چهارشنبه، 22 ژوئن 2005
هفته پیش این موقع داشتم تو تجریش با طرفدارای هاشمی بحث می کردم. فکرشو نمی کردم که این هفته می خوام بهش رای بدم!
[5 نظر] اينو آیدین در ساعت 19:01 نوشت.|
مشغولیات زندگى، خود مشغولیتی عظیم است!
شعار هفته Many subsystems in data communication systems work best with random bit sequences. K. Sam Shanmugam
آیدین كبیر در یک نگاه
اسم: آیدین خان تاریخ تولد: خیلی وقت پیش قد: ۱۷۷ وزن: داره می رسه به صد رنگ چشم: قهوهای تیره رنگ مو: همون تماس: ایمیل اینم یه تیریپ عارفانه، ابلهانه از آیدین كبیر
بالا
آرشیو
بالا |
|
نظريات عارفانه،
يادداشتهای ابلهانه تراوشات ذهنی آیدین كبیر نوشتههای آیدین:چهارشنبه، 22 ژوئن 2005هفته پیش این موقع داشتم تو تجریش با طرفدارای هاشمی بحث می کردم. فکرشو نمی کردم که این هفته می خوام بهش رای بدم! [5 نظر] اينو آیدین در ساعت 19:01 نوشت.چهارشنبه، 22 ژوئن 2005یارو ورداشته از این سر تا اون سر ورقه، بلوک دیاگرام یه گیرنده رو کشیده. بعد بیست خط سوال نوشته و از شیر مرغ تا جون آدمیزاد سیستم رو خواسته که محاسبه کنیم. نکته جالبش این بود که تمام چیزایی که می خواست مربوط به طرف فرستنده بود و بلوک دیاگرامش به درد خودش می خورد! [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 14:49 نوشت.چهارشنبه، 22 ژوئن 2005Ain’t no sunshine when she’s gone سهشنبه، 21 ژوئن 2005حالا من سالی یه بار بیشتر گذرم به میدون ولیعصر نمی افته ها، هر دفعه که تو میدون باشم حتما پ رو می بینم. توجیهش اینه که پلی تکنیک درس می خونه و همون بغله، ولی من نمی فهمم چرا دانشجوی پلی تکنیک باید همیشه توی میدون ولو باشه. باز جای شکرش باقیه که امروز دختر باهاش نبود و جواب سلام منو داد! [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 14:16 نوشت.یکشنبه، 19 ژوئن 2005ببینین توروخدا این زیمر تو کتاب طیف گسترده اش چی نوشته: The QPSK spread spectrum modems discussed above are the principal types of QPSK modems either currently in use or widely discussed in literature. مثلا فرض کنین یه سالن گنده داریم و از این سر تا اون سر مخابراتیای خل و چل نشستن. مثلا شانموگام و کارلسون و کاور و خود زیمر و این جور آدما. مجری برنامه هم شانون کبیره. یکشنبه، 19 ژوئن 2005از قدیم الایام دوست داشتم یه روز خودم یه tetris بنویسم. یکی دیگه از چیزایی که همیشه مشغولم کرده مساله تابع random بوده و دنبال روش های جدیدی بودم که خیلی اتفاقی تر از وضع فعلی باشه. همیشه هم می خواستم توی tetris خودم، از رندوم های خودم استفاده کنم. ولی از دیروز دارم به یه tetris تطبیقی فکر می کنم که با توجه به شرایط بازی، بدترین بلوک ممکن رو به عنوان بلوک بعدی انتخاب کنه. شنبه، 18 ژوئن 2005حقتونه. شمایی که عین بچه ها نشستین توی خونه و به خیال خودتون مشروعیت نظام رو زیر سوال بردین، حقتونه که یکی رئیس جمهور بشه که دهنتون رو سرویس کنه. شنبه، 18 ژوئن 2005استاد می ره بالای سکو و روش شما رو برای کلاس توضیح می ده (البته تا اینجا کلی توی دلتون از خودتون کیف می کنین) و بعد یه دلیل نامفهوم که تاحالا درس نداده میاره و می گه: “این روش غلطه، مبادا ازش استفاده کنین!!! ضمنا پنج دقیقه بیشتر از وقت امتحان نمونده!” جمعه، 17 ژوئن 2005راستی! رای دادن فراموش نشه! [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 12:54 نوشت.