دوشنبه، 3 فوریه 2003
بادبانا رو بکشین!
خیلی روز خسته کننده ای بود، بینهایت خسته کننده.
|
مشغولیات زندگى، خود مشغولیتی عظیم است!
شعار هفته Many subsystems in data communication systems work best with random bit sequences. K. Sam Shanmugam
آیدین كبیر در یک نگاه
اسم: آیدین خان تاریخ تولد: ۱۸ دی ۱۳۶۱ قد: ۱۷۷ وزن: داره می رسه به صد رنگ چشم: قهوهای تیره رنگ مو: همون تماس: ایمیل اینم یه تیریپ عارفانه، ابلهانه از آیدین كبیر
بالا
آرشیو
بالا |
|
نظريات عارفانه،
يادداشتهای ابلهانه تراوشات ذهنی آیدین كبیر نوشتههای آیدین:دوشنبه، 3 فوریه 2003بادبانا رو بکشین! یکشنبه، 2 فوریه 2003“همه مشکل همین جاس. نمی شه یه جای قشنگ و آرامش بخش پیدا کرد چون همچین جایی وجود خارجی نداره. می شه تصور کرد که همچین جایی هست، ولی وقتی به اونجا می ری و حواست نیست، یکی یواشکی میاد و درست بغل گوشت می نویسه “دهنت رو…”.یه بار امتحان کن. حتی فکر کنم وقتی بمیرم و ببرنم تو قبرستون و چالم کنن و یه سنگ قبر هم برام درست کنن که روش نوشته “هولدن کالفیلد” و سال تولد و وفاتم رو ذکر کردن، زیرش هم نوشته “دهنت رو…”. درواقع مطمئنم که این طوری می شه.” یکشنبه، 2 فوریه 2003می دونین رسوندن یه جنازه از دانشکده تا خونه چقدر سخته؟ وقتی که مجبور باشی سوار تاکسیش کنی، تو تاکسی دوتا آشنا باشن که نباید از جنازه باخبر بشن، تو خونه همه باید فکر کنن به خاطر انتخاب واحد بوده که جنازه مونده رو دستت. شنبه، 1 فوریه 2003If I had to lose a mile شنبه، 1 فوریه 2003تلفن اتاقو از پریز کشیدم. اگه کسی کارم داشت، بهتره نداشته باشه، چون من کاری با کسی ندارم. [4 نظر] اينو آیدین در ساعت 20:10 نوشت.شنبه، 1 فوریه 2003الآن یادم افتاد، مهسا کجا بود امروز؟ [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 17:52 نوشت.شنبه، 1 فوریه 2003حاضرم شرط ببندم هرکی دیگه بود تاحالا بریده بود. بسه دیگه. مرامی بسه. [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 17:51 نوشت.شنبه، 1 فوریه 2003افسوس بر من شنبه، 1 فوریه 2003کاش می فهمیدم دکتر و آفریدون این ترم چه غلطی می کردن که این ریختی ریدن به انتخاب واحد. ااااااااااااااااااه. احمقا! [1 نظر] اينو آیدین در ساعت 15:34 نوشت.جمعه، 31 ژانویه 2003بفرما! می گم حواسم پرته، اینم یه نمونه جدیدش: جمعه، 31 ژانویه 2003whatever happens, I’ll leave it all to chance جمعه، 31 ژانویه 2003خب، اینجا یه کیبورد داریم که از زمان جنگ جهانی (اون موقعی که کنکور داشتم) تا حالا تمیز نشده. علاوه بر شکل ظاهریش که دیگه تقریبا سیاه شده، توش فکر کنم همه چیز پیدا بشه، از بیسکوئیت مادر و چیپس تا مو و شوره سر، البته سس کچاپ و ماست موسیر هم چیزیه که به وفور توش پیدا می شه (می تونم ماستو از رو جلد کتاب چنگ لیس بزنم، ولی دیگه از توی کیبورد نمی تونم!). خلاصه اینکه تنها چیزی که کم داشت خون بود، که اونم بهش اضافه کردم. الآن دیگه کافیه یه آزمایش DNA بده که معلوم بشه، مال من بوده. ولی خودمم موندم که چه جوری این همه خون به در و دیوار پاشیده! چون با پراکندگی نسبتا بالایی همه جاش لکه های خون دیده می شه. حوصله ندارم پاکش کنم، بیخیال. [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 9:57 نوشت.پنجشنبه، 30 ژانویه 2003قضیه ویلسون: اگر p عددی اول باشد، آنگاه حاصلضرب اعداد طبیعی از 1 تا p-1، بعلاوه 1، مضربی از p خواهد بود. پنجشنبه، 30 ژانویه 2003درد من بنگری به ستاره می رسی چهارشنبه، 29 ژانویه 2003جقدر زندگی بدون تلفن سخته، درود بر همه مخابراتیای عالم! چهارشنبه، 29 ژانویه 2003telefone ghat shode…….laptope baba…… kheili darepite…… tele khodamo mikham…… komaaak [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 8:10 نوشت.سهشنبه، 28 ژانویه 2003Talk to me softly سهشنبه، 28 ژانویه 2003نگفتم وضع حافطه ام خرابه؟ یادم رفته بود وبلاگ دارم!!! [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 15:04 نوشت.یکشنبه، 26 ژانویه 2003وضعم، برای خودم حسابی نگران کننده اس. حافظه ام، یکی از چیزایی که همیشه بهش نازیدم، بدجوری داره گیج می زنه تازگیا. یهو می بینی یه چیزی رو به فاصله دو روز، سه بار از یکی می پرسم. یا مثلا یه جکی رو که پریروز شنیدم، وقتی دوباره می شنوم خیال می کن جدیده، کلی بهش می خندم. خاک به سرم شد. فردا پس فرداس که عکسمو بزنن تو روزنامه، بگن نامبرده که دارای اختلال حواس نیز می باشد، گم و گور شده خبر مرگش. هرکی ازش خبر داره بره بمیره!!! [2 نظر] اينو آیدین در ساعت 20:08 نوشت.یکشنبه، 26 ژانویه 2003Can anybody find me, somebody to love? [1 نظر] اينو آیدین در ساعت 19:48 نوشت.
| ||||