مشغولیات

زندگى، خود مشغولیتی عظیم است!




شعار هفته

Many subsystems in data communication systems work best with random bit sequences.

K. Sam Shanmugam


 
 
آیدین كبیر در یک نگاه

اسم: آیدین خان
تاریخ تولد: خیلی وقت پیش
قد: ۱۷۷
وزن: داره می رسه به صد
رنگ چشم: قهوه‌ای تیره
رنگ مو: همون
تماس: ایمیل

اینم یه تیریپ عارفانه، ابلهانه از آیدین كبیر


بالا
 
آرشیو

بالا

نظريات عارفانه،
يادداشتهای ابلهانه

تراوشات ذهنی آیدین كبیر
 

نوشته‌های آیدین:

پنج‌شنبه، 21 آوریل 2005     

دیروز امتحان دکترا بود توی دانشکده. کلی به امتحان دهنده های عزیز خندیدیم. همه با کت و شلوار اومده بودن سر امتحان. لابد می خواستن بگن ما از اول تو کت و شلوار به دنیا اومدیم. من که می دونم که به خاطر عشق دانش نیست که دارن امتحان می دن. فقط می خوان فردا که رفتن خواستگاری، خانواده عروس کلی ذوق کنن. بعدشم با مدرک بالاتر، یه ذره حقوقشون بیشتر می شه.
باید ببری اون یارو رو که با پنج کلاس سواد، می ره عراق و اسیلوسکوپ دست دوم از مردم می خره و می اندازه عقب وانت و میاد ایران و ده برابر قیمت خرید، می فروشه بهشون نشون بدی. یه سریشون بیخیال درس خوندن می شن، یه سری هم افسردگی حاد می گیرن.

[2 نظر] اينو آیدین در ساعت 13:43 نوشت.
.............................................................................................

چهارشنبه، 20 آوریل 2005     

بیچاره پاپ های این دوره و زمونه. پونصد سال پیش کافی بود پاپ کسی رو تکفیر کنه تا طرف دیگه روی زمین امنیت جانی نداشته باشه. ولی الآن اگه پاپ کسی رو تکفیر کنه، یارو می ره برای خودش یه فرقه جدید راه می اندازه و دو برابر پاپ طرفدار جمع می کنه.

[1 نظر] اينو آیدین در ساعت 6:45 نوشت.
.............................................................................................

سه‌شنبه، 19 آوریل 2005     

به درستی که بدترین توالت عمومی، آنی است که نصف درش شیشه ای باشد. مشجر بودن شیشه، دردی رو دوا نمی کنه.
یادمه اون جایی که رفته بودیم کنکور بدیم، روی در توالتاش یه سوراخ به قطر تقریبا بیست سانت داشت.

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 19:45 نوشت.
.............................................................................................

سه‌شنبه، 19 آوریل 2005     

به همین راحتی. یه کشیش می تونه یه شبه پاپ بشه. بعد برای خودش یه اسم جدید دهن پرکن انتخاب می کنه، به این گندگی.
منم که اصولا از قدرت خیلی خوشم میاد. برم یه راهی پیدا کنم که چند سال دیگه یه پاپی، شاهی، چیزی بشم.

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 19:42 نوشت.
.............................................................................................

دوشنبه، 18 آوریل 2005     

تن تن خوندین؟! قیافه من شکل راستاپوپولوس نشده؟

[1 نظر] اينو آیدین در ساعت 17:57 نوشت.
.............................................................................................

یکشنبه، 17 آوریل 2005     

کروبی با افخمی مصاحبه کرده و گفته اگه من رئیس جمهور بشم، ماهانه پنجاه هزار تومن به هر ایرانی بالای هجده سال می دم. آدم یاد تیم فوتبال فلامینگوی برزیل می افته که مربیش به خاطر پرحرفی اخراج شده.

[1 نظر] اينو آیدین در ساعت 17:37 نوشت.
.............................................................................................

شنبه، 16 آوریل 2005     

با همه این حرفا و همه خستگی من، امروز هر طرف رو که نگاه می کردم، یه چیز قشنگ می دیدم. از کی باید تشکر کنم؟
خودم که می خوام از تو تشکر کنم. با این که امروز اصلا دیده نشدی.

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 17:40 نوشت.
.............................................................................................

شنبه، 16 آوریل 2005     

به چشمای آدما نگاه نکن. گمراه می شی. دستاشون رو نگاه کن.

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 17:02 نوشت.
.............................................................................................

