سهشنبه، 26 آوریل 2005
اینم رکورد راه انداختن کولر. ششم اردیبهشت!
[1 نظر] اينو آیدین در ساعت 9:28 نوشت.|
مشغولیات زندگى، خود مشغولیتی عظیم است!
شعار هفته Many subsystems in data communication systems work best with random bit sequences. K. Sam Shanmugam
آیدین كبیر در یک نگاه
اسم: آیدین خان تاریخ تولد: ۱۸ دی ۱۳۶۱ قد: ۱۷۷ وزن: داره می رسه به صد رنگ چشم: قهوهای تیره رنگ مو: همون تماس: ایمیل اینم یه تیریپ عارفانه، ابلهانه از آیدین كبیر
بالا
آرشیو
بالا |
|
نظريات عارفانه،
يادداشتهای ابلهانه تراوشات ذهنی آیدین كبیر نوشتههای آیدین:سهشنبه، 26 آوریل 2005اینم رکورد راه انداختن کولر. ششم اردیبهشت! [1 نظر] اينو آیدین در ساعت 9:28 نوشت.سهشنبه، 26 آوریل 2005آخه یه آدم چقدر می تونه از خود راضی باشه. برگشته می گه از ترم دیگه “طراحی مدارات RF” ارائه می شه که اونایی که اون موقع هستن، سعی کنن حتما درس رو بردارن. چون واقعا ارزشمنده. البته این که می گم به این خاطر نیست که من درس می دما! به این دلیله که هیچ دانشگاه دیگه ای همچین درسی نداره. سهشنبه، 26 آوریل 2005خیلی خوشمان اومد. قاضی پرونده لیلا مافی گفته اگه یه زن و مرد به جرم زنا دستگیر بشن و یکی از طرفین انکار کنه و یکی دیگه اقرار، و هیچ مدرک دیگه ای هم نداشته باشیم، هم انکار و هم اقرار پذیرفته می شه. یعنی یک نفر تبرئه می شه و اون یکی مجازات! یکشنبه، 24 آوریل 2005هاه! این درد مسخره به پای راستم هم رسید. پوریا اعتقاد داشت که می دونه چیه. اسمش یه چیزی بود تو مایه های سیاتل (یا سیامک، یا سیستماتیک) ولی باید قبول کرد که اطلاعات پوریا از پزشکی، به اندازه اطلاعات من از قدرته (یعنی بی نظر نیستم، ولی احتمال چرت بودن نظرم هم زیاده) [1 نظر] اينو آیدین در ساعت 19:14 نوشت.یکشنبه، 24 آوریل 2005یکی دیگه از خانزاده های نفرین شده مرد. این یکی از اون نسلی بود که اسم شناسنامه ایشون، “خان” داره. متاسفانه هیچ وقت ندیده بودمش، ولی شنیده ها نشون می ده که شاهکاری بوده در نوع خودش. فقط از اجاره املاکش تو ارومیه حداقل ماهی ده میلیون تومن درآمد داشته. می گن چند وقت پیش دیدنش که وضع دندوناش خیلی افتضاحه، ازش پرسیدن چرا نمی ری دکتر. گفته آخه خرجش زیاده! [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 6:43 نوشت.شنبه، 23 آوریل 2005یادش به خیر. دکتر یزدی هروقت می خواست از کتاب فارسی پیش دانشگاهی ایراد بگیره، می گفت: “ورداشته نوشته ناچشیده جرعه ای از جام او، عشقبازی می کنم با نام او. آخه من عشقبازی رو برای بچه ها چی معنی کنم؟!” [3 نظر] اينو آیدین در ساعت 9:10 نوشت.شنبه، 23 آوریل 2005دیدن پدر و مادرای بچه به بغل جلوی بیمارستان علی اصغر، که وقتی با بچه اشون صحبت می کنن لبخندشون گم نمی شه، آدمو به زندگی امیدوار می کنه. [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 7:47 نوشت.جمعه، 22 آوریل 2005Whatever happens I’ll leave it all to chance جمعه، 22 آوریل 2005یه بخشی از پروژه کارآموزیم این بود که یه جزوه بیست صفحه ای VHDL بنویسم، که نفر بعدی دیگه سراغ کتابا (که تو این زمینه واقعا پراکنده ان) نره و بتونه با خوندن اون جزوه، کار خودشو در حد مورد نیاز راه بندازه. جمعه، 22 آوریل 2005می گفت: “از وقتی که سیستم caller ID راه افتاده، نسل مزاحم تلفنی ورافتاده. تنها ابلهی هم که زنگ می زنه و وقتی گوشی رو بر می داری قطع می کنه، دوست پسر خواهرمه!” جمعه، 22 آوریل 2005IEEE Computer Society نامه فرستاده که آیدین جان، درد و بلات بخوره تو سرمون. بیا سی دلار ناقابل بده که عضوت کنیم! پنجشنبه، 21 آوریل 2005دیروز امتحان دکترا بود توی دانشکده. کلی به امتحان دهنده های عزیز خندیدیم. همه با کت و شلوار اومده بودن سر امتحان. لابد می خواستن بگن ما از اول تو کت و شلوار به دنیا اومدیم. من که می دونم که به خاطر عشق دانش نیست که دارن امتحان می دن. فقط می خوان فردا که رفتن خواستگاری، خانواده عروس کلی ذوق کنن. بعدشم با مدرک بالاتر، یه ذره حقوقشون بیشتر می شه. چهارشنبه، 20 آوریل 2005بیچاره پاپ های این دوره و زمونه. پونصد سال پیش کافی بود پاپ کسی رو تکفیر کنه تا طرف دیگه روی زمین امنیت جانی نداشته باشه. ولی الآن اگه پاپ کسی رو تکفیر کنه، یارو می ره برای خودش یه فرقه جدید راه می اندازه و دو برابر پاپ طرفدار جمع می کنه. [1 نظر] اينو آیدین در ساعت 6:45 نوشت.سهشنبه، 19 آوریل 2005به درستی که بدترین توالت عمومی، آنی است که نصف درش شیشه ای باشد. مشجر بودن شیشه، دردی رو دوا نمی کنه. سهشنبه، 19 آوریل 2005به همین راحتی. یه کشیش می تونه یه شبه پاپ بشه. بعد برای خودش یه اسم جدید دهن پرکن انتخاب می کنه، به این گندگی. دوشنبه، 18 آوریل 2005تن تن خوندین؟! قیافه من شکل راستاپوپولوس نشده؟ [1 نظر] اينو آیدین در ساعت 17:57 نوشت.یکشنبه، 17 آوریل 2005کروبی با افخمی مصاحبه کرده و گفته اگه من رئیس جمهور بشم، ماهانه پنجاه هزار تومن به هر ایرانی بالای هجده سال می دم. آدم یاد تیم فوتبال فلامینگوی برزیل می افته که مربیش به خاطر پرحرفی اخراج شده. [1 نظر] اينو آیدین در ساعت 17:37 نوشت.شنبه، 16 آوریل 2005با همه این حرفا و همه خستگی من، امروز هر طرف رو که نگاه می کردم، یه چیز قشنگ می دیدم. از کی باید تشکر کنم؟ شنبه، 16 آوریل 2005به چشمای آدما نگاه نکن. گمراه می شی. دستاشون رو نگاه کن. [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 17:02 نوشت.شنبه، 16 آوریل 2005اگر صدای کلاغ را قارقار بنامیم، ناگزیر صدای طوطی قیرقیر نامیده می شود. کافیه عصرا پنج دقیقه تو حیاط KNT باشی و گوش کنی تا بهت ثابت بشه.
| ||||