این دوست عزیزمون شب خیز که تو اسکلی کسی رو دستش بلند نمی شه، یه برنامه هفتگی راه انداخته به اسم: “شب جمعه یادت نره”.
[
یک نظر]
اينو آیدین در ساعت 10:15 نوشت.
عروسی تو یه باغ بیرون از شهر بود. وسطای شب آقای خواننده گفت حالا نوبت عروس و داماده که بیان تانگو برقصن. حالا هرچی ما میدون رو خالی کردیم و هرچی آقاهه از پای بلندگو صداشون کرد، هیچ اثری از عروس و داماد نبود که نبود. حالا من نمی خوام قضاوت کنم که کجا بودن.
[
نظری نیست]
اينو آیدین در ساعت 10:14 نوشت.
یه نفر به من بگه تو مغز اون کارگر صنایع دستی که یه مجسمه چینی از یه مرد زنجیر به گردن زانو زده و یه زن شلاق به دست لاتکس پوش درست کرده، چی می گذره.
[
یک نظر]
اينو آیدین در ساعت 10:13 نوشت.
سردار محترم که می فرمایید از فردا با مدل های لباس و موی غربی برخورد می کنین، لطفا از فردا پیراهن و شلوار و کفشتون رو در بیارین و با قبا و دشداشه و گیوه برین سر چهارراه. عرض خود می برید و حتی زحمت ما نمی دارید.
پ.ن. مادر حالشون خوبه ایشالا؟
[
نظری نیست]
اينو آیدین در ساعت 19:41 نوشت.
ژنرال قلعه نویی، حالا که گند موردنظرت رو پیاده کردی، بی زحمت گورت رو گم کن.
[
نظری نیست]
اينو آیدین در ساعت 19:40 نوشت.
دلم می خواد یه دونه از اینا بنویسم. از کلیه افرادی که فکر می کنن می تونن در این زمینه همکاری کنن، استقبال می شه.
[
3 نظر]
اينو آیدین در ساعت 5:30 نوشت.
احتمالا فهمیدین که موزیک عوض شده.
Sway
Dean Martin
[
نظری نیست]
اينو آیدین در ساعت 5:29 نوشت.
Babel کلا فیلم خوش ساختی بود به نظرم، ولی بعضی لحظه ها حس می کردم با یه فیلم نامه نویس و کارگردان سادیسمی طرف شدم.
[
نظری نیست]
اينو آیدین در ساعت 5:28 نوشت.
وقتی به گذشته برمی گردم، می بینم بعضی از کارایی که کردم هیچ اسمی جز احمقانه نمی تونه داشته باشه. این حس رو دوست ندارم.
[
3 نظر]
اينو آیدین در ساعت 21:41 نوشت.
حکمت روز: “ما مي گفتيم سه برابر ظرفيتي که در کشور وجود دارد مي توانيم کار کنيم، عده اي مي گفتند مگر مي شود؟ ولي ديديم که شد و اقداماتي در اين راستا صورت گرفت. اکنون نيز مي گوييم نسبت به گذشته مي توانيم 5 برابر کار کنيم؛ يعني دو برابر زمان کنونی.”
[
نظری نیست]
اينو آیدین در ساعت 4:59 نوشت.
Every whisper
Of every waking hour
I’m choosing my confessions
[
یک نظر]
اينو آیدین در ساعت 19:43 نوشت.
امروز تو شرکت به مناسبت روز زن به خانوما کادو دادن، هرچی ما اعتصاب کردیم و درباره تاریخ دقیق روز شوهر پرس و جو کردیم اصلا خاطر مبارک هیچ رئیسی مکدر نشد که نشد.
[
2 نظر]
اينو آیدین در ساعت 19:40 نوشت.
شنیده شده که بعضیا دارن یواشکی یه کارایی می کنن. من اسم نمی برم، خودش دستشو بگیره بالا.
[
نظری نیست]
اينو آیدین در ساعت 19:39 نوشت.
بر پدر و مادر کسی لعنت که در بلاگر را تخته کند.
[
3 نظر]
اينو آیدین در ساعت 9:26 نوشت.
یه احساسی دارم مبنی بر اینکه کم خوابی ام داره روز به روز تشدید می شه.
پ.ن. اینم در راستای احساس فوق

[
4 نظر]
اينو آیدین در ساعت 9:22 نوشت.
کسی می دونه آهنگ اول تبلیغ آسیاتک تو تلویزیون چیه؟ مطمئنم قبلا صد بار شنیدمش.
راهنمایی: احیانا مال Scorpions نیست؟
[
نظری نیست]
اينو آیدین در ساعت 7:17 نوشت.
فاتیل موقشنگ کجایی که دیروز بدجوری یادت افتاده بودم. سر جمع هشتصد تومن پول تو جیبم بود، بعد مجبور شدم کرایه یکی از همکارا رو هم حساب کنم!
[
یک نظر]
اينو آیدین در ساعت 7:16 نوشت.
هنوز یه ساعت از زلزله نگذشته که SMS جوک درباره اش درست می شه. همه تحلیل هایی که می گن معنی این حرکت اینه که مردم تحت فشارن به کنار، اینجور وقتاست که آدم می فهمه یه ملتی با این روحیه و قریحه چه طوری این همه سال زنده مونده.
[
3 نظر]
اينو آیدین در ساعت 9:09 نوشت.