پنجشنبه، 19 جولای 2007
Babel کلا فیلم خوش ساختی بود به نظرم، ولی بعضی لحظه ها حس می کردم با یه فیلم نامه نویس و کارگردان سادیسمی طرف شدم.
[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 5:28 نوشت.|
مشغولیات زندگى، خود مشغولیتی عظیم است!
شعار هفته Many subsystems in data communication systems work best with random bit sequences. K. Sam Shanmugam
آیدین كبیر در یک نگاه
اسم: آیدین خان تاریخ تولد: ۱۸ دی ۱۳۶۱ قد: ۱۷۷ وزن: داره می رسه به صد رنگ چشم: قهوهای تیره رنگ مو: همون تماس: ایمیل اینم یه تیریپ عارفانه، ابلهانه از آیدین كبیر
بالا
آرشیو
بالا |
|
نظريات عارفانه،
يادداشتهای ابلهانه تراوشات ذهنی آیدین كبیر نوشتههای آیدین:پنجشنبه، 19 جولای 2007Babel کلا فیلم خوش ساختی بود به نظرم، ولی بعضی لحظه ها حس می کردم با یه فیلم نامه نویس و کارگردان سادیسمی طرف شدم. [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 5:28 نوشت.پنجشنبه، 12 جولای 2007وقتی به گذشته برمی گردم، می بینم بعضی از کارایی که کردم هیچ اسمی جز احمقانه نمی تونه داشته باشه. این حس رو دوست ندارم. [3 نظر] اينو آیدین در ساعت 21:41 نوشت.چهارشنبه، 11 جولای 2007حکمت روز: “ما مي گفتيم سه برابر ظرفيتي که در کشور وجود دارد مي توانيم کار کنيم، عده اي مي گفتند مگر مي شود؟ ولي ديديم که شد و اقداماتي در اين راستا صورت گرفت. اکنون نيز مي گوييم نسبت به گذشته مي توانيم 5 برابر کار کنيم؛ يعني دو برابر زمان کنونی.” [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 4:59 نوشت.پنجشنبه، 5 جولای 2007Every whisper پنجشنبه، 5 جولای 2007امروز تو شرکت به مناسبت روز زن به خانوما کادو دادن، هرچی ما اعتصاب کردیم و درباره تاریخ دقیق روز شوهر پرس و جو کردیم اصلا خاطر مبارک هیچ رئیسی مکدر نشد که نشد. [2 نظر] اينو آیدین در ساعت 19:40 نوشت.پنجشنبه، 5 جولای 2007شنیده شده که بعضیا دارن یواشکی یه کارایی می کنن. من اسم نمی برم، خودش دستشو بگیره بالا. [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 19:39 نوشت.جمعه، 29 ژوئن 2007بر پدر و مادر کسی لعنت که در بلاگر را تخته کند. [3 نظر] اينو آیدین در ساعت 9:26 نوشت.جمعه، 29 ژوئن 2007یه احساسی دارم مبنی بر اینکه کم خوابی ام داره روز به روز تشدید می شه. پنجشنبه، 21 ژوئن 2007کسی می دونه آهنگ اول تبلیغ آسیاتک تو تلویزیون چیه؟ مطمئنم قبلا صد بار شنیدمش. پنجشنبه، 21 ژوئن 2007فاتیل موقشنگ کجایی که دیروز بدجوری یادت افتاده بودم. سر جمع هشتصد تومن پول تو جیبم بود، بعد مجبور شدم کرایه یکی از همکارا رو هم حساب کنم! [1 نظر] اينو آیدین در ساعت 7:16 نوشت.چهارشنبه، 20 ژوئن 2007هنوز یه ساعت از زلزله نگذشته که SMS جوک درباره اش درست می شه. همه تحلیل هایی که می گن معنی این حرکت اینه که مردم تحت فشارن به کنار، اینجور وقتاست که آدم می فهمه یه ملتی با این روحیه و قریحه چه طوری این همه سال زنده مونده. [3 نظر] اينو آیدین در ساعت 9:09 نوشت.یکشنبه، 17 ژوئن 2007فلسطینی های احمق! اون قدر بزنین تو سر و کله همدیگه تا نسلتون وربیفته. آدمی که این قدر عقل نداره که نباید با خودش بجنگه به درد لای جرز می خوره. دوشنبه، 28 می 2007درسته که قهرمانی خیلی کیف داره. ولی اصلا همین که از استقلال بالاتر باشی، یه حال مخصوصی داره که نگو. [4 نظر] اينو آیدین در ساعت 18:35 نوشت.دوشنبه، 28 می 2007من حاضرم یه پولی هم بدم که از شر این پروژه خلاص بشم، اون مرکز تحقیقات خل و چل رو بگو که می خواد یه پولی بده و حقوق مادی و معنوی پروژه رو بگیره. شرط می بندم حقوق مادی که سهله، یه قرون حقوق معنوی هم توش پیدا نکنن. [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 18:34 نوشت.دوشنبه، 28 می 2007حالا اون معمار احمق عقلش نرسیده که تو ساختمون اداری نباید مبال فرنگی بکاره. من از آقایون همکار عزیز تقاضا می کنم اگه هدف گیری اشون خوب نیست، اون در پلاستیکی رو بلند کنن یا اقلا کوررنگ نباشن که اون لکه ها رو ببینن و روش آب بگیرن. مرده شور برده ها. [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 18:33 نوشت.دوشنبه، 14 می 2007همه دیوونه شدن به خدا. تا دیروز که بدون روزنامه داشتیم می مردیم، حالا یهو شرق و هم میهن به فاصله یه روز راه افتادن و قوچانی هم پاشده رفته تو هم میهن. حالا موندم کدومشو بخونم. فعلا هردو رو خریدم. ولی ماشالا هرکدوم 32 صفحه است، کی می رسه بخونه که بفهمه کدومش بهتره. یه مساله خنده دار اینه که صفحه بندی شرق رو خیلی بیشتر دوست دارم، حالا یا واقعا بهتره یا بهش عادت کردم. اصلا نمی دونم این قوچانی می مرد تو همون شرق بمونه؟ [4 نظر] اينو آیدین در ساعت 13:22 نوشت.شنبه، 12 می 2007یه خط عمر هشتاد نود ساله کف دستم دیده شده. البته از شیوه زندگی من خیلی کمتر از این برآورد می شه کرد، ولی فعلا دعا: شنبه، 12 می 2007حالا اینترنت وصل شد، پول تلفن رو ندادن نصف خط ها قطع شدن. من نمی دونم این شرکت چه جوری سرپا مونده. [2 نظر] اينو آیدین در ساعت 21:31 نوشت.پنجشنبه، 10 می 2007خب اینترنت از دیروز بعد از ظهر دوباره راه افتاد. ولی بدبختی اینه که این دفعه هنوز نتونستم TOR و نتیجتا uTorrent رو راه بندازم. اینترنت بدون این دوتا هم که به درد لای جرز می خوره. پنجشنبه، 10 می 2007پریشبا تو خواب یه بابایی رو کشتم، خیلی هم سنگدلانه کشتمش. ولی تقصیر خودش بود، خیلی کار بدی داشت می کرد. [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 21:05 نوشت.
| ||||