چهارشنبه، 8 ژانویه 2003
هی می گم چرا همچینما!!!!
نگو با الویس پریسلی و رابی کریگر و دیوید بووی تو یه روز به دنیا اومدم.
|
مشغولیات زندگى، خود مشغولیتی عظیم است!
شعار هفته Many subsystems in data communication systems work best with random bit sequences. K. Sam Shanmugam
آیدین كبیر در یک نگاه
اسم: آیدین خان تاریخ تولد: خیلی وقت پیش قد: ۱۷۷ وزن: داره می رسه به صد رنگ چشم: قهوهای تیره رنگ مو: همون تماس: ایمیل اینم یه تیریپ عارفانه، ابلهانه از آیدین كبیر
بالا
آرشیو
بالا |
|
نظريات عارفانه،
يادداشتهای ابلهانه تراوشات ذهنی آیدین كبیر نوشتههای آیدین:چهارشنبه، 8 ژانویه 2003هی می گم چرا همچینما!!!! چهارشنبه، 8 ژانویه 2003نمی خواستم این عکسو رو کنم. ولی در پاسخ به خیل عظیم مشتاقان، امروز علنی می کنم این عکسو. اون خانومه کلی التماس کرد تا حاضر شدم پهلوش عکس بندازم. چهارشنبه، 8 ژانویه 2003زاده شدم در روزی چون امروز چهارشنبه، 8 ژانویه 2003بچه ها! حالا من به کسی نمی گم که فرق عطر زنونه و مردونه رو نمی دونین، ولی واسه خودتون بده. پس فردا تو اجتماع می خواین چیکار کنین؟ یکی ندونه خیال می کنه دفعه اولتونه که با عطریات برخورد داشتین. [6 نظر] اينو آیدین در ساعت 16:13 نوشت.چهارشنبه، 8 ژانویه 2003[tgeik(t)|t=now]=eyedeen*20*365*24*60*60s سهشنبه، 7 ژانویه 2003ااااه، چقدر آخر ترم دانشکده مزخرف می شه. هیچ کس که تو دانشکده نیست. هیچ خبر خاصی هم نمی شه. واسه یه آزمایش پنج دقیقه ای هم باید دقیقا پنج ساعت تو دانشکده معطل بشی. سهشنبه، 7 ژانویه 2003امروز یه چیزایی راجب استاد گرانقدر مدارهای الکتریکی و مخابراتی شنیدم، هنوز شاخام دارن رشد می کنن. هر وقت رشدشون متوقف شد خبرتون می کنم. نمی دونم چقدر حقیقت داره، ولی این گامبو آخرین کسی بود که ممکن بود راجبش همچین فکری بکنم. [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 19:55 نوشت.دوشنبه، 6 ژانویه 2003I hurt easy, I just don’t show it دوشنبه، 6 ژانویه 2003یه مشکل اساسی: فرق common emmiter با common collector چیه؟ یعنی جدی جدی فرقشون فقط تو همون یه دونه مقاومته؟ [4 نظر] اينو آیدین در ساعت 14:57 نوشت.دوشنبه، 6 ژانویه 2003می گن امروز سالگرد روزیه که سامی مورس تلگرافشو به عموم عرضه کرده. یعنی سالگرد مخابره همون جمله معروفه؟ یکشنبه، 5 ژانویه 2003– هی الاغ داری می میری؟ اینم شد وبلاگ نوشتن؟ روزی یه دونه شعر اینگیلیسی و یه خط مزخرف، به چه دردی می خوره؟ یکشنبه، 5 ژانویه 2003oooh you’re a loaded gun, oooh there’s nowhere to run, یکشنبه، 5 ژانویه 2003اگه این هما تو عمرش یه جمله باحال گفته باشه اونیه که دیروز گفت: شنبه، 4 ژانویه 2003I never knew, I had a dream, ’til that dream was you, شنبه، 4 ژانویه 2003بابا من از شر این آزمایشگاه اندازه گیری خلاص بشم، شیرینی می دم. اگه از این جهنم نوبری، جهنم تر نباشه، بهشت ترم نیست. یه مشت مدار سه فاز احمقانه که معلوم نیست به چه دردی می خورن. امروز یه دونه از این واتمتر قراضه ها رو بسته بودیم، مقدار منفی نشون می داد. برای درست کردنش باید جای دوتا سیمشو عوض می کردیم، منم عوض کردم. نگو زرتی ورداشتم فاز و نول رو وصل کردم بهم. تا سه تا میز اونورتر برق میزا قطع شد. بعدم یارو هرکار کرد نفهمید مشکل چیه. چون من فوری ورودیمو وصل کردم به یه ترمینال جدید، فیوزشم عوض کردم. یه ساعت داشت عین این گیجا دور خودش می چرخید. آخرشم مارو فرستاد رو یه میز دیگه. بیخیال اون سه تا میز شد. دمم گرم. فکر کنم فعلا یه ذره از عقده هام خالی شده باشه. امروز پنج ساعت و نیم تو اون آزمایشگاه کوفتی بودم، اول صبحم با طرف دهن به دهن شدم، عوضش آخر شب یه مدار بستم که خودمم نفهمیدم چی بود، بابتش یه نمره گرفتم. [1 نظر] اينو آیدین در ساعت 18:14 نوشت.جمعه، 3 ژانویه 2003آی آدمها که در ساحل نشسته، شاد و خندانید! چهارشنبه، 1 ژانویه 2003How many roads must a man walk down چهارشنبه، 1 ژانویه 2003شبیه سازی انسان؟ اگه نظر منو بپرسن، به صورت گسترده قبولش ندارم فعلا. ولی به عنوان یه کار علمی جدید، شدیدا خوشم میاد ازش. به خصوص که می تونه بالاخره تکلیف مارو در مورد بخش غیرمادی وجود، معلوم کنه. [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 15:31 نوشت.سهشنبه، 31 دسامبر 2002وااااااای خدا! چرا همچین شد؟ چرا من باز این همه درس مونده دارم؟ چه خاکی به سرم بریزم حالا؟ [2 نظر] اينو آیدین در ساعت 19:04 نوشت.سهشنبه، 31 دسامبر 2002امروز یه نفر تاریخ میلادی رو ازم پرسید. می دونستم دیروز سی ام دسامبر بوده، فردام اول ژانویه اس. بازم یه ساعت طول کشید تاریخو بهش بگم. چون شک داشتم امروز می شه سی و یکم دسامبر، یا صفرم ژانویه!!! [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 18:58 نوشت.
| ||||