شنبه، 21 ژانویه 2023
برای منی که نامه نوشتنش رو دیده بودم، وقت و علاقهای که صرف میکرد، دوباره و چندباره نوشتنش، توجهش به جزئیات، تسلطش به اعداد و ارقام،… همه رو دیده بودم، دیدن وصیتنامهاش پر از علامت سوال بود. روی کاغذ چرکنویس دم دستی و با مداد، متنی که نه مقدمه داره و نه موخره، نه تاریخ و نه امضا، اون خطی که سرسری با پاککن پاک کرده ولی هنوز راحت قابل خوندنه.
یعنی اینو کِی نوشته؟ تو چه شرایط جسمی و ذهنی بوده؟ به چی فکر میکرده که اینقدر با عجله نوشته؟
[
نظری نیست]
اينو آیدین در ساعت 17:54 نوشت.
.............................................................................................
سهشنبه، 17 ژانویه 2023
حرفی هم مونده تو این روزگار؟ مهمه؟ خودم که دیگه بیحس شدم. روزا فقط میان و میرن. حتی دوره symphonic/power metal اخیر دو سه روز بیشتر طول نکشید.
[
نظری نیست]
اينو آیدین در ساعت 12:21 نوشت.
.............................................................................................
جمعه، 30 دسامبر 2022
عجیبه که از یه روزی بیست و یک سال گذشته باشه. یعنی اون روز به لحظه تولدم نزدیکتر بوده تا الآن. درک اعداد گاهی خیلی سخته.
[
نظری نیست]
اينو آیدین در ساعت 21:11 نوشت.
.............................................................................................
یکشنبه، 11 دسامبر 2022
آخرین تصویرش هم شد اون شبی که روی تخت به پهلو دراز کشیده بود، نمیتونست صحبت کنه و لباشو غنچه میکرد. کاش این طرف خط، من تو خیابون تاریک نبودم.
[
نظری نیست]
اينو آیدین در ساعت 20:23 نوشت.
.............................................................................................
دوشنبه، 5 دسامبر 2022
هیچوقت جمعه عصر به هوای اینکه دوشنبه صبح برمیگردی و ادامه میدی، فانکشنی که داری مینویسی رو نصفه ول نکن. دوشنبه صبح چیزی یادت نیست.
[
نظری نیست]
اينو آیدین در ساعت 9:29 نوشت.
.............................................................................................
شنبه، 26 نوامبر 2022
گریهمون هیچ، خندهمون هیچ
باخته و برندهمون هیچ…
[
نظری نیست]
اينو آیدین در ساعت 14:32 نوشت.
.............................................................................................
جمعه، 25 نوامبر 2022
هرچی میخوام جلوی خودمو بگیرم که یه میلیارد نفرو استریوتایپ نکنم، باز این دوتا یه کاری میکنن که عصبانیم کنن. اعصابم رسیده به مرحله داییجان و «توطئه جنایتکارانه مرد خبیث پای نسترن بزرگ من»
[
نظری نیست]
اينو آیدین در ساعت 14:49 نوشت.
.............................................................................................
چهارشنبه، 2 نوامبر 2022
گزارش نوشتن روی دیتایی که نداری خیلی کار سختیه.
[
نظری نیست]
اينو آیدین در ساعت 16:32 نوشت.
.............................................................................................
چهارشنبه، 26 اکتبر 2022
به استاد زمانبندی اشتباه تصمیمات اقتصادی سلام کنید.
[
نظری نیست]
اينو آیدین در ساعت 11:12 نوشت.
.............................................................................................
چهارشنبه، 19 اکتبر 2022
تو خواب، بیست سال پیش بود و داشتم با یه نفر صحبت میکردم. سعی میکردم از خودم دفاع کنم و بابت اتفاقی که پیشبینی میکردم هشدار بدم. همزمان داشتم آشپزخونهٔ فعلی رو مرتب میکردم. یه تپه خاکهقند ریخته بود روی تختگاهی و سعی میکردم با یه دست از لبه بریزم توی دست دیگه و ببرم بریزم توی سطل. اما بیشتر پخش میشد و روی زمین میریخت و همه جا کثیفتر میشد.