جمعه، 17 ژوئن 2005من نمی دونم این ایرانیان قدیم که یا آبگوشت می خوردن یا چلوکباب، چه جوری می تونستن بعد از ناهار بیدار بمونن و کار کنن. همینه که بهره وری اینقدر پایین بوده و پیشرفت نکردیم دیگه. فکر کنم برای پیشرفت باید غذاهای سنتی رو ممنوع کنیم. سهشنبه، 14 ژوئن 2005 حفاظت شده:[برای نمایش یافتن دیدگاهها رمز عبور را بنویسید.] اينو آیدین در ساعت 18:54 نوشت.سهشنبه، 14 ژوئن 2005یه جزیره ای بود که بومیاش هر ماه با بدبختی ده دست لباس محلی خودشون رو (با برگ و پوست حیوانات و اینجور چیزا) درست می کردن و می ذاشتن تو یه قایق کوچیک و ولش می کردن توی آب. مثلا هدیه می فرستادن برا خداشون. چند روز بعد هم قایق دوباره می رسید به جزیره و یه تی شرت سفید توش بود. فکر می کردن از از طرف خداشون اومده و مقدسه. تا این که خداشون مرد و دیگه کسی نبود که لباسای محلی رو به توریستا بفروشه و با یک هزارم پولش یه تی شرت سفید بخره و برای بومیا بفرسته. بعدش دیگه نمی دونم چی شد. یکشنبه، 12 ژوئن 2005نمی دونم چرا وقتی به اون پیرمرده که توی ساندویچی زیر پل پشت دخل می شینه می گم حاج آقا، چپ چپ نگاهم می کنه. ولی وقتی مردم بهش می گن موسیو خیلی با روی باز باهاشون برخورد می کنه! [1 نظر] اينو آیدین در ساعت 17:27 نوشت.شنبه، 11 ژوئن 2005بدینوسیله اعلام می کنم که هیچ ترسی از وقایع احتمالی روز چهارم تیر ندارم. یه سری دلیل هم دارم، ولی مهم ترینش اینه که اصلا علی کیت مال این حرفا نیست! [3 نظر] اينو آیدین در ساعت 16:21 نوشت.جمعه، 10 ژوئن 2005دلم از اون دلای قدیمیه، از اون دلاس… [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 19:10 نوشت.جمعه، 10 ژوئن 2005دوستان می دونن که من معمولا خوابای عجق وجق زیاد می بینم. فقط تاحالا خواب انتخاباتی ندیده بودم که اونم به سلامتی دیشب دیدم. یه نقاشی دیواری خیلی بزرگ بود که حمایت صنف تولیدکنندگان سوسیس و کالباس از قالیباف رو اعلام کرده بود. شهرام کاشانی هم نشسته بود زیر پل و سیگار می فروخت و تبلیغ هاشمی می کرد! [3 نظر] اينو آیدین در ساعت 6:06 نوشت.سهشنبه، 7 ژوئن 2005باید برای درس آمار مدرسه پروژه تحویل بده. ورداشته یه موضوع انتخاب کرده و یه فرم نظر سنجی هم با یه مشت سوال طرح کرده. قسمت جالب ماجرا اینه که خودش داره همه فرم ها رو پر می کنه و تازه بعدش قراره نمودار و توزیع و این چیزا هم رسم کنه و نتایج رو تحلیل کنه! [4 نظر] اينو آیدین در ساعت 15:03 نوشت.دوشنبه، 6 ژوئن 2005I never knew I had a dream یکشنبه، 5 ژوئن 2005می خوام! [1 نظر] اينو آیدین در ساعت 19:38 نوشت.یکشنبه، 5 ژوئن 2005Let’s reach the top together
| ||||