مشغولیات

زندگى، خود مشغولیتی عظیم است!




شعار هفته

Many subsystems in data communication systems work best with random bit sequences.

K. Sam Shanmugam


 
 
آیدین كبیر در یک نگاه

اسم: آیدین خان
تاریخ تولد: ۱۸ دی ۱۳۶۱
قد: ۱۷۷
وزن: داره می رسه به صد
رنگ چشم: قهوه‌ای تیره
رنگ مو: همون
تماس: ایمیل

اینم یه تیریپ عارفانه، ابلهانه از آیدین كبیر


بالا
 
آرشیو

بالا

نظريات عارفانه،
يادداشتهای ابلهانه

تراوشات ذهنی آیدین كبیر
 

نوشته‌های آیدین:

شنبه، 22 فوریه 2003     

امروز آسمونم مثل من دلش گرفته بود. رفتم نشستم تو حیاط. منتظر شدم بغضش بترکه که منم همراهیش کنم. ولی اون ابله خیال کرد داغم، اونقدر فوت کرد که تبدیل شدم به یه قندیل. به من چه؟! خودش یه همراه درست و حسابی رو از دست داد!!!

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 18:45 نوشت.
.............................................................................................

شنبه، 22 فوریه 2003     

من می گم حموم سالی دو دفعه کافیه، یه دفعه نزدیکای عید، یه دفعه دیگه هم اوایل پاییز. البته به شرطی که حسش باشه. ولی خودم می گه آدم باید هر سه روز یه بار بره حموم. اینجوری می شه که من روزدرمیون می رم حموم. (اگه می خواین بدونین این نتیجه چه جوری بدست اومده، فرمول مقاومت معادل دوتا مقاومت موازی (در اینجا مقاومت در برابر کثیفی) رو یادتون بیارین.

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 18:44 نوشت.
.............................................................................................

شنبه، 22 فوریه 2003     

Day after day,
Our love turns gray,
Like the skin on a dying man.
And night after night,
We pretend it’s all right,
But I have grown older,
And you have grown colder,
And nothing is very much fun, anymore.

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 18:43 نوشت.
.............................................................................................

شنبه، 22 فوریه 2003     

من اون آدم بده تو قصه هام. همه اینو می دونن به جر خودم. چون هر قدرم که منفی باشم، نسبت به خودم مثبتم. هر قدرم ناچیز باشم، نسبت به خودم یک می شم، خدا می شم.

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 18:42 نوشت.
.............................................................................................

شنبه، 22 فوریه 2003     

Mother, do you think she’s good enough,
For me?
Mother, do you think she’s dangerous,
To me?
Mother will she tear your little boy apart?
Ooooowaa Mother, will she break my heart?

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 18:41 نوشت.
.............................................................................................

شنبه، 22 فوریه 2003     

من که چیزی نمی خوام، اونقدر خواسته هام کمه که اصلا به حساب نمیاد. هیچ روزی هم از روز قبل بیشتر نیست. ولی نمی دونم چرا بازم عالم و آدم خساستشون تو براورده کردن اینا گل می کنه.

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 18:40 نوشت.
.............................................................................................

پنج‌شنبه، 20 فوریه 2003     

I’m a-thinkin’ and a-wond’rin’ all the way down the road
I once loved a woman, a child I’m told
I give her my heart but she wanted my soul
But don’t think twice, it’s all right

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 21:00 نوشت.
.............................................................................................

چهارشنبه، 19 فوریه 2003     

بعد از دو هفته کار با لپ تاپ، اولین چیزی که به چشم می خوره، تحدب صفحه مانیتورته!!

[1 نظر] اينو آیدین در ساعت 9:07 نوشت.
.............................................................................................

چهارشنبه، 19 فوریه 2003     

آخ جون کامپیوترم بالاخره درست شد. دست اصغر درد نکنه. واقعا که آخر مرامه. فقط حیف که گاهی وقتا یه کارایی می کنه که ارزش مرامشو از بین می بره.