استعاره نظافت ناموفق مشخص بود. داشت بهم میگفت این صحبت نتیجهای نداره. هرچی بیشتر بگی بدتر میشه. اما موضوع، موضوع بیستسال پیش نیست. اون مکالمه و اون نظافت، تاکید مضاعف روی شرایط فعلی بود که هر صحبتی و نظری بیفایدهاس و با برچسب و هجمه مواجه میشه. ساکت میشینم و نگاه میکنم. اینم اینجا یادگار باشه، به امید اینکه پیشبینیم غلط از آب دربیاد و بابت همین سکوت مواخذه نشم.
[
نظری نیست]
اينو آیدین در ساعت 12:43 نوشت.
.............................................................................................
جمعه، 14 اکتبر 2022
چقدر Face it alone خوب بود و چقدر با حال این روزا هماهنگ بود. چطور زودتر منتشر نشده بود؟
[
نظری نیست]
اينو آیدین در ساعت 9:59 نوشت.
.............................................................................................
دوشنبه، 3 اکتبر 2022
این روزا آیدین درونم دوست داره یه کنجی اون گوشه موشههای ذهنم پیدا کنه، بره همونجا بشینه، زانوهاشو بغل کنه و ساکت و آروم خیره بشه به دوردست و به هیچی فکر نکنه.
[
نظری نیست]
اينو آیدین در ساعت 9:41 نوشت.
.............................................................................................
چهارشنبه، 28 سپتامبر 2022
چی میشه؟ نمیدونم. اما به هرحال چهار پنج سال آینده جالب نیست به نظرم.
[
نظری نیست]
اينو آیدین در ساعت 15:27 نوشت.
.............................................................................................
دوشنبه، 26 سپتامبر 2022
با این که هشت سال طولش داد، اما هیلاری منتل قبل از مردن داستانشو تموم کرد. آقای به اصطلاح مارتین، به خودت بیا مرد!
[
نظری نیست]
اينو آیدین در ساعت 9:08 نوشت.
.............................................................................................
چهارشنبه، 31 آگوست 2022
دم صبح با تصویر پنجتا میخ جاحولهای خونه شمال از خواب پا شدم. توی حموم طرف حیاط پشتی. با شکل دقیقشون و ترتیب جاگیریشون. معلوم نیست چرا یه موقعی تو عمرم اینقدر با دقت بررسیشون کردم که یادم مونده.
[
نظری نیست]
اينو آیدین در ساعت 10:18 نوشت.
.............................................................................................
چهارشنبه، 24 آگوست 2022
مینشستم شرح مناسک تدفین میخوندم و تو ذهنم تصور میکردم. آدما رو میچیدم اون جایی که حدس میزدم بودن. رفتارشون رو تصور میکردم. بارها. روزها. چی بود؟ سوگواری از دور؟ اونایی که اونجا بودن هم بعدش اینقدر بازسازی میکردن تو ذهنشون؟
[
نظری نیست]
اينو آیدین در ساعت 10:25 نوشت.
.............................................................................................
سهشنبه، 23 آگوست 2022
– حالش چطوره؟
= مثل روزای آخر م.
چیکار باید کرد؟
[
نظری نیست]
اينو آیدین در ساعت 21:28 نوشت.
.............................................................................................
چهارشنبه، 17 آگوست 2022
هی میپرسه برنامهات برای آینده چیه، مثل بختیار میگم بنده در جای خودم راحتم. باز میگه میخوام فلان و بهمان پروژه رو تو ببری جلو. امروز قرار بود همین داستان رو تو جلسه پروژه اعلام کنه، ساعتش یادم رفت، وقتی رفتم تو جلسه که همه رفته بودن. همینو میخواستی؟
[
نظری نیست]
اينو آیدین در ساعت 16:17 نوشت.
.............................................................................................