دوشنبه، 14 فوریه 2005
Be my valentine…
[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 8:21 نوشت.|
مشغولیات زندگى، خود مشغولیتی عظیم است!
شعار هفته Many subsystems in data communication systems work best with random bit sequences. K. Sam Shanmugam
آیدین كبیر در یک نگاه
اسم: آیدین خان تاریخ تولد: ۱۸ دی ۱۳۶۱ قد: ۱۷۷ وزن: داره می رسه به صد رنگ چشم: قهوهای تیره رنگ مو: همون تماس: ایمیل اینم یه تیریپ عارفانه، ابلهانه از آیدین كبیر
بالا
آرشیو
بالا |
|
نظريات عارفانه،
يادداشتهای ابلهانه تراوشات ذهنی آیدین كبیر نوشتههای آیدین:دوشنبه، 14 فوریه 2005
Be my valentine… [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 8:21 نوشت.یکشنبه، 13 فوریه 2005I have an ancient Indian crucifix around my neck Jim morisson 1943-71 [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 20:20 نوشت.یکشنبه، 13 فوریه 2005بد نیست بدانید: اولین موتورسیکلت تاریخ، از آن یک افسر پلیس رومانیایی بوده. این افسر در تمام طول هفتاد سال خدمتش، بالای سر موتور خود نگهبانی داد و هرگز سوار آن نشد. تنها پس بعد از مرگ وی بود که کارخانجات به تدریج به سمت تولید این وسیله نقلیه متمایل شدند. [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 6:32 نوشت.یکشنبه، 13 فوریه 2005عجب هوای سردی شده. دیشب بعد از هفت هشت سال، اولین شبی بود که من با یه شلواری خوابیدم که پاچه اش به پایین زانوهام می رسید. البته بازم وسط شب از خیر گرم شدن گذشتم و ترجیح دادم که بتونم مثل آدم بخوابم. [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 6:31 نوشت.شنبه، 12 فوریه 2005من واقعا از اعتماد به نفس این استاندار گیلان خیلی خوشم اومد. چهار روزه که برق قطع شده. تصفیه خونه از کار افتاده و آب ندارن. فشار گاز هم پایین اومده. جاده های ورودی استان هم بسته شدن. مردم هم تو این هوا بدون آب و برق و گاز نشستن تو خونه و دارن از سرما تلف می شن. وضعیت مایحتاج غذاییشون هم تو این شرایط حتما به مشکل برخورده. بعد با این شرایط، جناب استاندار میاد تو اخبار می گه: “من خواهشم از مردم خوب و متدین و صبور استان اینه که سطح درخواست هاشون رو با امکانات هماهنگ کنن”! شنبه، 12 فوریه 2005دیروز قرار بود یه پسربچه دوساله رو سرگرم کنیم. ضمنا بهمون توصیه شده بود که حرفای زشت یادش ندیم. بعد از نیم ساعت، از هر چیزی که ناراحت می شد، فورا می گفت: “فحش خوار مادر”!!! [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 16:46 نوشت.شنبه، 12 فوریه 2005با ناراحتی می گه اه دارم مثل تو می شم! با مظلومیت همیشگی می پرسم مگه من چمه؟! می گه شیکمویی! [2 نظر] اينو آیدین در ساعت 14:51 نوشت.شنبه، 12 فوریه 2005The program for this evening is not new Jim Morisson 1943-71 [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 10:33 نوشت.جمعه، 11 فوریه 2005این پرنس چارلز و اون خانومه هم ماجراشون جالبه ها. اولش سی و خورده ای سال پیش با هم آشنا شدن. بعد که چارلز رفته بوده سربازی، خانومه عروسی کرده. بعد با وجود این، بازم با هم رابطه داشتن! بعد ملکه دیده داره آبروریزی می شه، فوری دایانا رو بسته به چارلز. ولیعهد بیچاره هم که دلش جای دیگه ای گیر بوده، همچنان به رابطه اش با این خانومه (که انگار اینم دلش گیر بوده) ادامه داده. بعد دایانا گفته اگه قراره هوو داشته باشم، ترجیح می دم شوهر نداشته باشم. بعد خانومه هم از شوهرش طلاق گرفته و اومده پیش پرنس چارلز خودمون. یه ده سالی هم همینجوری محض تنوع با هم رابطه داشتن، تا اینکه از بس مردم پشت سرشون حرف در اورده بودن، بالاخره تصمیم گرفتن با هم ازدواج کنن. به این می گن عشق واقعی. سی سال باهمه مشکلات ساختن و همدیگه رو فراموش نکردن تا آخرش به هم رسیدن. فقط طفلکیا الآن که به هم رسیدن، دیگه نمی تونن جوونی کنن و باید همش مواظب عصا و عینک ته استکانی و دندون مصنوعیشون باشن. جمعه، 11 فوریه 2005Gently they stir, gently rise Jim Morisson 1943-71 [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 7:47 نوشت.جمعه، 11 فوریه 2005یا مثلا به این دوتا جمله توجه کنین، تا گوشه ای از این فرهنگ ملی که اینقدر بهش می نازیم رو بهتر شناخته باشین: پنجشنبه، 10 فوریه 2005بیاین همه با هم به منظور مستتر در این قانون، توجه کنیم: پنجشنبه، 10 فوریه 2005Hey, listen! Listen! Listen, man! listen, man! Jim Morrison 1943-71 [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 11:25 نوشت.پنجشنبه، 10 فوریه 2005مقصود تویی، کعبه و بتخانه بهانه [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 7:51 نوشت.پنجشنبه، 10 فوریه 2005ساعت هفت صبح راه افتاده توی کوچه و داد و بیداد که :”برفیه” و “برف پارو می کنیم” و اینجور قضایا. به اینم رضایت نمی ده، حتما همه زنگ ها رو می زنه که مطمئن بشه که مردم متوجه حضورش شدن. به نظر پیش خودش گفته: “اول صبح یه دشتی کرده باشیم، بعد بریم راهپیمایی!” [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 7:50 نوشت.چهارشنبه، 9 فوریه 2005اگه همینجوری پیش بره، کم کم غبغبم می رسه زیر زانوم! [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 18:33 نوشت.چهارشنبه، 9 فوریه 2005Don’t yon know this tale چهارشنبه، 9 فوریه 2005یه مثلی هست که می گه: “فلانی باز خرش یاد جامائیکا کرده” [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 14:20 نوشت.سهشنبه، 8 فوریه 2005درخت بیشعور زپرتی. بیست متر قدش بود، دوبرابر هیکل من هم قطرش. تا یه برف نشست روش، از ریشه دراومد افتاد کنار حیاط. یکی دیگه اشون هم سه سال پیش افتاده بود. مسخره ها! [5 نظر] اينو آیدین در ساعت 6:24 نوشت.دوشنبه، 7 فوریه 2005وقتی آیدین به شما می خندد نه از سر کین است، اقتضای طبیعتش این است. [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 20:11 نوشت.
| ||||