسره از بالای یه پله اضطراری تو اکباتان افتاده بوده پایین و یه نفر از تو جمعیت با آخرین شماره موبایلش تماس گرفته که خبر این اتفاق رو بده. تو فاصله این دو تا تلفن چی گذشته؟ نمیدونم.
[
نظری نیست]
اينو آیدین در ساعت 9:15 نوشت.
.............................................................................................
یکشنبه، 30 می 2021
ولی خب بعضی از آقایون شعرا هم کار آدمو راحت کردن. لازم نیست حتی یه کلمه رو تغییر بدی که معنی شعر عوض بشه و جک ساخته بشه. فقط کافیه عین همون متن رو از کانتکست بکشی بیرون و یهو با یه معنی دیگه مواجه بشی.
[
نظری نیست]
اينو آیدین در ساعت 11:31 نوشت.
.............................................................................................
یکشنبه، 30 می 2021
کله سحر بیدارم کرده که بابا بیا بهت ورزش یاد بدم. یه سری حرکات محیرالعقول میکنه که منم باید عینا تکرار کنم وگرنه تذکر میگیرم.
[
نظری نیست]
اينو آیدین در ساعت 9:51 نوشت.
.............................................................................................
شنبه، 29 می 2021
آدامسه رو اونقدر جویدم که خاصیت لاستیکیشو از دست داد و شد مثل گچ. حالا خوبه خراب شد، وگرنه شب باهاش میخوابیدم لابد میپرید تو گلوم.
[
نظری نیست]
اينو آیدین در ساعت 11:42 نوشت.
.............................................................................................
شنبه، 29 می 2021
این فرندز جدیدم که در سطوح مختلف دلتنگی به بار آورد.
It’s about that time in your life when your friends are your family.
[
نظری نیست]
اينو آیدین در ساعت 8:02 نوشت.
.............................................................................................
جمعه، 28 می 2021
خدا بوفه کباب کوبیده رو از ما نگیره. حالا بعد از ظهر جمعه —همونطور که باید— به چرت میگذره. چقدر بهشون گفتم جمعه وقت جلسه نیست.
[
نظری نیست]
اينو آیدین در ساعت 13:15 نوشت.
.............................................................................................
جمعه، 28 می 2021
یکی دو ماه پیش با مدیرم درباره یه کلاسی صحبت کردم. خیلی استقبال کرد، گفت به نظرم برای بقیه گروه هم بفرست چون موضوعیه که لازم داریم و زیاد بلد نیستیم. بعد خودمو انداخت جلو که بین کلاسای آنلاین بگردم دنبال گزینه مناسب و با بقیه گروه هماهنگ کنم و جلسه هفتگی بچینم که بعد از دیدن ویدیوها بشینیم با هم بحث کنیم و الی آخر. حالا شدیم ۱۸ نفر که قراره بریم سر کلاس، هفته دیگه هم اولین جلسه بحثه که خودم برنامه گذاشتم. این نامردا همشون درساشونو خوندن به جز خودم.
[
نظری نیست]
اينو آیدین در ساعت 9:34 نوشت.
.............................................................................................
جمعه، 28 می 2021
وقتی هدف جا کردن فیل تو فولکس باشه، جوابی پیدا نمیشه که مضحک نباشه.
[
نظری نیست]
اينو آیدین در ساعت 9:13 نوشت.
.............................................................................................
پنجشنبه، 27 می 2021
تو یه مهمونی از دوستای زمان دانشجویی مامان و بابا بودیم و یکی از دوستاشون هم بود که من همیشه اسمشو شنیده بودم اما بار اول بود که میدیدمش. سالها تارک دنیا و مشغول مراقبه و تزکیه شده بود و شایعات میگفتن که با غیب ارتباط داره. دوست مربوطه شده بود کانون صحبت و بحث کشیده بود به جاهای بیسروته. منم که طبق معمول در بهترین حالت به این حرفا مشکوکم نشسته بودم و گوش میکردم و تو دلم مسخره میکردم. یه جایی هم پیش خودم به مسخره گفتم حالا خوبه بتونه فکرمو بخونه و آبروم بره. یه کم بعدش یکی که منو بهتر میشناخت، بهم اشاره کرد و پرسید اینو چیکار کنیم که این حرفا رو باور نمیکنه؟ طرف گفت: «اون پسر خودش میدونه که من فکرشو میخونم». و خب باید قبول کرد که اگه بلوف بود، خیلی بلوف به جایی بود.
پ.ن. صحبتش درباره من به اینجا ختم نشد.
[
نظری نیست]
اينو آیدین در ساعت 8:55 نوشت.
.............................................................................................
چهارشنبه، 26 می 2021
بعد از پنج وعده غذای گیاهی دیگه طاقت نیاوردم، یه همبرگر و بیکن گرفتم که در لحظه میتونستی رسوب چربیشو تو رگهای قلبت حس کنی.
[
نظری نیست]
اينو آیدین در ساعت 16:00 نوشت.
.............................................................................................