مشغولیات

زندگى، خود مشغولیتی عظیم است!




شعار هفته

Many subsystems in data communication systems work best with random bit sequences.

K. Sam Shanmugam


 
 
آیدین كبیر در یک نگاه

اسم: آیدین خان
تاریخ تولد: ۱۸ دی ۱۳۶۱
قد: ۱۷۷
وزن: داره می رسه به صد
رنگ چشم: قهوه‌ای تیره
رنگ مو: همون
تماس: ایمیل

اینم یه تیریپ عارفانه، ابلهانه از آیدین كبیر


بالا
 
آرشیو

بالا

نظريات عارفانه،
يادداشتهای ابلهانه

تراوشات ذهنی آیدین كبیر
 

نوشته‌های آیدین:

شنبه، 16 آوریل 2005     

فرق من با آدمیزاد اینه که چیزی رو مخفی نمی کنم. حتی وقتی می دونم که به ضررم تموم می شه. روباز بازی کردن، وقتی طبیعیه که همه روباز بازی کنن.

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 15:39 نوشت.
.............................................................................................

شنبه، 16 آوریل 2005     

آدم کافیه پنج دقیقه آگهی های تلویزیون های ایرانی اون ور آب رو نگاه کنه تا متوجه بشه که مهم ترین دغدغه بشر امروزی، همانا مو است.
اول می گه بیاین Gillette gel بخرین که خیلی خوبه. بعد یه خانومه میاد و درباره مزایای BRAUN silk epil حرف می زنه. بعد تبلیغ MACH3 Turbo می کنه. بعد دوباره می گه آی خانوما بجنبین که هرکی Venus3 نداره همه آقایون ازش فرار می کنن…
و این ماجرا ادامه داره.

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 7:38 نوشت.
.............................................................................................

جمعه، 15 آوریل 2005     

I’ve got all my life to live
I’ve got all my love to give.

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 18:28 نوشت.
.............................................................................................

جمعه، 15 آوریل 2005     

اون روزا، یه بار یه آقایی تو خیابون جلوم رو گرفت. ازم خواست که لبخند بزنم. بعد دعوام کرد که چرا با قیافه اخمو تو خیابون راه می رم. بعد ازم پرسید ساعت چنده و رفت…

[1 نظر] اينو آیدین در ساعت 16:26 نوشت.
.............................................................................................

جمعه، 15 آوریل 2005     

معاون اول دومین مقام رسمی کشور (می شه سومین مقام رسمی کشور؟) می خواد فردا تکلیفاشو تحویل بگیره. ولی فکرم پراکنده تر از اونه که به خاطر جذبه اش هم که شده، بشینم و مساله حل کنم. به جاش دارم با php ور می رم. خوبیش اینه که اکثر زبونای امروزی، یه شباهتای زیادی با C دارن.
نیروهای برتر وجود دارن؟ به کمکشون احتیاج دارم.

[1 نظر] اينو آیدین در ساعت 16:24 نوشت.
.............................................................................................

جمعه، 15 آوریل 2005     

دایناسور عروس یالا
دامادو ببوس یالا

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 10:16 نوشت.
.............................................................................................

چهارشنبه، 13 آوریل 2005     

اون چیزی که باعث تفاوت رفتارای آدما می شه، تفاوت ورودی هاشون نیست، تفاوت تابع انتقال هاشونه. ورودی ها تقریبا برای همه یکسانه.

[3 نظر] اينو آیدین در ساعت 18:12 نوشت.
.............................................................................................

چهارشنبه، 13 آوریل 2005     

ماشالا این تکلیفا و پروژه های احمقانه، برای آدم فرصت کار علمی باقی نمی ذارن!
این دکتر هم که وضعش واقعا رقت انگیزه. یه کتاب انگلیسی که دست همه هست رو می خونه و میاد سر کلاس همونا رو روی تخته می نویسه. این نامردا هم که مدام ازش سوال می پرسن، اونم گیر می کنه و هیچ جوابی نداره که بده!

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 18:11 نوشت.
.............................................................................................

