شنبه، 18 ژانویه 2003
بابا تو دیگه مرام کش کردی مارو. بازم مرسی.
[1 نظر] اينو آیدین در ساعت 20:33 نوشت.|
مشغولیات زندگى، خود مشغولیتی عظیم است!
شعار هفته Many subsystems in data communication systems work best with random bit sequences. K. Sam Shanmugam
آیدین كبیر در یک نگاه
اسم: آیدین خان تاریخ تولد: خیلی وقت پیش قد: ۱۷۷ وزن: داره می رسه به صد رنگ چشم: قهوهای تیره رنگ مو: همون تماس: ایمیل اینم یه تیریپ عارفانه، ابلهانه از آیدین كبیر
بالا
آرشیو
بالا |
|
نظريات عارفانه،
يادداشتهای ابلهانه تراوشات ذهنی آیدین كبیر نوشتههای آیدین:شنبه، 18 ژانویه 2003بابا تو دیگه مرام کش کردی مارو. بازم مرسی. [1 نظر] اينو آیدین در ساعت 20:33 نوشت.جمعه، 17 ژانویه 2003عوض ماشین، دیشب دویست صفحه از “دیکتاتورها بیمارند” رو خوندم. خیلی خنده دار بود. اینکه یه آدمی بشینه پونصد صفحه کتاب بنویسه و انواع امراض روحی و جسمی ناپلئون، هیتلر و استالین رو بشمره. یه مرضایی نوشته بود که خیلی مسخره بود. همچین این سه تا رو تخریب کرده بود که نگو. یه مساله دیگه ای که بود اینه که به جز استالین، اون دوتای دیگه رو دیکتاتور حسابی، حساب نمی کنم. حالا هیتلر می گیم یه چیزی، ولی ناپلئون کلا حسابش جداس. به اضافه که من کشته مرده مرام اون دوتام. استالین بره بوق بزنه. [6 نظر] اينو آیدین در ساعت 12:31 نوشت.جمعه، 17 ژانویه 2003سه روز طول کشیده تا فقط یه فصل بخونم. اونم چی: اصول اولیه ماشینهای DC!!!(فارسی) پنجشنبه، 16 ژانویه 2003ماشین اگه تو یونان درسها زندگی می کرد، یه خدا بود برای خودش. چهارشنبه، 15 ژانویه 2003“زندگی زیباست” را بالاخره رویت کردیم. طبق اظهارات شاهدان عینی، یه زمانی ما شبیه گوئیدو بودیم ولی حالا دیگه نیستیم. [3 نظر] اينو آیدین در ساعت 21:09 نوشت.چهارشنبه، 15 ژانویه 2003وقتی می گم مغز خر خوردم خب راست می گم دیگه. ایناهاش: سهشنبه، 14 ژانویه 2003Now that the war is through with me سهشنبه، 14 ژانویه 2003خودمونیما! صدای دیو موستین هم بد نیست. اگه می خواست تو متالیکا بمونه هیچ وقت هیچی نمی شد. [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 20:16 نوشت.سهشنبه، 14 ژانویه 2003یکی بیاد منو سوا کنه. خوددرگیری مزمن. می ترسم خودم بزنم خودمو ناقص کنم. [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 20:15 نوشت.سهشنبه، 14 ژانویه 2003سه تا زخمی که قرار بود همیشه منو یاد اون ماجراها بندازن، هنوز هستن. ولی هرچی نگاهشون می کنم هیچ خاطره ای از اون دوران یادم نمیاد. [2 نظر] اينو آیدین در ساعت 20:14 نوشت.سهشنبه، 14 ژانویه 2003این سه تا دگمه رو کیبورد حرص منو در میارن حسابی: سهشنبه، 14 ژانویه 2003So I called up the captain سهشنبه، 14 ژانویه 2003no-one here gets out alive! [1 نظر] اينو آیدین در ساعت 20:11 نوشت.سهشنبه، 14 ژانویه 2003این احمدیان با این ریاستش داره منو می کشه. این بیانیه جدیدش دیگه شاهکاره. این همه ساله هرچی دلمون می خواد می چسبونیم به درودیوار، یه کاره اومده نامه داده که این کاغذاتونو تو محل مخصوص بچسبونین وگرنه می دم شهرداری دانشکده پیگیریتون کنه. [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 20:10 نوشت.سهشنبه، 14 ژانویه 2003I play my part and you play your game سهشنبه، 14 ژانویه 2003امشب تا صبح پشه کشون داریم. پشه کشووووووونه. جای نیما دارابی خالی! مارمولکه داره می ره تو گوش من، می گه کاریش نداشته باش سنگدل!!! [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 20:08 نوشت.سهشنبه، 14 ژانویه 2003خودخواهی! سهشنبه، 14 ژانویه 2003به قول پیمان: یکی دیگه بنویسم می شه سیزده تا! [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 20:06 نوشت.سهشنبه، 14 ژانویه 2003صحنه قتل رفیقمونو مجسم کنین. دعوتش می کنن به یه مهمونی. تو شرابش سم می ریزن. تا خرخره می خوره ولی نمی میره. بالاخره مجبور می شن با گلوله اون نکبتو بکشن. درست یادم نیست ولی یه جایی نوشته بود جنازه اشو انداختن تو یه رودخونه ای چیزی. [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 20:05 نوشت.سهشنبه، 14 ژانویه 2003امشب شب منه. می خوام تا صبح بنویسم. البته بدم نمیاد وسطشم یه کم بخوابم. [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 20:04 نوشت.
| ||||