جمعه، 30 دسامبر 2022
عجیبه که از یه روزی بیست و یک سال گذشته باشه. یعنی اون روز به لحظه تولدم نزدیکتر بوده تا الآن. درک اعداد گاهی خیلی سخته.
[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 21:11 نوشت.|
مشغولیات زندگى، خود مشغولیتی عظیم است!
شعار هفته Many subsystems in data communication systems work best with random bit sequences. K. Sam Shanmugam
آیدین كبیر در یک نگاه
اسم: آیدین خان تاریخ تولد: ۱۸ دی ۱۳۶۱ قد: ۱۷۷ وزن: داره می رسه به صد رنگ چشم: قهوهای تیره رنگ مو: همون تماس: ایمیل اینم یه تیریپ عارفانه، ابلهانه از آیدین كبیر
بالا
آرشیو
بالا |
|
نظريات عارفانه،
يادداشتهای ابلهانه تراوشات ذهنی آیدین كبیر نوشتههای آیدین:جمعه، 30 دسامبر 2022عجیبه که از یه روزی بیست و یک سال گذشته باشه. یعنی اون روز به لحظه تولدم نزدیکتر بوده تا الآن. درک اعداد گاهی خیلی سخته. [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 21:11 نوشت.یکشنبه، 11 دسامبر 2022آخرین تصویرش هم شد اون شبی که روی تخت به پهلو دراز کشیده بود، نمیتونست صحبت کنه و لباشو غنچه میکرد. کاش این طرف خط، من تو خیابون تاریک نبودم. [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 20:23 نوشت.دوشنبه، 5 دسامبر 2022[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 11:34 نوشت.دوشنبه، 5 دسامبر 2022هیچوقت جمعه عصر به هوای اینکه دوشنبه صبح برمیگردی و ادامه میدی، فانکشنی که داری مینویسی رو نصفه ول نکن. دوشنبه صبح چیزی یادت نیست. [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 9:29 نوشت.شنبه، 26 نوامبر 2022گریهمون هیچ، خندهمون هیچ جمعه، 25 نوامبر 2022هرچی میخوام جلوی خودمو بگیرم که یه میلیارد نفرو استریوتایپ نکنم، باز این دوتا یه کاری میکنن که عصبانیم کنن. اعصابم رسیده به مرحله داییجان و «توطئه جنایتکارانه مرد خبیث پای نسترن بزرگ من» [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 14:49 نوشت.چهارشنبه، 2 نوامبر 2022گزارش نوشتن روی دیتایی که نداری خیلی کار سختیه. [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 16:32 نوشت.چهارشنبه، 26 اکتبر 2022به استاد زمانبندی اشتباه تصمیمات اقتصادی سلام کنید. [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 11:12 نوشت.چهارشنبه، 19 اکتبر 2022تو خواب، بیست سال پیش بود و داشتم با یه نفر صحبت میکردم. سعی میکردم از خودم دفاع کنم و بابت اتفاقی که پیشبینی میکردم هشدار بدم. همزمان داشتم آشپزخونهٔ فعلی رو مرتب میکردم. یه تپه خاکهقند ریخته بود روی تختگاهی و سعی میکردم با یه دست از لبه بریزم توی دست دیگه و ببرم بریزم توی سطل. اما بیشتر پخش میشد و روی زمین میریخت و همه جا کثیفتر میشد. جمعه، 14 اکتبر 2022چقدر Face it alone خوب بود و چقدر با حال این روزا هماهنگ بود. چطور زودتر منتشر نشده بود؟ [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 9:59 نوشت.دوشنبه، 3 اکتبر 2022این روزا آیدین درونم دوست داره یه کنجی اون گوشه موشههای ذهنم پیدا کنه، بره همونجا بشینه، زانوهاشو بغل کنه و ساکت و آروم خیره بشه به دوردست و به هیچی فکر نکنه. [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 9:41 نوشت.چهارشنبه، 28 سپتامبر 2022چی میشه؟ نمیدونم. اما به هرحال چهار پنج سال آینده جالب نیست به نظرم. [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 15:27 نوشت.دوشنبه، 26 سپتامبر 2022با این که هشت سال طولش داد، اما هیلاری منتل قبل از مردن داستانشو تموم کرد. آقای به اصطلاح مارتین، به خودت بیا مرد! [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 9:08 نوشت.چهارشنبه، 31 آگوست 2022دم صبح با تصویر پنجتا میخ جاحولهای خونه شمال از خواب پا شدم. توی حموم طرف حیاط پشتی. با شکل دقیقشون و ترتیب جاگیریشون. معلوم نیست چرا یه موقعی تو عمرم اینقدر با دقت بررسیشون کردم که یادم مونده. [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 10:18 نوشت.چهارشنبه، 24 آگوست 2022مینشستم شرح مناسک تدفین میخوندم و تو ذهنم تصور میکردم. آدما رو میچیدم اون جایی که حدس میزدم بودن. رفتارشون رو تصور میکردم. بارها. روزها. چی بود؟ سوگواری از دور؟ اونایی که اونجا بودن هم بعدش اینقدر بازسازی میکردن تو ذهنشون؟ [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 10:25 نوشت.سهشنبه، 23 آگوست 2022– حالش چطوره؟ چهارشنبه، 17 آگوست 2022هی میپرسه برنامهات برای آینده چیه، مثل بختیار میگم بنده در جای خودم راحتم. باز میگه میخوام فلان و بهمان پروژه رو تو ببری جلو. امروز قرار بود همین داستان رو تو جلسه پروژه اعلام کنه، ساعتش یادم رفت، وقتی رفتم تو جلسه که همه رفته بودن. همینو میخواستی؟ [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 16:17 نوشت.دوشنبه، 15 آگوست 2022از دیروز همش حس میکنم یه کار نکرده دارم، یا یه چیزی رو یه جایی جا گذاشتم. اما یادم هم نمیاد که چی ممکنه باشه. دارم خل میشم. [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 11:19 نوشت.سهشنبه، 9 آگوست 2022گفت دوست دارم اندازه (همسن) تو بشم. من رفتم تو فکر که وقتی اندازه من بشه، احتمالا نیستم که ببینم. [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 15:56 نوشت.جمعه، 5 آگوست 2022یه چیزی آنلاین خریدم که معلوم نیست چرا یه هفتهاس تو یه شهر بین راهی تو انبار پست گیر کرده. دیشب که اخبار گفت یه منظقه صنعتی تو اون شهر آتیش گرفته، یه ساعت داشتم زور میزدم که روی نقشه فاصله آتیشسوزی تا انبار پست رو پیدا کنم. آخرشم چیزی عایدم نشد. [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 11:06 نوشت.
| ||||