شنبه، 16 آوریل 2005
فرق من با آدمیزاد اینه که چیزی رو مخفی نمی کنم. حتی وقتی می دونم که به ضررم تموم می شه. روباز بازی کردن، وقتی طبیعیه که همه روباز بازی کنن.
[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 15:39 نوشت.|
مشغولیات زندگى، خود مشغولیتی عظیم است!
شعار هفته Many subsystems in data communication systems work best with random bit sequences. K. Sam Shanmugam
آیدین كبیر در یک نگاه
اسم: آیدین خان تاریخ تولد: ۱۸ دی ۱۳۶۱ قد: ۱۷۷ وزن: داره می رسه به صد رنگ چشم: قهوهای تیره رنگ مو: همون تماس: ایمیل اینم یه تیریپ عارفانه، ابلهانه از آیدین كبیر
بالا
آرشیو
بالا |
|
نظريات عارفانه،
يادداشتهای ابلهانه تراوشات ذهنی آیدین كبیر نوشتههای آیدین:شنبه، 16 آوریل 2005فرق من با آدمیزاد اینه که چیزی رو مخفی نمی کنم. حتی وقتی می دونم که به ضررم تموم می شه. روباز بازی کردن، وقتی طبیعیه که همه روباز بازی کنن. [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 15:39 نوشت.شنبه، 16 آوریل 2005آدم کافیه پنج دقیقه آگهی های تلویزیون های ایرانی اون ور آب رو نگاه کنه تا متوجه بشه که مهم ترین دغدغه بشر امروزی، همانا مو است. جمعه، 15 آوریل 2005I’ve got all my life to live جمعه، 15 آوریل 2005اون روزا، یه بار یه آقایی تو خیابون جلوم رو گرفت. ازم خواست که لبخند بزنم. بعد دعوام کرد که چرا با قیافه اخمو تو خیابون راه می رم. بعد ازم پرسید ساعت چنده و رفت… [1 نظر] اينو آیدین در ساعت 16:26 نوشت.جمعه، 15 آوریل 2005معاون اول دومین مقام رسمی کشور (می شه سومین مقام رسمی کشور؟) می خواد فردا تکلیفاشو تحویل بگیره. ولی فکرم پراکنده تر از اونه که به خاطر جذبه اش هم که شده، بشینم و مساله حل کنم. به جاش دارم با php ور می رم. خوبیش اینه که اکثر زبونای امروزی، یه شباهتای زیادی با C دارن. جمعه، 15 آوریل 2005دایناسور عروس یالا چهارشنبه، 13 آوریل 2005اون چیزی که باعث تفاوت رفتارای آدما می شه، تفاوت ورودی هاشون نیست، تفاوت تابع انتقال هاشونه. ورودی ها تقریبا برای همه یکسانه. [3 نظر] اينو آیدین در ساعت 18:12 نوشت.چهارشنبه، 13 آوریل 2005ماشالا این تکلیفا و پروژه های احمقانه، برای آدم فرصت کار علمی باقی نمی ذارن! سهشنبه، 12 آوریل 2005My heart is broke سهشنبه، 12 آوریل 2005همسایه ها یاری کنین تا من اردبیلی پور داری کنم! [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 16:31 نوشت.سهشنبه، 12 آوریل 2005موسیقی بازم عوض شد. این دفعه خیلی طولانی شده بود. سعی می کنم زود به زود عوضش کنم. این یکی Nothing else matters معروف خودمونه که Apocalyptica اجراش کرده. فکر می کنم بعد از آداجیوی آلبینونی اجرای doors، داغون ترین چیزی باشه که شنیدم. [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 16:29 نوشت.دوشنبه، 11 آوریل 2005تهران برای پیاده روی های شبانه، شهر واقعا ترسناکیه. در ضمن از فقر توالت عمومی هم رنج می بره. یکشنبه، 10 آوریل 2005The finest day Love myself یکشنبه، 10 آوریل 2005خب آخه اون استاد با همه نادونیش، حتما یه چیزی می دونه که برای تکلیفاش یه ماه و نیم مهلت می ده. معلومه که نمی تونی دو روزه تمومش کنی. آخرش اگه لیسانس هم بهمون ندن، حداقل چندتا مدرک “برنامه نویسی تحت word” و “ماست مالی تحت simulink” و “شیره مالی تحت MSpaint” بهمون می دن. شنبه، 9 آوریل 2005مادربزرگم گفت از صبح تا شب می شینیم و ساکت همدیگه رو نگاه می کنیم. جمعه، 8 آوریل 2005به درستی که عملی از مناسک مسافرکش ها نمانده که با دست فرمان همایونی، اجرا نکرده باشیم! [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 18:28 نوشت.جمعه، 8 آوریل 2005باز به یک جرعه می، عاقل و فرزانه شد… [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 10:24 نوشت.جمعه، 8 آوریل 2005خیر سرمون بعد از عمری نشستیم romance movie دیدیم. اونم آخرش دختره افتاد مرد و اشکمون رو دراورد. اون وقت من می گم ژانر مورد علاقه من اکشنه، همه چپ چپ نگام می کنن. [1 نظر] اينو آیدین در ساعت 7:45 نوشت.پنجشنبه، 7 آوریل 2005از سر پیمان برفت، با سر پیمانه شد… [1 نظر] اينو آیدین در ساعت 20:33 نوشت.سهشنبه، 5 آوریل 2005آخه آزمایشگاهی که پروژه لیسانس فرید باشه و مسئولش بنی باشه و جزوه اش رو آقای “غیث غیث” نوشته باشه و اولین ترمی باشه که ارائه شده، معلومه که چی از آب در میاد. عجب غلطی کردیم برداشتیما! [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 14:12 نوشت.
| ||||