سهشنبه، 8 می 2007
این مدیریت پارس ایراتل انگار جدا از دوران مزوزوئیک یهو پرت شده وسط عصر ارتباطات. از دیروز صبح کلا دسترسی به اینترنت رو برای کلیه کارکنان تعطیل کردن. حالا ببینیم این وضعیت چقدر ادامه پیدا می کنه.
[
1 نظر]
اينو آیدین در ساعت 6:23 نوشت.
.............................................................................................
جمعه، 4 می 2007
درسی که می شه از سرنوشت من گرفت اینه که آدم بهتره قبل از نوشتن یه تئوری تو مقاله اش، یه دور اون تئوری رو در عمل تست کنه!
[
3 نظر]
اينو آیدین در ساعت 19:46 نوشت.
.............................................................................................
شنبه، 28 آوریل 2007
این آدمایی که می رن مایع ظرفشویی می سازن و بعد تو تبلیغش می گن خیلی برای پوست دست خوبه، عقلشون قطعا پاره سنگ برمی داره. فکر کنم تنها کسی که بدون دستکش ظرف می شوره من باشم که پوست کرگدن دارم. حال می خواد مایعش با پوست دستم مهربان باشه، می خواد نباشه.
[
4 نظر]
اينو آیدین در ساعت 18:03 نوشت.
.............................................................................................
پنجشنبه، 26 آوریل 2007
دارم یه کتاب درباره مظفرالدین شاه می خونم. رسما سیدجمال الدین اسدآبادی رو افغانی معرفی کرده و علاوه بر ناصرالدین شاه، قتل میرزای شیرازی رو هم انداخته گردن میرزا رضای کرمانی. ضمنا گفته که اون دو نفر از طرف سلطان عثمانی همچین ماموریتی داشتن و قرار بوده حکومت ایران از طرف جناب سلطان به سید جمال سپرده بشه.
علاوه بر این که با هرچیزی که تاحالا بهمون یاد دادن فرق داره، من نمی دونم اصلا چه جوری اجازه چاپ گرفته.
[
1 نظر]
اينو آیدین در ساعت 16:18 نوشت.
.............................................................................................
چهارشنبه، 25 آوریل 2007
نمی فهمم چرا نظریات ارسطو که تو هر موضوعی یه خزعبلی از خودش صادر کرده، بیشتر از پونزده قرن نظریات غالب دنیا بوده. درحالی که نظریات عارفانه ما که برای خودمون قطبی هستیم، اونقدرا هم طرفدار نداره.
[
نظری نیست]
اينو آیدین در ساعت 19:32 نوشت.
.............................................................................................
چهارشنبه، 25 آوریل 2007
بازگشت گودزیلا
خیلی جالبه که بیشتر از دو هفته است که هیچی اینجا ننوشتم و هنوز دست و پام درد نگرفته. این روزا سرم خیلی شلوغه. اوضاع شرکت هنوز کار داره تا مرتب بشه و هر شب حسابی دیر می رسم خونه. پروژه که خیلی وقت بود غنی سازیش تعلیق شده بود و تازه یه هفته است که دارم به زور یه تکونی بهش می دم. بدبختی اینجاس که انگار مرض روده کوتاهی گرفتم. من که یه زمانی می تونستم از سوسک روی دیوار پنجاه صفحه گزارش تولید کنم، هرچی زور می زنم نمی تونم چهار صفحه گزارش از وقایع اخیر پروژه بنویسم که بهم جرات بده که بعد از دو ماه جلوی استادم سبز بشم. درحالی که تازه رسیدم به یه جایی که تاحالا کسی انجام نداده و اتفاقا نتایج خوبی هم گرفتم. حدود 15 تا فیلم هم گرفتم که هنوز نرسیدم حتی یه دونه اش رو ببینم. خلاصه اینجوریا. سعی می کنم بیشتر بنویسم.
[
نظری نیست]
اينو آیدین در ساعت 5:58 نوشت.
.............................................................................................
جمعه، 6 آوریل 2007
حالا من نمی دونم چرا این همه به آدم شک دارن. چهل تا امضا ازم گرفتن یکی از یکی خوشگل تر. آخراش دیگه حوصله ام سر رفته بود، هرکدوم از امضاها برای خودش یه شکل شد.
به هرحال این مرحله هم گذشت. از دیروز بعد از ظهر من و مریم شرعا و قانونا یکی شدیم. من که خیلی خوشحالم. بقیه صحبتا هم خصوصیه، تو وبلاگ دنبالش نگردین!
ضمنا در راستای خود تحویل گیری مفرط، آهنگ جدید گذاشتم. حالشو ببرین.
[
17 نظر]
اينو آیدین در ساعت 20:09 نوشت.
.............................................................................................
دوشنبه، 2 آوریل 2007
یه سیمور دیگه هم خودش رو کشت. خلاص. خوش به حال موزماهی.
[
نظری نیست]
اينو آیدین در ساعت 19:46 نوشت.
