مشغولیات

زندگى، خود مشغولیتی عظیم است!




شعار هفته

Many subsystems in data communication systems work best with random bit sequences.

K. Sam Shanmugam


 
 
آیدین كبیر در یک نگاه

اسم: آیدین خان
تاریخ تولد: ۱۸ دی ۱۳۶۱
قد: ۱۷۷
وزن: داره می رسه به صد
رنگ چشم: قهوه‌ای تیره
رنگ مو: همون
تماس: ایمیل

اینم یه تیریپ عارفانه، ابلهانه از آیدین كبیر


بالا
 
آرشیو

بالا

نظريات عارفانه،
يادداشتهای ابلهانه

تراوشات ذهنی آیدین كبیر
 

نوشته‌های آیدین:

پنج‌شنبه، 27 فوریه 2003     

این قضیه تب، از کجا ایجاد می شه؟ یعنی زد و خورد خونین گلبولای سفید و میکروبا، اینهمه اصطکاک ایجاد می کنه؟

[1 نظر] اينو آیدین در ساعت 16:24 نوشت.
.............................................................................................

پنج‌شنبه، 27 فوریه 2003     

If he brings you happiness
Then I wish you both the best
It’s your happiness
That matters most of all
But if he ever breaks your heart
If the teardrops ever start
I’ll be there
Before the next teardrop falls

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 16:23 نوشت.
.............................................................................................

پنج‌شنبه، 27 فوریه 2003     

به قول همشهری محترممون که براش جک ساختن: “من توانایی ندارم!!”

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 16:22 نوشت.
.............................................................................................

پنج‌شنبه، 27 فوریه 2003     

اینو یادم رفت بگم: کافیه عکس یه قلعه انگلیسی رو ببینم تا دیوونه بشم.

[1 نظر] اينو آیدین در ساعت 16:21 نوشت.
.............................................................................................

چهارشنبه، 26 فوریه 2003     

چند سال پیش که از حال و هوای اساطیر یونانی بیرون اومدم، رفتم سراغ طبقه اشراف انگلیس. شیفته اش بودم، هنوزم هستم. هیچ وقت بدم نمی اومده که یه لردی باشم تو زمان ویکتوریا! حتی بدم نمیاد که روی Scone بشینم و تاج امپراطوری بریتانیا رو بذارن روی سرم، بعدشم عصامو بدن دستم، اونوقت من بقیه خانواده سلطنتی با یه کالسکه سلطنتی از کلیسای وست مینستر تا کاخ ویندسور، از بین جمعیت عبور می کنیم. چه کنم که چندان امکان پذیر نیست!!!

[1 نظر] اينو آیدین در ساعت 19:04 نوشت.
.............................................................................................

چهارشنبه، 26 فوریه 2003     

خیلی لذت بخشه که وسط “آن دو” سعی کنی بشینی، ولی صندلی زیرت نباشه و طبیعتا ولو بشی کف رستوران.

[1 نظر] اينو آیدین در ساعت 19:03 نوشت.
.............................................................................................

چهارشنبه، 26 فوریه 2003     

صبح داشتم فکر می کردم اگه یه بلایی سرم بیاد و بیفتم گوشه بیمارستان، دوروبریا چه عکس العملی نشون می دن، خب هنوزم نفهمیدم!

[2 نظر] اينو آیدین در ساعت 19:02 نوشت.
.............................................................................................

سه‌شنبه، 25 فوریه 2003     

Oh, sister, when I come to knock on your door,
Don’t turn away, you’ll create sorrow.
Time is an ocean but it ends at the shore
You may not see me tomorrow.

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 18:10 نوشت.
.............................................................................................

سه‌شنبه، 25 فوریه 2003     

اوه اوه. معتمدی کاندیدای شورای شهر شده. ببین دیگه چه خرتوخریه. تو ائتلاف نمی دونم چی چی، شرکت کرده. یه عکس دسته جمعی هم انداختن که معتمدی با چادر نشسته تو عکس! تازه اسمشم نوشته: دکتر مهنوش معتمدی آذری!!! تو لیستشون یه مشتم مهندس بود، اگه معتمدی دکتر بشه، لابد مهندساشون در حقیقت سیکل دارن!!!

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 18:09 نوشت.
.............................................................................................

سه‌شنبه، 25 فوریه 2003     

تا اون سر دنیا رفتیم، پیت حلبی درست کردیم و برگشتیم. من جدا نمی دونم آخه این شروورا کی ممکنه به درد آدم بخوره. به من چه که یه کانال ساز چه جور موجودیه. تازه اگرم یه وقت لازم بشه، این همه دم و دستگاه رو از کجا باید گیر بیارم که بخوام یه وجب کانال درست کنم؟

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 18:08 نوشت.
.............................................................................................

