مشغولیات

زندگى، خود مشغولیتی عظیم است!




شعار هفته

Many subsystems in data communication systems work best with random bit sequences.

K. Sam Shanmugam


 
 
آیدین كبیر در یک نگاه

اسم: آیدین خان
تاریخ تولد: خیلی وقت پیش
قد: ۱۷۷
وزن: داره می رسه به صد
رنگ چشم: قهوه‌ای تیره
رنگ مو: همون
تماس: ایمیل

اینم یه تیریپ عارفانه، ابلهانه از آیدین كبیر


بالا
 
آرشیو

بالا

نظريات عارفانه،
يادداشتهای ابلهانه

تراوشات ذهنی آیدین كبیر
 

نوشته‌های آیدین:

یکشنبه، 16 جولای 2006     

کسی از کابلو خبری نداره؟

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 14:07 نوشت.
.............................................................................................

جمعه، 14 جولای 2006     

تاحالا کسی تونسته پسورد فایل های rar رو با حمله ای به جز brute force پیدا کنه؟ اگه جواب نه باشه من اصلا تعجب نمی کنم.

[2 نظر] اينو آیدین در ساعت 20:16 نوشت.
.............................................................................................

پنج‌شنبه، 13 جولای 2006     

Ain’t no sunshine when she’s gone
It’s not warm when she’s away

[3 نظر] اينو آیدین در ساعت 20:46 نوشت.
.............................................................................................

پنج‌شنبه، 13 جولای 2006     

با اجازه فرورتیش رضوانیه و ستون بومرنگ:
“بهتر است خودتان برای کودکتان قصه تعریف کنید. این جوری اگر بچه در طول روز کار بدی انجام داده، می توانید آن را در قصه مطرح کنید تا از چیزی که می شنود عبرت بگیرد:
«یکی بود… یکی نبود… یک پسربچه زشت و احمقی بود که یک روز ظهر وقتی مامانش خواب بود، رفت و موهای خواهر کوچکش را کشید و خواهرش هم دوساعت تمام ونگ زد و اعصاب مامان را داغون کرد. وقتی شب شد یک فرشته به اتاق پسر پررو آمد، او را تا می خورد کتک زد و از سقف اتاق آویزان کرد تا برای سایر پسرهای بی ادب و دیوانه، درس عبرت باشد…»”

[2 نظر] اينو آیدین در ساعت 10:46 نوشت.
.............................................................................................

دوشنبه، 10 جولای 2006     

اینم از آهنگ جدید. من اصولا ایتالیایی نیستم، ولی وقتی این آهنگ تو استادیوم برلین پخش می شه، چرا اینجا نشه؟!

[3 نظر] اينو آیدین در ساعت 19:40 نوشت.
.............................................................................................

یکشنبه، 9 جولای 2006     

یارو چپ رفت، گفتین بازیکن مسلمان تیم ملی فرانسه. راست اومد، گفتین بازیکن مسلمان تیم ملی فرانسه. وقتی شاخ زد چرا ساکت شدین پس؟

[4 نظر] اينو آیدین در ساعت 21:52 نوشت.
.............................................................................................

شنبه، 8 جولای 2006     

بنده خراب کاری کردم به قبر رضاشاه کبیر و هفت پشتش که ایرانی ها رو با مفهوم نظام وظیفه اجباری آشنا کرد. نقطه سر خط.

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 15:48 نوشت.
.............................................................................................

شنبه، 8 جولای 2006     

“کرم های خاکی در روابط جنسی خود موجوداتی بی قید و بند هستند.”
روزنامه شرق. 17 تیر 1385. صفحه 28 (دانش)

[1 نظر] اينو آیدین در ساعت 15:44 نوشت.
.............................................................................................

پنج‌شنبه، 6 جولای 2006     

و اما به عنوان صحنه ای که به اندازه جیغ بی صدای مایکل کورلئونه روی پله های سالن اپرا داغون باشه، می شه از رقص پلاگیا با یه مرد دیگه جلوی چشم آنتونیو نام برد.

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 21:26 نوشت.
.............................................................................................

پنج‌شنبه، 6 جولای 2006     

فکر کنم منم عین تیم ملی ایران شدم که نمی تونه تمام بازی انرژی داشته باشه. امتحان اول عالی، امتحان دوم خوب، ولی امتحان سوم اصلا چنگی به دل نمی زد!

[1 نظر] اينو آیدین در ساعت 15:54 نوشت.
.............................................................................................

پنج‌شنبه، 6 جولای 2006     

من دوست داشتم آلمان و پرتغال برسن به فینال. به همین مناسبت بازی شنبه از نظر من فینال حساب می شه و بقیه جام جهانی دیگه برام مهم نیست!

