جمعه، 24 دسامبر 2004
یاد اون کشیشه افتادم که می گفت آخرین وسوسه مسیح رو یه بار تا نصفه خوندم و بعد سوزوندمش. دفعه بعدی کامل خوندم و به این نتیجه رسیدم که تبلیغ مسیحیت کرده!
[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 14:30 نوشت.|
مشغولیات زندگى، خود مشغولیتی عظیم است!
شعار هفته Many subsystems in data communication systems work best with random bit sequences. K. Sam Shanmugam
آیدین كبیر در یک نگاه
اسم: آیدین خان تاریخ تولد: خیلی وقت پیش قد: ۱۷۷ وزن: داره می رسه به صد رنگ چشم: قهوهای تیره رنگ مو: همون تماس: ایمیل اینم یه تیریپ عارفانه، ابلهانه از آیدین كبیر
بالا
آرشیو
بالا |
|
نظريات عارفانه،
يادداشتهای ابلهانه تراوشات ذهنی آیدین كبیر نوشتههای آیدین:جمعه، 24 دسامبر 2004یاد اون کشیشه افتادم که می گفت آخرین وسوسه مسیح رو یه بار تا نصفه خوندم و بعد سوزوندمش. دفعه بعدی کامل خوندم و به این نتیجه رسیدم که تبلیغ مسیحیت کرده! [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 14:30 نوشت.پنجشنبه، 23 دسامبر 2004من و امید داریم روی یه روش کار می کنیم که ایشالا مثل توپ صدا می کنه. قضیه از این قراره که یه روش پیدا کردیم که فقط با یه تراشه DES و بدون نیاز به حافظه، می شه سیستم رو در کمتر از پنج دقیقه شکست. فعلا بیشتر از این توضیح نمی دم. منتظر مقاله باشین. [2 نظر] اينو آیدین در ساعت 8:31 نوشت.چهارشنبه، 22 دسامبر 2004تا مرد سخن نگفته باشد چهارشنبه، 22 دسامبر 2004حالا خودمونیم. من نمی فهمم چرا وقتی که کل کار آدم با امپدانس و ادمیتانس راه می افته، دوستان قدرتی اینقدر علاقه دارن که از اندوکتانس و کنداکتانس و سوسپتانس و کاپاسیتانس و پرمیانس و مهتاب بالانس استفاده کنن؟! [4 نظر] اينو آیدین در ساعت 19:38 نوشت.سهشنبه، 21 دسامبر 2004فوری. اکازیون. بشتابید. بشتابید. شانس کمک به من رو از دست ندین. سهشنبه، 21 دسامبر 2004من نمی دونم آخه فنر توی ماوس چیکار می کنه. بعدم نمی دونم چرا یهو احساس کردم باید بعد از یک سال خدمت صادقانه، توی ماوس رو تمیز کنم. تا بازش کردم دوتا فنر از توش پرید بیرون که هرچی می گردم نمی فهمم از کجاش دراومده! حالا خوبه من از اون نسلی ام که با کیبورد هم می تونه گلیم خودشو از آب بکشه بیرون. [1 نظر] اينو آیدین در ساعت 19:45 نوشت.سهشنبه، 21 دسامبر 2004Oh I must have done some wrong سهشنبه، 21 دسامبر 2004دیگه توی وان حموم نمی خوام گریه کنم دوشنبه، 20 دسامبر 2004آخه من نمی دونم شب به این درازی به چه دردی می خوره؟! عوضش امشب که بگذره فرخنده ترین ماه سال شروع می شه. یکشنبه، 19 دسامبر 2004Some are born to sweet delight یکشنبه، 19 دسامبر 2004این گوگل هم الکی اسم درکرده. یه هفته اس دارم سرچ می کنم: “Papers on cryptography for Aref” ولی هیچ چیز به درد بخوری پیدا نمی کنه. [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 17:49 نوشت.یکشنبه، 19 دسامبر 2004اون قدیما ایوبی برای هرکدوم از ما کارگاه نگارشی ها یه کتاب تعیین کرد و گفت یه مدت هیچی ننویسین، فقط اینایی که می گم رو بخونین. برای من دو جلد مجموعه داستانهای کوتاه چخوف رو انتخاب کرده بود. من چون اصولا از ایوبی خوشم نمی اومد، تصمیم گرفتم که از چخوف هم خوشم نیاد. تمام تلاشم رو کردم و موفق شدم که ظرف یه ماه بیشتر از پنج صفحه نخونم. الآن بعد از این همه سال می دونم که چخوف رو دوست دارم. هروقت هم که یه چیزی ازش می خونم یاد اون ماجراها می افتم. شاید اگه حرف ایوبی رو گوش کرده بودم بهتر بود. [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 17:48 نوشت.شنبه، 18 دسامبر 2004با کلی تاخیر بلند شدم هلک و هلک رفتم استخر، گفتم یه جوری برسم که حاضر بزنم بعدشم زود جیم بشم. مرتیکه تنبل بی خاصیت برگشته می گه من حوصله ندارم، دارم می رم، تو اینجا بالای سر بچه ها باش، ایرادشون رو رفع کن! خلاصه اینکه من دیگه یه مربی بین المللی شنا شدم. [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 18:55 نوشت.شنبه، 18 دسامبر 2004آدم یه خبرای مشعوف کننده ای می خونه. خانومه آشپزی بلد نبوده، توسط آقاشون کشته شده. حالا من هی به شما بگم برین آشپزی یاد بگیرین، هی شما گوش نکنین. [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 18:54 نوشت.شنبه، 18 دسامبر 2004سالار می گفت هومن گفته که احمدیان ممکنه مارو بفرسته پاکستان. هرچند که اصولا به احمدیان نمیاد که از این ولخرجی ها بکنه، کلی به این مساله خندیدیم که یه بار هم که می خوان ما رو صادر کنن، کشور وارد کننده پاکستان از آب دراومده! [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 17:31 نوشت.شنبه، 18 دسامبر 2004بالاخره این لیست وبلاگ نویس های مرتد و ناصبی رو دیدم. کلی از دوستان هم توی لیست بودن. به نظر میومد که طرف از یه وبلاگ شروع کرده و روی همه لینک ها کلیک کرده و لینکها رو دنبال کرده و برای خودش یه لیست جور کرده. هرچی نگاه کردم اسم من تو لیست نبود. یه مقدار افسردگی گرفتم. فکر می کردم معروف تر از این حرفا باشم! [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 17:30 نوشت.شنبه، 18 دسامبر 2004تا در میان شما هستم به من نیکی کنید و مانند پروانه به دور من بگردید، مبادا که فردا نباشم و پشیمان گردید. که پشیمانی در آن روز سودی ندارد. [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 17:29 نوشت.شنبه، 18 دسامبر 2004قدیما می گفتم بین عشق و خودخواهی یه مرز باریکی هست که آدم باید سعی کنه تو طرف اول بمونه. الآن می گم که اصلا چیزی به اسم عشق، فقط از خودخواهی سرچشمه می گیره و بس. جمعه، 17 دسامبر 2004Come with me dance, my dear جمعه، 17 دسامبر 2004بالاخره دم خونه ما هم برف اومد. باریدنش قشنگ ترین منظره روی زمینه. کلا زمستون رو دوست دارم. [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 20:00 نوشت.
| ||||