شنبه، 16 آوریل 2005     

اگر صدای کلاغ را قارقار بنامیم، ناگزیر صدای طوطی قیرقیر نامیده می شود. کافیه عصرا پنج دقیقه تو حیاط KNT باشی و گوش کنی تا بهت ثابت بشه.
فرضیه: کلاغ و طوطی و قورباغه از یه خانواده هستن.

[2 نظر] اينو آیدین در ساعت 15:41 نوشت.
.............................................................................................

شنبه، 16 آوریل 2005     

فرق من با آدمیزاد اینه که چیزی رو مخفی نمی کنم. حتی وقتی می دونم که به ضررم تموم می شه. روباز بازی کردن، وقتی طبیعیه که همه روباز بازی کنن.

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 15:39 نوشت.
.............................................................................................

شنبه، 16 آوریل 2005     

آدم کافیه پنج دقیقه آگهی های تلویزیون های ایرانی اون ور آب رو نگاه کنه تا متوجه بشه که مهم ترین دغدغه بشر امروزی، همانا مو است.
اول می گه بیاین Gillette gel بخرین که خیلی خوبه. بعد یه خانومه میاد و درباره مزایای BRAUN silk epil حرف می زنه. بعد تبلیغ MACH3 Turbo می کنه. بعد دوباره می گه آی خانوما بجنبین که هرکی Venus3 نداره همه آقایون ازش فرار می کنن…
و این ماجرا ادامه داره.

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 7:38 نوشت.
.............................................................................................

جمعه، 15 آوریل 2005     

I’ve got all my life to live
I’ve got all my love to give.

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 18:28 نوشت.
.............................................................................................

جمعه، 15 آوریل 2005     

اون روزا، یه بار یه آقایی تو خیابون جلوم رو گرفت. ازم خواست که لبخند بزنم. بعد دعوام کرد که چرا با قیافه اخمو تو خیابون راه می رم. بعد ازم پرسید ساعت چنده و رفت…

[1 نظر] اينو آیدین در ساعت 16:26 نوشت.
.............................................................................................

جمعه، 15 آوریل 2005     

معاون اول دومین مقام رسمی کشور (می شه سومین مقام رسمی کشور؟) می خواد فردا تکلیفاشو تحویل بگیره. ولی فکرم پراکنده تر از اونه که به خاطر جذبه اش هم که شده، بشینم و مساله حل کنم. به جاش دارم با php ور می رم. خوبیش اینه که اکثر زبونای امروزی، یه شباهتای زیادی با C دارن.
نیروهای برتر وجود دارن؟ به کمکشون احتیاج دارم.

[1 نظر] اينو آیدین در ساعت 16:24 نوشت.
.............................................................................................

جمعه، 15 آوریل 2005     

دایناسور عروس یالا
دامادو ببوس یالا

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 10:16 نوشت.
.............................................................................................

چهارشنبه، 13 آوریل 2005     

اون چیزی که باعث تفاوت رفتارای آدما می شه، تفاوت ورودی هاشون نیست، تفاوت تابع انتقال هاشونه. ورودی ها تقریبا برای همه یکسانه.

[3 نظر] اينو آیدین در ساعت 18:12 نوشت.
.............................................................................................

چهارشنبه، 13 آوریل 2005     

ماشالا این تکلیفا و پروژه های احمقانه، برای آدم فرصت کار علمی باقی نمی ذارن!
این دکتر هم که وضعش واقعا رقت انگیزه. یه کتاب انگلیسی که دست همه هست رو می خونه و میاد سر کلاس همونا رو روی تخته می نویسه. این نامردا هم که مدام ازش سوال می پرسن، اونم گیر می کنه و هیچ جوابی نداره که بده!

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 18:11 نوشت.
.............................................................................................

سه‌شنبه، 12 آوریل 2005     

My heart is broke
But I have some glue
Help me inhale
And mend it with you.

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 19:04 نوشت.
.............................................................................................

سه‌شنبه، 12 آوریل 2005     

همسایه ها یاری کنین تا من اردبیلی پور داری کنم!

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 16:31 نوشت.
.............................................................................................

سه‌شنبه، 12 آوریل 2005     

موسیقی بازم عوض شد. این دفعه خیلی طولانی شده بود. سعی می کنم زود به زود عوضش کنم. این یکی Nothing else matters معروف خودمونه که Apocalyptica اجراش کرده. فکر می کنم بعد از آداجیوی آلبینونی اجرای doors، داغون ترین چیزی باشه که شنیدم.

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 16:29 نوشت.
.............................................................................................

 

مطالب اخیر

نظرات اخیر

© TGEIK نظریات عارفانه، یادداشتهای ابلهانه 2026 - 2002