پنجشنبه، 20 ژانویه 2005
– گشنه امه.
= بذار…
– اون بوسه مسیحایی رو نگه دار برای بعد. فعلا یه چیزی بیار بخوریم نمیریم!
|
مشغولیات زندگى، خود مشغولیتی عظیم است!
شعار هفته Many subsystems in data communication systems work best with random bit sequences. K. Sam Shanmugam
آیدین كبیر در یک نگاه
اسم: آیدین خان تاریخ تولد: ۱۸ دی ۱۳۶۱ قد: ۱۷۷ وزن: داره می رسه به صد رنگ چشم: قهوهای تیره رنگ مو: همون تماس: ایمیل اینم یه تیریپ عارفانه، ابلهانه از آیدین كبیر
بالا
آرشیو
بالا |
|
نظريات عارفانه،
يادداشتهای ابلهانه تراوشات ذهنی آیدین كبیر نوشتههای آیدین:پنجشنبه، 20 ژانویه 2005– گشنه امه. چهارشنبه، 19 ژانویه 2005یه دونه از این وبلاگا دیدم که سرتا پاش شعر عاشقونه نوشته و زمینه صورتی داره با یه مشت عکس قلب و گل و گیاه و همیشه یه مشت قلب هم دور پوینتر ماوس می چرخن. خیلی به نظرم مسخره اومد. باز یاد “چنین کنند بزرگان” افتادم که نوشته: “اشخاصی که از همدیگر خوششان می آید خیال می کنند دیگران هم از آنها خوششان می آید و خیلی لوس و بی مزه می شوند.” چهارشنبه، 19 ژانویه 2005دختره پررو! رفته بود تو آزمایشگاه، داشت دعوا می کرد که چرا بابت غیبتاش ازش نمره کم کردن. می گفت یه آزمایشگاهی بوده که من اصلا نرفتم بعدشم هیجده شدم. حالا شما خیلی بی انصافی می کنین که به من نمره نمی دین! [2 نظر] اينو آیدین در ساعت 16:59 نوشت.چهارشنبه، 19 ژانویه 2005وقتی از اون چیزی که اطرافم می گذره سردرنمیارم، حسابی گیج می شم. چهارشنبه، 19 ژانویه 2005– سرور من! چه میل دارید؟ چهارشنبه، 19 ژانویه 2005– کف پام می خاره. چهارشنبه، 19 ژانویه 2005– حالا کجا داری می ری؟ سهشنبه، 18 ژانویه 2005– آرنجم درد می کنه. سهشنبه، 18 ژانویه 2005– قربان! یکی اینجا هست که… سهشنبه، 18 ژانویه 2005صدبار اگر توبه شکستی باز آ. [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 14:35 نوشت.دوشنبه، 17 ژانویه 2005پسرک هی رفت و اومد گفت من واحدام تموم شد، من دیگه خلاص شدم. اگه بفهمه آزمایشگاه فیزیک افتاده، احتمالا خودکشی می کنه. [1 نظر] اينو آیدین در ساعت 18:27 نوشت.دوشنبه، 17 ژانویه 2005به من می گه: “بی آشیانه هنگام زندگی، بی گور وقت مرگ.”!!! [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 17:26 نوشت.یکشنبه، 16 ژانویه 2005آخه آدم چی بگه. این آقای بررسی سیستم قدرت دو جلسه کامل وقت گذاشته و معادله نوشته و نوشته و نوشته تا آخرش رسیده به ماتریس ادمیتانس. یه جوری هم برخورد کرده که انگار اصلا ماتریس بیچاره رو خودش کشف کرده. فکر کنم آخرم ازش سوال بده. [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 16:10 نوشت.یکشنبه، 16 ژانویه 2005– می خوای این گل رو بدم بهت، اینقده واسه من گریه نکنی؟ شنبه، 15 ژانویه 2005این حمید مصدق بیچاره وضعش از حافظ هم خراب تره. شدیدا نامعصوم بوده. [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 19:31 نوشت.شنبه، 15 ژانویه 2005– مث چی؟ شنبه، 15 ژانویه 2005وای وای وای. عجب سوتی ای داد خانومه تو “در شهر”. من یه ساعت دلمو گرفته بودم داشتم بهش می خندیدم. اگه کسی می خواست قضیه رو بدونه، به خودم بگه. اگه جنبه اش رو داشته باشه براش تعریف می کنم. معیار و ملاک تشخیص جنبه هم خودمم. تمام. جمعه، 14 ژانویه 2005“رمزنگاری برای گروه سنی الف” بالاخره آماده شد. فکر کنم استاد تا مقاله رو ببینه، با کمال میل منو بندازه! [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 20:02 نوشت.جمعه، 14 ژانویه 2005باز چند شبه که دارم خواب ماشین و رانندگی می بینم، فکر کنم این دفعه دیگه بمیرم. [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 20:01 نوشت.پنجشنبه، 13 ژانویه 2005پریروز که توی پارکینگ مونده بودم، یکی از فعالیتای مفیدی که انجام دادم این بود که صحت معادله: “375 دور = 1 کیلووات ساعت” که روی کنتور برق نوشته بود رو بررسی کردم. البته وسطش حوصله ام سررفت ولی فهمیدم که با تقریب خوبی درست نوشته. [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 15:13 نوشت.
| ||||