دوشنبه، 3 مارس 2003
برو! ولی زیر پاتو نگاه کن، مواظب باش داری منو لگد می کنی!
[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 19:12 نوشت.|
مشغولیات زندگى، خود مشغولیتی عظیم است!
شعار هفته Many subsystems in data communication systems work best with random bit sequences. K. Sam Shanmugam
آیدین كبیر در یک نگاه
اسم: آیدین خان تاریخ تولد: خیلی وقت پیش قد: ۱۷۷ وزن: داره می رسه به صد رنگ چشم: قهوهای تیره رنگ مو: همون تماس: ایمیل اینم یه تیریپ عارفانه، ابلهانه از آیدین كبیر
بالا
آرشیو
بالا |
|
نظريات عارفانه،
يادداشتهای ابلهانه تراوشات ذهنی آیدین كبیر نوشتههای آیدین:دوشنبه، 3 مارس 2003برو! ولی زیر پاتو نگاه کن، مواظب باش داری منو لگد می کنی! [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 19:12 نوشت.دوشنبه، 3 مارس 2003خلقت جهان اگر تصادفی نباشد ناشی از یک اندیشه پلید است. دوشنبه، 3 مارس 2003من دقیقا دو ماه دیگه رو می بینم، حتی با دقت خوبی بیشتر از چهار ماه دیگه. مگر اینکه واقعا یه نفر خیلی عاقل باشه. یا اینکه یه نفر دیگه خیلی غیر عادی عمل کنه. [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 16:48 نوشت.یکشنبه، 2 مارس 2003خاک کویت زحمت ما برنتابد بیش از این یکشنبه، 2 مارس 2003می تونی ساعت دوازده شب سی دی doors رو بذاری و شروع کنی به گوش کردن. می تونی شیش دفعه light my fire گوش کنی. می تونی دوازده باز The end گوش کنی. می تونی همین طور که می خونه شروع کنی برای خودت هرچی دلت می خواد بنویسی. می تونی هفت تا کاغد کلاسورو سیاه کنی، بعد همشونو ریز ریز کنی و از پنجره بریزی جلوی کلاغا. می تونی یه لحظه یاد کلاسای فردا صبحت بیفتی و یه لبخند تلخ بزنی، می تونی تمام مدت فکرای مزخرف مثل خوره ذهنتو بخوره بعد تو دلت قهقهه بزنی چون بقیه نباید بیدار بشن. می تونی به گذشته ات فکر کنی یا به آخر عاقبتت. فرقی نمی کنه چون جفتش چیز بیخودیه. می تونی با جیم موریسون بخونی شنبه، 1 مارس 2003کاش رفته بودیم رای داده بودیم. …. بر شورای شهری که مهنوش معتمدی آذری عضوش باشه. (تو جای خالی هر آشغالی دلتون خواست بذارین) [4 نظر] اينو آیدین در ساعت 19:55 نوشت.شنبه، 1 مارس 2003نصیحت گوی رندان را که با حکم قضا جنگ است جمعه، 28 فوریه 2003جانوسپا!!! [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 16:48 نوشت.پنجشنبه، 27 فوریه 2003Oh, sister! am I not, a brother to you? [2 نظر] اينو آیدین در ساعت 16:25 نوشت.پنجشنبه، 27 فوریه 2003این قضیه تب، از کجا ایجاد می شه؟ یعنی زد و خورد خونین گلبولای سفید و میکروبا، اینهمه اصطکاک ایجاد می کنه؟ [1 نظر] اينو آیدین در ساعت 16:24 نوشت.پنجشنبه، 27 فوریه 2003If he brings you happiness پنجشنبه، 27 فوریه 2003به قول همشهری محترممون که براش جک ساختن: “من توانایی ندارم!!” [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 16:22 نوشت.پنجشنبه، 27 فوریه 2003اینو یادم رفت بگم: کافیه عکس یه قلعه انگلیسی رو ببینم تا دیوونه بشم. [1 نظر] اينو آیدین در ساعت 16:21 نوشت.چهارشنبه، 26 فوریه 2003چند سال پیش که از حال و هوای اساطیر یونانی بیرون اومدم، رفتم سراغ طبقه اشراف انگلیس. شیفته اش بودم، هنوزم هستم. هیچ وقت بدم نمی اومده که یه لردی باشم تو زمان ویکتوریا! حتی بدم نمیاد که روی Scone بشینم و تاج امپراطوری بریتانیا رو بذارن روی سرم، بعدشم عصامو بدن دستم، اونوقت من بقیه خانواده سلطنتی با یه کالسکه سلطنتی از کلیسای وست مینستر تا کاخ ویندسور، از بین جمعیت عبور می کنیم. چه کنم که چندان امکان پذیر نیست!!! [1 نظر] اينو آیدین در ساعت 19:04 نوشت.چهارشنبه، 26 فوریه 2003خیلی لذت بخشه که وسط “آن دو” سعی کنی بشینی، ولی صندلی زیرت نباشه و طبیعتا ولو بشی کف رستوران. [1 نظر] اينو آیدین در ساعت 19:03 نوشت.چهارشنبه، 26 فوریه 2003صبح داشتم فکر می کردم اگه یه بلایی سرم بیاد و بیفتم گوشه بیمارستان، دوروبریا چه عکس العملی نشون می دن، خب هنوزم نفهمیدم! [2 نظر] اينو آیدین در ساعت 19:02 نوشت.سهشنبه، 25 فوریه 2003Oh, sister, when I come to knock on your door, سهشنبه، 25 فوریه 2003اوه اوه. معتمدی کاندیدای شورای شهر شده. ببین دیگه چه خرتوخریه. تو ائتلاف نمی دونم چی چی، شرکت کرده. یه عکس دسته جمعی هم انداختن که معتمدی با چادر نشسته تو عکس! تازه اسمشم نوشته: دکتر مهنوش معتمدی آذری!!! تو لیستشون یه مشتم مهندس بود، اگه معتمدی دکتر بشه، لابد مهندساشون در حقیقت سیکل دارن!!! [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 18:09 نوشت.سهشنبه، 25 فوریه 2003تا اون سر دنیا رفتیم، پیت حلبی درست کردیم و برگشتیم. من جدا نمی دونم آخه این شروورا کی ممکنه به درد آدم بخوره. به من چه که یه کانال ساز چه جور موجودیه. تازه اگرم یه وقت لازم بشه، این همه دم و دستگاه رو از کجا باید گیر بیارم که بخوام یه وجب کانال درست کنم؟ [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 18:08 نوشت.سهشنبه، 25 فوریه 2003هاها، فکرشو بکنین یه موقعی حمید کلی آدم حسابی بوده واسه خودش. حمید خان! پدرش بسوزه!!! [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 18:07 نوشت.
| ||||