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 15:52 نوشت.
.............................................................................................

دوشنبه، 3 جولای 2006     

عصر داشت یه سری اشرار رو نشون می داد که دور شهر می چرخونن که عبرت ناظرین باشه. ورداشته بودن از گردن هر کدوم یه آفتابه پلاستیکی آویزون کرده بودن. خیلی صحنه خنده داری بود.
یه یارو دیگه هم بود که مسئول جهاد کشاورزی یه منطقه ای بود، داشت صحبت می کرد، گفت بودجه تفاکو نمی کنه!

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 19:42 نوشت.
.............................................................................................

دوشنبه، 3 جولای 2006     

حالا من امروز منتظر یه ایمیل مهم نشستم. هر نیم ساعت یه بار آنلاین می شم و می بینم که یه نامه جدید اومده. بعد که می رم سراغ میل باکس معلوم می شه که بغل دستی عزیز دوران دبیرستان افتاده رو دور اسپم فرستادن برای تبلیغ کلاسای انرژی درمانی بی سروته اش. نمی دونم چه جوری این حرفا رو باور می کنه و به خورد مردم می ده. ضمنا نمی دونم بالاخره لیسانس الکترونیکش رو گرفت یا نه!

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 19:39 نوشت.
.............................................................................................

شنبه، 1 جولای 2006     

حمید گریه نکن. باختن گریه نداره!

[4 نظر] اينو آیدین در ساعت 20:41 نوشت.
.............................................................................................

جمعه، 30 ژوئن 2006     

الآن باز حمید صداش در میاد. ولی من بعد از این همه سال طرفداری آلمان، دوست دارم امروز آرژانتین برنده بشه.

[5 نظر] اينو آیدین در ساعت 15:23 نوشت.
.............................................................................................

پنج‌شنبه، 29 ژوئن 2006     

می گن عمو حسن از حموم در اومده و نشسته رو مبل، بعد خانومش رو صدا کرده و گفته چرا اینجوری می شم؟ تا خانومش بخواد بپرسه چه جوری، مرده بوده. هیچ وقت کسی نفهمید منظورش از اینجوری، چه جوری بوده. ولی فکر کنم این مساله بیشتر از همه، برای من سوال باشه. ضمنا حالا هروقت یه جوری می شم که توصیفی براش ندارم، می ترسم بمیرم یهو!

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 21:20 نوشت.
.............................................................................................

پنج‌شنبه، 29 ژوئن 2006     

کار دنیا برعکس شده. ترسناک ترین مساله این ترم، امتحان دکتر گلابی نژاده که چهار پنج روز هم بیشتر بهش نمونده!

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 21:17 نوشت.
.............................................................................................

یکشنبه، 25 ژوئن 2006     

بازی به این می گن. فوتبال اگه خشن نباشه که به درد دخترا می خوره. فقط حیف که کارت زرد و قرمز باعث افت هیجان بازی می شه. ضمنا تا اطلاع ثانوی پرتغالته!

[5 نظر] اينو آیدین در ساعت 21:40 نوشت.
.............................................................................................

شنبه، 24 ژوئن 2006     

یه روز (حدود سه سال پیش) یه دزدی (هیوا یوسفی) تو این وبلاگ کامنت گذاشت و شماره تلفن داد و نوشت که با من تماس بگیر. من بهش زنگ زدم و گفت وبلاگت رو خوندم و از نوشتنت خوشم اومده و کلی تعریف کرد و بعد گفت بیا برای روزنامه جام جم مطلب بنویس. منم محترمانه رد کردم چون اولا از روزنامه مربوطه خوشم نمی اومد و دوما چنین کارکردی برای خودم متصور نبودم. طرف هم کلی سعی کرد خرم کنه ولی به هر حال نتونست از پس من بر بیاد.
کمتر از یه هفته بعد از این ماجرا، مرتیکه پست فطرت دو تا از پست های اینجا رو بدون کوچک ترین دستکاری و بدون اجازه و بدون اشاره به نویسنده، تو روزنامه مزخرف چاپ کرد.
نمی دونم الآن چرا یادش افتادم، ولی دوباره داغ دلم تازه شد.

[6 نظر] اينو آیدین در ساعت 16:18 نوشت.
.............................................................................................

پنج‌شنبه، 22 ژوئن 2006     

افشین پیروانی گفت: “همون طوری که اول صحبت هام خدمتتون فرمودم…”!

[1 نظر] اينو آیدین در ساعت 21:52 نوشت.
.............................................................................................

 

مطالب اخیر

نظرات اخیر

© TGEIK نظریات عارفانه، یادداشتهای ابلهانه 2026 - 2002