شنبه، 15 فوریه 2003
دوستي كي آخر آمد؟ دوستداران را چه شد؟
[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 20:57 نوشت.|
مشغولیات زندگى، خود مشغولیتی عظیم است!
شعار هفته Many subsystems in data communication systems work best with random bit sequences. K. Sam Shanmugam
آیدین كبیر در یک نگاه
اسم: آیدین خان تاریخ تولد: ۱۸ دی ۱۳۶۱ قد: ۱۷۷ وزن: داره می رسه به صد رنگ چشم: قهوهای تیره رنگ مو: همون تماس: ایمیل اینم یه تیریپ عارفانه، ابلهانه از آیدین كبیر
بالا
آرشیو
بالا |
|
نظريات عارفانه،
يادداشتهای ابلهانه تراوشات ذهنی آیدین كبیر نوشتههای آیدین:شنبه، 15 فوریه 2003دوستي كي آخر آمد؟ دوستداران را چه شد؟ [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 20:57 نوشت.شنبه، 15 فوریه 2003حوصله وجود ندارم. فعلا مهمترين بخش وجودم قلمبه شده و درد مي كنه!!! [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 18:33 نوشت.شنبه، 15 فوریه 2003حتي دريغ از يه شاخه رز زرد. اينجوري نمي تونم بگم حتي يه نفر يادش بوده كه منم وجود دارم و اتفاقا چه آدم مزخرفي هم هستم. [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 17:00 نوشت.شنبه، 15 فوریه 2003مي خواستم ديروز اين دوروبر و كلا دوروبر خيلي چيزا و خيلي آدما نباشم. خب نبودم. به همين راحتي. [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 16:59 نوشت.دوشنبه، 10 فوریه 2003Didn’t mean to make you cry یکشنبه، 9 فوریه 2003khoobish ine ke too in khoone hame adamo dark mikonan. boghz kardam neshastam ye gooshe, oomadan be man migan: kherse gonde ke vase ye computer gerye nemikone!!! yeki nist bege alan ke sahle, oon moghe ke ye vajab boodam, vase atarim gerye nekardam, hala biam gerye konam? [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 19:53 نوشت.یکشنبه، 9 فوریه 2003belakhare terkid, dige be salamati hatta boot nemishe. maloom nist che margeshe. be jahannam khial karde bikhialesh misham, hala ke injoori shod, shode bendazamesh door systemo avaz mikonam. mordeshoor. haminam moonde bood, harchi badbakhtie yeho dare mirize saram. [1 نظر] اينو آیدین در ساعت 17:09 نوشت.جمعه، 7 فوریه 2003فقط خدا کنه، اون رضوی که الآن تو منچستره اشتباه نکرده باشه. وگرنه هفته دیگه که بیاد ایران، دیگه حسابی حالمو می گیره. [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 21:13 نوشت.جمعه، 7 فوریه 2003ولم کنین، حوصله ندارم. کمتر چیزی به اندازه جریمه شدن، برای گناهی که نمی دونی چیه، آدمو داغون می کنه. جمعه، 7 فوریه 2003نمی دونم چرا همش یادم می ره، آبی که از یه فواره میاد، اوج می گیره، وقتی به بلند ترین نقطه رسید، سرازیر می شه، می ریزه. قاطی بقیه می شه و دیگه هیچی. [3 نظر] اينو آیدین در ساعت 20:10 نوشت.جمعه، 7 فوریه 2003Will some woman in this desert land, جمعه، 7 فوریه 2003حسادت، حس مسخره ایه. آدمو به هیچ جا نمی رسونه، چه خوب، چه بد. [2 نظر] اينو آیدین در ساعت 17:40 نوشت.جمعه، 7 فوریه 2003روشنک برام ایمیل فرستاده. آآآآخ جون. از بس که من تنبلی کردم بالاخره اون سکوتو شکست. روشنک یه فامیل دوره که تو خونواده بی در و پیکر ما، نزدیک حساب می شه. خیلی نزدیک. با وجود اینکه هفت سال اختلاف سن داریم، ولی وقتی بچه بودم همیشه به عنوان یه هم بازی خوب برام تعریف شده بود، حالام یه دوست خوب. شاید بشه گفت بعد از بابام دومین کسی بود که باعث می شد من به برق علاقه مند بشم. الآن دیگه داره تز دکترای Optoelectronics اش رو می نویسه و به لطف برادر انقلابی احمقمون (بن لادن) نزدیک دو ساله که ندیدمش. چون کافیه که از آمریکا خارج بشه تا برادر ضدانقلاب احمق ترمون (دبلیو بوش) دیگه راهش نده. خیلی دلم براش تنگ شده. کلا از جنگ متنفرم، به هر دلیلی که می خواد باشه. به هز حال امیدوارم زودتر از دست این احمقا خلاص بشیم. بازم ممنون روشی جان. [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 9:19 نوشت.پنجشنبه، 6 فوریه 2003مامان و بابام رانندگی منو قبول ندارن، منم در عوض رانندگی اونا رو قبول ندارم. مساله اینه که اونا زورشون بیشتره. [1 نظر] اينو آیدین در ساعت 20:29 نوشت.پنجشنبه، 6 فوریه 2003the old man then prepares پنجشنبه، 6 فوریه 2003تقصیر خودمه! از اول نباید بهشون رو می دادم. حالا دیگه همش می خوان سوارم بشن. اشیا رو می گم. به نظر من اشیا حس دارن، یا حداقل دل دارن. نمونه اش اون ساعتم بود که تا یه ساعت جدید گرفتم، از کار افتاد. حالام نوبت کامپیوترم شده، از اون هفته که صحبت عوض کردن سیستمو شروع کردم، تا حالا همش قاطی می کنه، حالیش نیست این جوری منو بدبخت می کنه. [1 نظر] اينو آیدین در ساعت 7:30 نوشت.پنجشنبه، 6 فوریه 2003یا من عوض شدم و خودم نفهمیدم، یا بقیه عوض شدن! به هر حال تو این دو روزه، با حرفایی که به نظر خودم خیلی عادی بودن، سه نفر( که اتفاقا خیلی هم نزدیک حساب می شن) رو به شدت عصبانی کردم از دست خودم! [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 7:29 نوشت.چهارشنبه، 5 فوریه 2003And please remember that I never lied سهشنبه، 4 فوریه 2003من که دیگه عقلم قد نمی ده. یه نفر هست که…. بیخیال هزاران نفر هست اصلا، به من چه! دوشنبه، 3 فوریه 2003[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 20:12 نوشت.
| ||||