مشغولیات

زندگى، خود مشغولیتی عظیم است!




شعار هفته

Many subsystems in data communication systems work best with random bit sequences.

K. Sam Shanmugam


 
 
آیدین كبیر در یک نگاه

اسم: آیدین خان
تاریخ تولد: ۱۸ دی ۱۳۶۱
قد: ۱۷۷
وزن: داره می رسه به صد
رنگ چشم: قهوه‌ای تیره
رنگ مو: همون
تماس: ایمیل

اینم یه تیریپ عارفانه، ابلهانه از آیدین كبیر


بالا
 
آرشیو

بالا

نظريات عارفانه،
يادداشتهای ابلهانه

تراوشات ذهنی آیدین كبیر
 

نوشته‌های آیدین:

دوشنبه، 7 فوریه 2005     

عجب ترمی بشه. برنامه ترم یه همچین چیزیه:
LFSR، LFSR، دشمن، LFSR، دشمن، دشمن، دشمن، LFSR….

[1 نظر] اينو آیدین در ساعت 19:56 نوشت.
.............................................................................................

دوشنبه، 7 فوریه 2005     

این صاب مرده یه مقدار مرتب شده دوباره. فعلا همینجوری قبول داشته باشین. ایشالا این دو هفته لعنتی که بگذره، خیلی کارای خوب می کنم.

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 19:55 نوشت.
.............................................................................................

یکشنبه، 6 فوریه 2005     

Mrs Doubt-fire رو برای n+1امین بار دیدم. اون تیکه ای که زنه داره ایرادای شوهرش رو تعریف می کنه، خیلی قابل لمسه. فکر کنم اگه یه روزی یکی پیدا بشه و زبونتون لال با من ازدواج کنه، چهار ماه بعدش عین همین دلایل رو برای طلاق داشته باشه!
آقاهه بنده خدا، اخلاق گندش عین خودمه.

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 22:17 نوشت.
.............................................................................................

جمعه، 4 فوریه 2005     

می گن تلگان وقتی قضیه معروفش رو ارائه کرده، گفته: “این استنباط من از قوانین نیوتن بود”. از دو حال خارج نیست. یا اصلا قوانین نیوتن رو ندیده بوده، یا قسمت استنباط مغزش مشکل داشته.

[12 نظر] اينو آیدین در ساعت 8:15 نوشت.
.............................................................................................

جمعه، 4 فوریه 2005     

نمی دونم چرا وقتی قیافه این کاندولیزا رایس رو می بینم، خیلی دلم برای شوهرش می سوزه. بهش میاد از اون بانوانی باشه که شوهرشون رو برای مصارف حمل و نقل می بندن به گاری.

[2 نظر] اينو آیدین در ساعت 8:13 نوشت.
.............................................................................................

پنج‌شنبه، 3 فوریه 2005     

به نظر میاد جریان الکتریکی دوراندیش ترین پدیده روی زمین باشه. چون فقط از مسیری حرکت می کنه که برگشت داشته باشه.

[1 نظر] اينو آیدین در ساعت 14:13 نوشت.
.............................................................................................

چهارشنبه، 2 فوریه 2005     

بابا مردم شاهکارن. از پریروز که دفاع آیدین اکبر بود و آگهی هاش رو چسبوندیم به در و دیوار، هر کی آگهی رو می بینه میاد به من تبریک می گه!

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 18:16 نوشت.
.............................................................................................

چهارشنبه، 2 فوریه 2005     

می ترسم. اگه قرار باشه حسابرسی در کار باشه، بدجوری باید حساب پس بدم. می گن حق الناس از همه اش مهم تره. منم ماشالا یه جوری زندگی کردم که به ازای هر آدمی که تو زندگیم دیدم، یه مورد حق الناس به حسابم نوشتن.

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 8:36 نوشت.
.............................................................................................

سه‌شنبه، 1 فوریه 2005     

خب این درست. من اصولا آدم اهل ریسک و کله خری هستم و مسئولیت کارام رو به عهده می گیرم. ولی وقتی که عواقب قضیه فقط منحصر به خودم نباشه، مثل هشت پا تو گل گیر می کنم.

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 19:04 نوشت.
.............................................................................................

سه‌شنبه، 1 فوریه 2005     

حتی شعار هفته هم عوض شد.
فصل پنج کتاب گرانقدر شانموگام رو که بیاری، تو مبحث scrambler، اگه اشتباه نکنم تو پاراگراف دوم پیداش می کنی. مسایل مخابراتی رو همیشه می شه به کل زندگی تعمیم داد.

