شنبه، 10 ژوئن 2006
تا نگرانی نباشه، امیدواری معنی نداره.
[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 11:53 نوشت.|
مشغولیات زندگى، خود مشغولیتی عظیم است!
شعار هفته Many subsystems in data communication systems work best with random bit sequences. K. Sam Shanmugam
آیدین كبیر در یک نگاه
اسم: آیدین خان تاریخ تولد: ۱۸ دی ۱۳۶۱ قد: ۱۷۷ وزن: داره می رسه به صد رنگ چشم: قهوهای تیره رنگ مو: همون تماس: ایمیل اینم یه تیریپ عارفانه، ابلهانه از آیدین كبیر
بالا
آرشیو
بالا |
|
نظريات عارفانه،
يادداشتهای ابلهانه تراوشات ذهنی آیدین كبیر نوشتههای آیدین:شنبه، 10 ژوئن 2006تا نگرانی نباشه، امیدواری معنی نداره. [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 11:53 نوشت.شنبه، 10 ژوئن 2006 حفاظت شده:[برای نمایش یافتن دیدگاهها رمز عبور را بنویسید.] اينو آیدین در ساعت 7:22 نوشت.سهشنبه، 6 ژوئن 2006365*24*60*60*2 [11 نظر] اينو آیدین در ساعت 20:00 نوشت.دوشنبه، 5 ژوئن 2006استاد محترم برای یکی از مساله های تکلیف، یه راهنمایی فرمودن که کار رو ساده کنه. حالا من بدون توجه به راهنمایی، یه کار دیگه کردم که حتی ساده تر بود. حالا می ترسم ببینه به راهنمایی داهیانه اش توجه نکردم، عصبانی بشه یهو. [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 10:43 نوشت.پنجشنبه، 1 ژوئن 2006می گه: “صاحب فلان کارخونه معروف، اصلا آدم شریفی نیست. به همین دلیل هم زنش سرطان گرفته” چهارشنبه، 31 می 2006تهران رو دوست دارم. مگه چند تا شهر تو دنیا هست که تو اون شهر یه موتوری با سرعت بره تو شیکم یه عابر پیاده و وقتی پیاده خودش رو کنار کشید، موتوری برگرده بگه: “حالا چرا ترسیدی؟” [3 نظر] اينو آیدین در ساعت 19:54 نوشت.چهارشنبه، 31 می 2006آقای آراسته رو دیدم. سالم و سرحال. مثل همیشه. خوشحال شدم که حالش خوبه. جالب بود که بعد از این همه سال هنوز منو می شناخت. [1 نظر] اينو آیدین در ساعت 19:51 نوشت.دوشنبه، 29 می 2006من نیازم تو رو هر روز دیدنه دوشنبه، 29 می 2006یارو عضو حزب ا… لبنان بود. اوردنش تهران و سر کلاس نشوندن بغل دست آدمایی که کلی زحمت کشیده بودن و کنکور داده بودن. طرف هم نامردی نکرد و تا جایی که تونست واحد افتاد و از این جور قضایا. حتی پروژه لیسانسش هم بقیه براش انجام دادن. حالا تو همین تهران استخدام شده و حقوق حسابی می گیره و باقی قضایا. طبیعیه که اسمش عدالت باشه. [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 20:38 نوشت.یکشنبه، 28 می 20061. من ترکم. .: نتیجه گیری ندارد. [4 نظر] اينو آیدین در ساعت 17:36 نوشت.چهارشنبه، 24 می 2006گوینده رادیو اعتقاد داشت که نیمه نهایی جام جهانی 1934، بین دو تیم آلمان غربی و جمهوری چک برگزار شده! [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 17:59 نوشت.سهشنبه، 23 می 2006دلم مهمونی می خواد. یه جوونمردی پیدا بشه مهمونی بگیره دیگه. [8 نظر] اينو آیدین در ساعت 20:20 نوشت.سهشنبه، 23 می 2006فکر کنم “پنج داستان” جلال آل احمد، اولین سری داستان های جدی باشه که تو زندگیم خوندم. اول راهنمایی، هنوز ده ساله بودم. هفته پیش بعد از نزدیک سیزده سال دوباره داشتم همون کتاب رو می خوندم. تجربه جالبی بود. تو این فاصله تجربه و سلیقه ام خیلی فرق کرده. موقع خوندنش یه چیزایی تو داستان می دیدم که مطمئنا سیزده سال پیش ندیده بودم. ضمنا نمی دونم که اگه سیزده سال بعد دوباره کتاب رو بخونم، چه حسی پیدا می کنم. [4 نظر] اينو آیدین در ساعت 20:16 نوشت.دوشنبه، 22 می 2006اجازه بدین به یه خاطره قدیمی از تحقیقاتم اشاره کنم. دوشنبه، 22 می 2006حالا من ده سال یه دفعه یه چیزی گم می کنم، اون یه دفعه هم باید یهو کارت دانشجوئیم باشه که پدرم در بیاد تا بتونم المثنی بگیرم. [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 4:43 نوشت.سهشنبه، 16 می 2006آدمی رو فرض کنین که هر چیز کوچیکی برای خوشحال شدنش کافی باشه. بعد یهو این آدم یه دلیل خیلی بزرگ خوشحال بودن پیدا می کنه. چقدر خوش به حالش می شه. [1 نظر] اينو آیدین در ساعت 15:29 نوشت.سهشنبه، 16 می 2006اون ابلهی رو که تو کتاب جغرافی جلوی آب و هوای تهران می نوشت: معتدل، به من نشون بدین. می خوام ازش بپرسم کجای دنیا به تابستونی که از اول اردیبهشت شروع می شه و تا آخر آبان طول می کشه، می گن معتدل! [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 15:26 نوشت.دوشنبه، 15 می 2006همیشه وقتی تو این فیلمای آبگوشتی یه شخصیت معتمد محل هم داشتن، من از اون آقای معتمد حالم به هم می خورد. حالا تازه دلیلش رو فهمیدم. یارو معتمد محل بوده، یکی از اهالی محل هم بوده که همیشه مسافرت کاری داشته و وقتایی که ایشون نبودن آقای معتمد مشغول تعرض به همسر آقاهه بوده. البته خوشبختانه آقای معتمد قراره به زودی اعدام بشن. یکشنبه، 14 می 2006استاد آنتن امروز یه چتر با خودش اورده بود سر کلاس و می گفت می خوام با این آنتن رفلکتور پارابولوئید رو براتون سیموله کنم! پنجشنبه، 11 می 2006Woman please let me explain
| ||||