جمعه، 1 اکتبر 2021
یه استندآپ کمدی دیدم داشت یکی رو مسخره میکرد که اسمش نایجل بود و اسم دخترشو گذاشته بود نایجلا.
[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 22:30 نوشت.|
مشغولیات زندگى، خود مشغولیتی عظیم است!
شعار هفته Many subsystems in data communication systems work best with random bit sequences. K. Sam Shanmugam
آیدین كبیر در یک نگاه
اسم: آیدین خان تاریخ تولد: خیلی وقت پیش قد: ۱۷۷ وزن: داره می رسه به صد رنگ چشم: قهوهای تیره رنگ مو: همون تماس: ایمیل اینم یه تیریپ عارفانه، ابلهانه از آیدین كبیر
بالا
آرشیو
بالا |
|
نظريات عارفانه،
يادداشتهای ابلهانه تراوشات ذهنی آیدین كبیر نوشتههای آیدین:جمعه، 1 اکتبر 2021یه استندآپ کمدی دیدم داشت یکی رو مسخره میکرد که اسمش نایجل بود و اسم دخترشو گذاشته بود نایجلا. [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 22:30 نوشت.جمعه، 1 اکتبر 2021یه زمانی دم به دقیقه سینما بودیم، اما الآن سینما رفتن یه اتفاق نادر شده. امروز بعد از دو سال فرصت شد بریم یه فیلم ببینیم. چقدر همه چیز عوض شده بود. صندلیهای جدید، خودپرداز نوشابه جدید، منوی هله هوله جدید. حتی توالتای این سالنی که همیشه میرفتیم عوض شده بودن. واقعا لازمه آدم گاهی از غارش بیاد بیرون. پنجشنبه، 30 سپتامبر 2021خاطره بویایی چیز عجیبیه. میتونه قشنگ بلندت کنه و ببره صاف وسط یه موقعیت قدیمی بنشونه. اینجا گاهی اوایل پاییز که هوا خنک شده و یه بارونی اومده و شاید یه همسایهای آتیش روشن کرده، پنجره رو باز میکنی و میبینی بوی یه شب بارونی عید تو شمال میاد. دیگه نه اون خونه هست، نه آدمایی که خونهاش کرده بودن، نه اون جمع بیست سی نفره که جلوی شومینه پانتومیم بازی میکردن. ولی من توی ایوون روی تشک نمکشیده صندلی نشستم، هوا میخورم و از پشت پنجره نگاهشون میکنم. [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 10:21 نوشت.چهارشنبه، 29 سپتامبر 2021اون قدیما که کف اتاق خوابا و راهرو موکت بود، یه رباب خانوم لاغر و ریزه میزه بود که هر چند وقت یه بار میومد، با یه سطل آب کف و یه برس میافتاد به جون موکتا و چند ساعت میسابیدشون. کلی پرز و مو و گرد و خاک ازشون میومد بیرون، یه چندساعتی هم خونه بوی پشم خیسخورده میگرفت که تو هوای خشک تهران زود تموم میشد. پریروز به گردنکلفت دومتری با کلی دم و دستگاه مکانیزه اومد، نیم ساعته کثیفی ده سالهٔ فرش و مبل رو شست. اندازه یه روز حقوق من، نقد و بدون مالیات گرفت و رفت. بعد از دو روز تو این هوای مرطوب اول پاییز، خونه هنوز بوی رباب خانوم میده. [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 13:49 نوشت.چهارشنبه، 29 سپتامبر 2021خب این کد تا هفته پیش داشته کار میکرده. جوابی که اون موقع ازش گرفتم هست، معلومه درست بوده. هیچ کس هم بهش دست نزده که بفهمم از اون هفته تا این هفته چی شده. دو روزه چشمم در اومده ولی ایرادش درنمیاد. یعنی چی آخه؟ کد کوانتومی بوده؟ [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 13:38 نوشت.دوشنبه، 27 سپتامبر 2021بالاخره دل به دریا زدم و The mirror and the light رو شروع کردم. با این سرعتی که پیش میره احتمالا حدود سه ماه طول میکشه تا تمومش کنم. منتل با داستان مثل خورشت برخورد میکنه. آروم آروم بهش مواد اضافه میکنه و روی حرارت ملایم میذاره تا به دل بجوشه. حتی برای داستانی که تهشو میدونی اونقدر جزئیات لایه لایه اضافه میکنه که دلت نمیاد چیزی رو از دست بدی. [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 13:44 نوشت.