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 19:02 نوشت.
.............................................................................................

سه‌شنبه، 1 فوریه 2005     

موسیقی جدید شد.
Willie Nelson
On the road again

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 10:54 نوشت.
.............................................................................................

دوشنبه، 31 ژانویه 2005     

بدجوری موندم سر دوراهی. کاش بتونم زودتر تصمیم بگیرم. بدبختی اینه که خیلی از پارامترا اصلا دست من نیست. دارم به اون سیستم اختیار چوب کبریتی ایمان میارم.

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 20:14 نوشت.
.............................................................................................

دوشنبه، 31 ژانویه 2005     

به این نتیجه رسیدم که تو هر زمینه ای که بخوام، می تونم بهترین باشم. مشکل اینه که چون این امکان توی همه زمینه ها یکسان وجود داره، نمی تونم تصمیم بگیرم.

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 19:34 نوشت.
.............................................................................................

دوشنبه، 31 ژانویه 2005     

بزرگترین فضیلت آدمی، وقت شناسی است.

[4 نظر] اينو آیدین در ساعت 14:39 نوشت.
.............................................................................................

دوشنبه، 31 ژانویه 2005     

تو فالم اومده بود که زندگیت از این رو به اون رو می شه. از اون رو به این رو شد!

[3 نظر] اينو آیدین در ساعت 14:37 نوشت.
.............................................................................................

یکشنبه، 30 ژانویه 2005     

The trash fire is warm
But nowhere safe from the storm
And I can’t bare to see
What I’ve let me be
So wicked and worn

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 13:53 نوشت.
.............................................................................................

یکشنبه، 30 ژانویه 2005     

گفت بیا خودت نگاه کن. ته فنجونت یه کلبه بالای تپه می بینم. یعنی به اون چیزی که می خوای می رسی و خوشحال می شی. تو این همه سال، ندیدم شکل به این واضحی تو فنجون کسی افتاده باشه.
چند روزبعد، قبل ازاینکه تو کلبه بالای تپه از روی صندلی بپره پایین، باید از استحکام طنابی که انداخته بود دور گردنش مطمئن می شد.

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 6:37 نوشت.
.............................................................................................

شنبه، 29 ژانویه 2005     

تو همون برنامه ای که راجب رفتار ایران با اسرای عراقی بود، مسئولشون می گفت ما حتی برای ملاقات خصوصی اسیران با همسرانشون اتاق مخصوص آماده کرده بودیم! صرف نظر از اینکه یه جوری می گن اتاق مخصوص که انگار تجهیزات ویژه لازم بوده، خیلی آدم باید احمق باشه که فکر کنه که زن عراقی بیچاره از عراق بلند شده اومده تهران و با هزار بدبختی تونسته شوهرشو پیدا کنه که نیم ساعت با هم برن توی اتاق مخصوص و بعدش ما رو به خیر و شما رو به سلامت. اصولا به نظر میاد اسیر جنگی و خانواده اش خیلی نیازهای اساسی تری داشته باشن.
امان از دست آدمایی که فکر می کنن ازدواج فقط برای رفع همون یه دونه نیاز مسخره، اختراع شده.

[3 نظر] اينو آیدین در ساعت 19:22 نوشت.
.............................................................................................

شنبه، 29 ژانویه 2005     

یه مقدار برنامه اسرای جنگی نگاه کردم. بعد یه مقدار به حقوق بشر فکر کردم. بعد دیدم حقوق زنان تاحالا تدوین نشده، گفتم بشینم و یکی از خودم صادر کنم!
البته چندان بی تجربه هم نیستم. یه بار وقتی چهارده سالم بود نشستم برای یه کشور فرضی، قانون اساسی نوشتم. حیف که الآن هیچ نسخه ای ازش موجود نیست. ولی اون موقع که موجود بود، به اعتقاد دوست و دشمن، در نوع خودش بسیار چیز بیخود و مزخرفی از آب دراومده بود!

[1 نظر] اينو آیدین در ساعت 10:18 نوشت.
.............................................................................................

جمعه، 28 ژانویه 2005     

من نمی دونم چه حکایتیه که هر استادی که با ما درس برمی داره، تنبل می شه. یارو تا ترم پیش سه روزه نمره می داد، الآن سه هفته اس امتحان دادیم و هیچ خبری از نمره نیست.

[3 نظر] اينو آیدین در ساعت 10:14 نوشت.
.............................................................................................

 

مطالب اخیر

نظرات اخیر

© TGEIK نظریات عارفانه، یادداشتهای ابلهانه 2026 - 2002