.............................................................................................
دوشنبه، 2 آوریل 2007
حیف که قراره بچه مودبی بشم، وگرنه یه دل سیر از ماجراهای آزمایش اعتیاد و کلاس آموزشی براتون تعریف می کردم. خدا قسمت کنه، هرکی بره تا چند روز سوژه خنده اش تامین شده.
[
نظری نیست]
اينو آیدین در ساعت 19:45 نوشت.
.............................................................................................
دوشنبه، 2 آوریل 2007
سیزده به در خوبی بود. تجربه باحال هم این که تاحالا تو مبال آینه کاری شده تشریف نبرده بودیم که بردیم.
[
2 نظر]
اينو آیدین در ساعت 19:43 نوشت.
.............................................................................................
دوشنبه، 26 مارس 2007
به همین راحتی. یه راننده پست فطرت حرومزاده می زنه به علی ن. و فرار می کنه. به همین راحتی.
من از بیهوده مردن بدجوری می ترسم.
نمی دونم چرا بچه های دوره ما همه تصادف می کنن.
[
7 نظر]
اينو آیدین در ساعت 18:47 نوشت.
.............................................................................................
جمعه، 23 مارس 2007
حالا برای منی که هرسال از 25 اسفند تا 15 فروردین رو تعطیل رسمی حساب می کردم، خیلی زور داره که 4 فروردین که واقعا تعطیله راه بیفتم هلک هلک برم سر کار.
[
نظری نیست]
اينو آیدین در ساعت 15:21 نوشت.
.............................................................................................
سهشنبه، 20 مارس 2007
به نشانه اعتراض به فیلم تفرقه افکنانه 300 و برای تقویت دوستی ایران و یونان، سال نوی ایرانی داریم با آهنگ یونانی!
[
نظری نیست]
اينو آیدین در ساعت 20:00 نوشت.
.............................................................................................
سهشنبه، 20 مارس 2007
نوبهار است، در آن کوش که اسکل باشی!
[
1 نظر]
اينو آیدین در ساعت 19:59 نوشت.
.............................................................................................
دوشنبه، 19 مارس 2007
رئیس رادیو جوان داشت با ذوق و شوق تعریف می کرد که تا حالا از 130 کشور به سایت رادیو کانکت شدن، که البته منظورش ویزیتورها بود. بعد گفت البته 30 نفر هم از سرزمین های اشغالی به ما کانکت شدن که داریم بررسی می کنیم ببینیم همین جوری معمولی کانکت شدن یا حمله خرابکارانه بوده!
آدمی که با تئوری توطئه بزرگ شده باشه و به یه جایی رسیده باشه، هرچی زور بزنی که این چرت و پرتا از مغزش بیاد بیرون، فایده نداره.
[
1 نظر]
اينو آیدین در ساعت 6:15 نوشت.
.............................................................................................
دوشنبه، 19 مارس 2007
حالا نه که بچه تو برنامه ده ساله زندگی ما که بسیار شخصیت شخیصی می باشیم هیچ نقشی نداره، بحران فلسفی گرفتیم که دختر باشه دوست تر داریم یا پسر.
[
6 نظر]
اينو آیدین در ساعت 6:14 نوشت.
.............................................................................................
شنبه، 17 مارس 2007
مهر امضای رئیس مونده دست من. کسی کاری باهاش نداره؟!
[
1 نظر]
اينو آیدین در ساعت 7:24 نوشت.
.............................................................................................
شنبه، 17 مارس 2007
دکتور سرتاپایمان را برانداز کرد و مکشوف گردانید که از دار دنیا تنها سه مرگمان است. نخست بلایی که به جراحی سه سال پیش انجامید، دویم افتادگی دریچه ای که از قلب به معلوم نیست کدام سوراخی باز می شود و سیم علائم پرکاری تیروئید. بیت:
چو پر کار کردنش این باشد که بینی
کارکمش شکمی سازد که کفشت را نبینی
خلاصه آن که ویزیت دادیم که معاف شویم، نشدیم و مریض گشتیم.
[
نظری نیست]
اينو آیدین در ساعت 7:23 نوشت.
.............................................................................................
سهشنبه، 13 مارس 2007
یه اتفاقایی داره می افته که من سر در نمیارم. بیخود و بی جهت شرق و هم میهن رفع توقیف شدن. لابد باید منتظر جامعه و صبح امروز هم باشیم.
فقط توروخدا این شرق رو دوباره چاپ کنین، مردم از بس صبح به صبح از جلوی دکه روزنامه فروشی رد شدم و روزنامه های پرت و پلای روی پیشخون رو نگاه کردم و هیچ روزنامه ای نگرفتم.
[
نظری نیست]
اينو آیدین در ساعت 19:33 نوشت.
.............................................................................................
سهشنبه، 13 مارس 2007
موزیخ را عوضیدیم.
Johnny Cash
I walk the line
[
نظری نیست]
اينو آیدین در ساعت 19:32 نوشت.
.............................................................................................