سه‌شنبه، 12 آوریل 2005     

My heart is broke
But I have some glue
Help me inhale
And mend it with you.

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 19:04 نوشت.
.............................................................................................

سه‌شنبه، 12 آوریل 2005     

همسایه ها یاری کنین تا من اردبیلی پور داری کنم!

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 16:31 نوشت.
.............................................................................................

سه‌شنبه، 12 آوریل 2005     

موسیقی بازم عوض شد. این دفعه خیلی طولانی شده بود. سعی می کنم زود به زود عوضش کنم. این یکی Nothing else matters معروف خودمونه که Apocalyptica اجراش کرده. فکر می کنم بعد از آداجیوی آلبینونی اجرای doors، داغون ترین چیزی باشه که شنیدم.

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 16:29 نوشت.
.............................................................................................

دوشنبه، 11 آوریل 2005     

تهران برای پیاده روی های شبانه، شهر واقعا ترسناکیه. در ضمن از فقر توالت عمومی هم رنج می بره.
پ.ن. یادم رفته بود که آدما چقدر راحت می تونن از همدیگه دلگیر بشن.

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 18:35 نوشت.
.............................................................................................

یکشنبه، 10 آوریل 2005     

The finest day
That I’ve ever had
Was when I learned
To cry on command

Love myself
Better than you
I know it’s wrong
So what should I do?

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 20:26 نوشت.
.............................................................................................

یکشنبه، 10 آوریل 2005     

خب آخه اون استاد با همه نادونیش، حتما یه چیزی می دونه که برای تکلیفاش یه ماه و نیم مهلت می ده. معلومه که نمی تونی دو روزه تمومش کنی. آخرش اگه لیسانس هم بهمون ندن، حداقل چندتا مدرک “برنامه نویسی تحت word” و “ماست مالی تحت simulink” و “شیره مالی تحت MSpaint” بهمون می دن.
یه ضرب المثل چینی هم هست که می گه: “اگه تو pspice نمودارها اون جوری که باید بشه نشد، توی paint حتما می شه!”

[1 نظر] اينو آیدین در ساعت 19:17 نوشت.
.............................................................................................

شنبه، 9 آوریل 2005     

مادربزرگم گفت از صبح تا شب می شینیم و ساکت همدیگه رو نگاه می کنیم.
پدربزرگم گفت آخه همه دروغامون رو به همدیگه گفتیم.
دوباره هردو ساکت شدن.

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 19:25 نوشت.
.............................................................................................

جمعه، 8 آوریل 2005     

به درستی که عملی از مناسک مسافرکش ها نمانده که با دست فرمان همایونی، اجرا نکرده باشیم!

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 18:28 نوشت.
.............................................................................................

جمعه، 8 آوریل 2005     

باز به یک جرعه می، عاقل و فرزانه شد…

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 10:24 نوشت.
.............................................................................................

جمعه، 8 آوریل 2005     

خیر سرمون بعد از عمری نشستیم romance movie دیدیم. اونم آخرش دختره افتاد مرد و اشکمون رو دراورد. اون وقت من می گم ژانر مورد علاقه من اکشنه، همه چپ چپ نگام می کنن.

[1 نظر] اينو آیدین در ساعت 7:45 نوشت.
.............................................................................................

پنج‌شنبه، 7 آوریل 2005     

از سر پیمان برفت، با سر پیمانه شد…

[1 نظر] اينو آیدین در ساعت 20:33 نوشت.
.............................................................................................

سه‌شنبه، 5 آوریل 2005     

آخه آزمایشگاهی که پروژه لیسانس فرید باشه و مسئولش بنی باشه و جزوه اش رو آقای “غیث غیث” نوشته باشه و اولین ترمی باشه که ارائه شده، معلومه که چی از آب در میاد. عجب غلطی کردیم برداشتیما!

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 14:12 نوشت.
.............................................................................................

 

مطالب اخیر

نظرات اخیر

© TGEIK نظریات عارفانه، یادداشتهای ابلهانه 2026 - 2002