[1 نظر] اينو آیدین در ساعت 9:06 نوشت.
.............................................................................................

چهارشنبه، 19 فوریه 2003     

ديشب: خستگي+ تب+ سردرد+ يه مشت مسكن= خواب راس ساعت هشت و نيم!!!
حدود دو سالي مي شد كه قبل از ساعت دوازده نخوابيده بودم، تجربه جالبي بود!!!

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 6:27 نوشت.
.............................................................................................

چهارشنبه، 19 فوریه 2003     

مكانيك؟ خاكسفورد؟ سر تا ته جاده چالوس اينقدر منو خسته نكرده بود كه ديروز خسته شدم. يه ترم ديگه بايد اين راهو برم و بيام!!!

[1 نظر] اينو آیدین در ساعت 6:26 نوشت.
.............................................................................................

چهارشنبه، 19 فوریه 2003     

خيلي با تيريپ خودم حال مي كنم!!!(منظورم اون تيريپ نيستا، اين يه تيريپ ديگه اس. تيريپ هم مثل چولومبه معاني بسياري داره!!!)

[1 نظر] اينو آیدین در ساعت 6:25 نوشت.
.............................................................................................

دوشنبه، 17 فوریه 2003     

منتظر بيانيه جديد بسيجم. هموني كه احتمالا فحشاش حول ما مي گرده!!!

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 19:17 نوشت.
.............................................................................................

دوشنبه، 17 فوریه 2003     

يه همسايه اهوازي داريم كه زندگيش تو اهوازه، فقط دخترش كه دانشجوئه مونده تهران. يه همسايه ديگه داريم كه محضرداره، از اينايي كه به همه مي گه برادر يا خواهر، البته به من مي گه عموجون!!! الآن مي گفت عموجون اينجا شده كمپ مجردي! خاك بر سرمون با اين شعورمون! با اين فرهنگمون كه بايد به كار همه كار داشته باشيم.

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 19:16 نوشت.
.............................................................................................

دوشنبه، 17 فوریه 2003     

مي خواستم يه چيزي بنويسم. ديدم اول و آخرش مي شه مثل همين كه سياوش گفته.

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 19:15 نوشت.
.............................................................................................

دوشنبه، 17 فوریه 2003     

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 11:19 نوشت.
.............................................................................................

دوشنبه، 17 فوریه 2003     

اين يارو كلاس الكترونيك 2 رو با ديكته پاتخته اشتباه گرفته. اون يكي كت تنگ مي پوشه و دگمه هاشو تا ته مي بنده، كم مونده بود دگمه هاش دونه دونه كنده بشه و بخوره تو سر و صورت ما. اون يكي ديگه سه ساعت جون مي كنه كه تعريف سيستم خطي رو بگه، خوب بود هممون بلد بوديم وگرنه حسابي گمراه مي شديم. اون يكي هم كه ديگه يه موجي واقعيه.

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 11:18 نوشت.
.............................................................................................

دوشنبه، 17 فوریه 2003     

اين يكي رو خودم تو بابلسر ديدم: “شركت فني و مهندسي سوزان روشن مازندران”!!!

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 11:17 نوشت.
.............................................................................................

دوشنبه، 17 فوریه 2003     

“دايره” رو ديدم. خوشم نيومد ازش. فيلم چرتي بود. تقريبا مطمئن شدم اين خارجيا دوست دارن به بدبختياي ما جايزه بدن. تقريبا مستقل از زن بودنشون بود. بيشتر مشكل اين فرهنگ خراب شده اس.

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 11:16 نوشت.
.............................................................................................

دوشنبه، 17 فوریه 2003     

و اما تو! تو يك Random selector هستي با يك Clock pulse چهار ماهه!

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 11:15 نوشت.
.............................................................................................

 

مطالب اخیر

نظرات اخیر

© TGEIK نظریات عارفانه، یادداشتهای ابلهانه 2026 - 2002