سهشنبه، 21 ژانویه 2003
ببینم! اگه عربا دخترا رو زنده به گور می کردن، پس مرداشون بچه می زائیدن؟
[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 21:02 نوشت.|
مشغولیات زندگى، خود مشغولیتی عظیم است!
شعار هفته Many subsystems in data communication systems work best with random bit sequences. K. Sam Shanmugam
آیدین كبیر در یک نگاه
اسم: آیدین خان تاریخ تولد: ۱۸ دی ۱۳۶۱ قد: ۱۷۷ وزن: داره می رسه به صد رنگ چشم: قهوهای تیره رنگ مو: همون تماس: ایمیل اینم یه تیریپ عارفانه، ابلهانه از آیدین كبیر
بالا
آرشیو
بالا |
|
نظريات عارفانه،
يادداشتهای ابلهانه تراوشات ذهنی آیدین كبیر نوشتههای آیدین:سهشنبه، 21 ژانویه 2003ببینم! اگه عربا دخترا رو زنده به گور می کردن، پس مرداشون بچه می زائیدن؟ [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 21:02 نوشت.سهشنبه، 21 ژانویه 2003یه وقتی از شبانه روز، داخلی. بابام ریش تراش منو برداشته. سهشنبه، 21 ژانویه 2003بوسه از اون لبا چه حالی داره…. [1 نظر] اينو آیدین در ساعت 10:56 نوشت.سهشنبه، 21 ژانویه 2003واقعا که! با وجود تمام بدیهیاتی که می دونم، دیروز یه لحظه فکر کردم محرک دائم ساختم! اونم نه مکانیکی و مغناطیسی، بلکه الکترونیکی!!! [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 10:55 نوشت.سهشنبه، 21 ژانویه 2003اخطار: اگه قلبتون ضعیفه، یا خیلی مثبتین نخونین! سهشنبه، 21 ژانویه 2003واقعا خدا این سمن رو برای ما نگه داره، اگه نبود، من از کجا جزوه می اوردم که واسه امتحانام بخونم؟ الآن داشتم کاغذامو مرتب می کردم، دیدم سه سری کپی از جزوه سیگنال سمن دارم!!! دوشنبه، 20 ژانویه 2003دوتا امتحان مونده، جفتش تو یه روز. یکیش که سیگناله که انصافا یکی از شیرین ترین درساییه که تاحالا داشتم، اون یکیش معارفه!!! این دیگه از ماشینم بدتره، چون اون اقلا یه ذره منطق توش بود، ولی این دیگه همونم نداره. [1 نظر] اينو آیدین در ساعت 17:57 نوشت.دوشنبه، 20 ژانویه 2003آیدین کبیر ماستمال می شود! شنبه، 18 ژانویه 2003بابا خیلی مملکتمون گل و بلبله!!!!! نیروی انتظامیش جای اینکه جلوی تکثیر کنندگان رو بگیره، به مردم توصیه کرده تو خونه خودشونم با چادر چاقچور راه برن!! [1 نظر] اينو آیدین در ساعت 21:09 نوشت.شنبه، 18 ژانویه 2003یهو یاد اردوی آدربایجان افتادم، اون وقتی که ساعت 1 صبح تو رشت، یا ساعت 3 تو اهر، می گفتیم: “به افتخار آقای راننده که از اون بوقای خوشگلش می زنه!!!” بعدش جو راننده رو می گرفت و دستشو می ذاشت رو بوق. بوقشم از این بوق خرکی حسابیا بود. ما از وسط شهر رد می شدیم و پشت سرمون چراغای شهر بود که روشن می شد، احتمالا فحش و نفرین مردم هم بدرقه راهمون می شد. شنبه، 18 ژانویه 2003می خواد بچرخه، می خواد نچرخه. به هر حال اگه میان ترما اثر نداشته باشن، فکر کنم بیفتم. [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 20:34 نوشت.شنبه، 18 ژانویه 2003بابا تو دیگه مرام کش کردی مارو. بازم مرسی. [1 نظر] اينو آیدین در ساعت 20:33 نوشت.جمعه، 17 ژانویه 2003عوض ماشین، دیشب دویست صفحه از “دیکتاتورها بیمارند” رو خوندم. خیلی خنده دار بود. اینکه یه آدمی بشینه پونصد صفحه کتاب بنویسه و انواع امراض روحی و جسمی ناپلئون، هیتلر و استالین رو بشمره. یه مرضایی نوشته بود که خیلی مسخره بود. همچین این سه تا رو تخریب کرده بود که نگو. یه مساله دیگه ای که بود اینه که به جز استالین، اون دوتای دیگه رو دیکتاتور حسابی، حساب نمی کنم. حالا هیتلر می گیم یه چیزی، ولی ناپلئون کلا حسابش جداس. به اضافه که من کشته مرده مرام اون دوتام. استالین بره بوق بزنه. [6 نظر] اينو آیدین در ساعت 12:31 نوشت.جمعه، 17 ژانویه 2003سه روز طول کشیده تا فقط یه فصل بخونم. اونم چی: اصول اولیه ماشینهای DC!!!(فارسی) پنجشنبه، 16 ژانویه 2003ماشین اگه تو یونان درسها زندگی می کرد، یه خدا بود برای خودش. چهارشنبه، 15 ژانویه 2003“زندگی زیباست” را بالاخره رویت کردیم. طبق اظهارات شاهدان عینی، یه زمانی ما شبیه گوئیدو بودیم ولی حالا دیگه نیستیم. [3 نظر] اينو آیدین در ساعت 21:09 نوشت.چهارشنبه، 15 ژانویه 2003وقتی می گم مغز خر خوردم خب راست می گم دیگه. ایناهاش: سهشنبه، 14 ژانویه 2003Now that the war is through with me سهشنبه، 14 ژانویه 2003خودمونیما! صدای دیو موستین هم بد نیست. اگه می خواست تو متالیکا بمونه هیچ وقت هیچی نمی شد. [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 20:16 نوشت.سهشنبه، 14 ژانویه 2003یکی بیاد منو سوا کنه. خوددرگیری مزمن. می ترسم خودم بزنم خودمو ناقص کنم. [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 20:15 نوشت.
| ||||