دوشنبه، 27 سپتامبر 2021گاهی میبینم یه چیزی مثلا به فاصله دو سه هفته از این رو به اون رو شده و تعجب میکنم که چطور ممکنه. ولی خوب که فکر کنی میبینی تعجب غیرمنطقیه. آدمی که داره زندگیشو میکنه و یهو میافته میمیره، دیگه تغییر جزئیات دور و برش نباید عجیب باشه. [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 13:35 نوشت.جمعه، 24 سپتامبر 2021از صبح ده بار از جام بلند میشم، میرم تو آشپزخونه، کتری رو میزنم که آب جوش بیاد، برمیگردم پشت میز. فوقش سه بار این وسط چایی میریزم، مابقی اوقات کلا یادم میره چی میخواستم. [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 13:39 نوشت.چهارشنبه، 22 سپتامبر 2021تا یکی دو سال پیش، تلویزیون خونه دائم روشن بود و هر وقت که برنامه مشخصی نگاه نمیکردیم میزدیم رو CNN. در واقع ناخودآگاه بیشترین کانالی بود که تو خونه پخش میشد. اما کم کم وضعیت دیفالت تلویزیون به خاموش تبدیل شد و اگر روشن باشه معمولا برنامههای دیگه میبینیم. امروز به عادت قدیم، همینطور که نشستم سر کار، گذاشتم روی CNN. صدای تلویزیون قطعه و گاهی سرمو میگیرم بالا و زیرنویساشو میخونم. نمیدونم ذائقه من عوض شده یا کانال، ولی دلیلش هرچی هست خیلی کانال تباهی به نظر میاد. [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 14:16 نوشت.چهارشنبه، 22 سپتامبر 2021البته من خودم به تأسی از لس گلس، به این اصل معتقدم. برای همین باید آخرین نفری باشم که از این سیستم ایراد میگیرم. [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 13:03 نوشت.چهارشنبه، 22 سپتامبر 2021اصل اساسی نظام بهداشت سوئد: «حالا یه کم صبر کنیم ببینیم شاید خودش خوب شد.» [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 9:07 نوشت.سهشنبه، 21 سپتامبر 2021خستگی و بیحوصلگی کشداری گرفتم. [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 14:12 نوشت.جمعه، 17 سپتامبر 2021به ناشرش گفته فاصله بین خطوط زیاد باشه که «سیمور بتونه نفس بکشه». [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 15:21 نوشت.جمعه، 17 سپتامبر 2021اون جلسهای که گفتم براش آماده نبودم و غیرممکن بود بتونم آماده بشم، دقیقه آخر کنسل شد و یه هفته عقب افتاد. حالا سعی میکنم روز آخر یه کاری براش بکنم. [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 15:17 نوشت.چهارشنبه، 15 سپتامبر 2021خیلی خوشحال و خندان بدون اینکه تقویمم رو ببینم، یه کاری که براش دو هفته وقت داشتم انداختم به امروز که روز آخر باشه، چون معمولا چهارشنبهها سرم خلوته. امروز صبح اومدم شروعش کنم، یهو دیدم صبح برام کلاس گذاشتن، عصر کارسوق! [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 16:29 نوشت.دوشنبه، 13 سپتامبر 2021چهار روزه که بیخبر زدن شارژرای توی پارکینگ رو قطع کردن. شمر اگه تو این دوره زمونه بود همین کارو میکرد. [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 13:53 نوشت.جمعه، 10 سپتامبر 2021وای چقدر این «شیر نر خونخواره» خوراک بازی کلامیه، اگه اسلام دست و پای منو نبسته بود. [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 21:45 نوشت.جمعه، 10 سپتامبر 2021مطمئنم هدف این جلسه اینه که یه کار جدید بندازن گردنم. اگرم جلسه رو بپیچونم میفهمن که فهمیدم و گیرم میارن. خلاصه در کف شیر نر خونخواره و باقی قضایا. [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 12:40 نوشت.چهارشنبه، 8 سپتامبر 2021اونقدر از دور ریختن خوراکی بدم میاد که وقتی دیدم بیشتر از دوز لازم براش شربت سینه ریختم، اضافهشو خودم خوردم. [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 20:40 نوشت.سهشنبه، 7 سپتامبر 2021یه فیلم سی ثانیهای کافیه که ببینی بعد از بیست ماه هنوز جای زخمش تازهاس. [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 16:55 نوشت.
| ||||