سه‌شنبه، 25 فوریه 2003     

هاها، فکرشو بکنین یه موقعی حمید کلی آدم حسابی بوده واسه خودش. حمید خان! پدرش بسوزه!!!

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 18:07 نوشت.
.............................................................................................

دوشنبه، 24 فوریه 2003     

میوه فقط نارنگی
توالت فقط فرنگی
جیگر! چقدر ملنگی
وای وای وای، در برم
تا نخوردم اردنگی!!!
****
آدم خوبه لوطی باشه
تیکه باید سوتی باشه
“نفس” توی قوطی باشه
وای وای وای، در برم
طرف می خواد منو بکنه تو قوطی!!!
****
آیدین چقدر الاغه
عوضش تو چقدر خوبی
– آره خودمم همین نظرو دارم
وای وای وای، چه تفاهمی
میای باهم تیریپ بذاریم؟!!!
****
قال حمید: کسی به فکر خل ها نیست
دیگه هیچ کس به فکر هم نوع نیست
آآآآآآآآه، خل های جهان متحد شوید.
****
خل اگر ما نشود تنهایست
خل اگر ما نشود خویشتنست
****
یاد یه ضرب المثلی افتادم
همون که وقتی با دائیم بشینم
مادربزرگم بهمون می گه
گویشش مشهدیه
“مست! بجی که دیوونه اومد!”
بجی یعنی در برو
****
آاااااه، جورابهایم بو می دهند
جورابهایم سوراخند
مگر جوراب سوراخ هم بو می دهد؟
به قول مامانم، جوراب سوراخ، جوراب مهندسیه
احتمالا اگه هم سوراخ باشه هم بو بده
دیگه جوراب دکتری می شه
****
دلم تنگه دلم تنگه دلم تنگه، تنگه
ولی جدا برای کی؟
مگه من کسی رو دارم؟ چمیدونم برای کی!
لابد برای خودم
****
گیو می اِ ویسپر
اند گیو می اِ سای
گیو می اِ کیس بیفور یو
تل می گودبای
****
پاشو کاسه کوزه تو جمع کن
خرس گنده نامهربون دیوونه!
حالا من دو دقیقه حواسم پرت شد
تو باید همه جا رو به گند بکشی؟
****
آآآآآآه مادر
قنداقم کجاست
همه جا را گند زده ام
با افکارم!

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 16:25 نوشت.
.............................................................................................

دوشنبه، 24 فوریه 2003     

هر کی می گه، باید انتظار شنیدنم داشته باشه. طبق قانون بقای گفت و شنود، هرکی می شنوه، این حق براش محفوظه که جواب بده. ولی من از این به بعد تاجایی که بتونم از حقم استفاده نمی کنم، سعی هم می کنم چیزی نگم که کسی مجبور به استفاده از حقش بشه.

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 11:30 نوشت.
.............................................................................................

دوشنبه، 24 فوریه 2003     

نیما! خدا لعنتت کنه! تو عمرم فکر نمی کردم یه همچین شرووری رو تایپ کنم. آخه این یاره دیگه آخرشه. حالا این یکی رو داشته باش، ببین زم جون چی گفته:
محمدعلی زم از مسئولان خواست تا سومین جمعه محرم هر سال (سالروز ازدواج حضرت علی و فاطمه زهرا) را به نام روز عشقو محبت نامگذاری کنند. تا جوانان نیازی به گرامی داشتن مدل غربی این روز (ولنتاین) نداشته باشند. وی افزود: ولنتاین اسلامی راه می اندازیم تا ارزش دوستی و خانواده پایدار گردد!
اولا: تاریخ قمری همینجوریشم پرت و پلاس، چه برسه به اینکه بخوای سومین جمعه ماه محرم هر سال رو پیدا کنی!!!
دوما: این یارو انگار جدی جدی می خواد رئیس جمهور بشه.
سوما: ما که بخیل نیستیم، بذار برگزار بشه، بلکه این دفعه یه شاخه گل اقلا رسید به ما!!!

[1 نظر] اينو آیدین در ساعت 11:29 نوشت.
.............................................................................................

دوشنبه، 24 فوریه 2003     

آهای سمن و هما!
تکیه برجای بزرگان نتوان زد به گزاف
مگر اسباب بزرگی همه آماده کنی.
بهای این اشغال گری رو با خونتون خواهید پرداخت. من بالاخره شما رو می اندازم بیرون و جای خودم رو از شما پس می گیرم.

[2 نظر] اينو آیدین در ساعت 11:28 نوشت.
.............................................................................................

شنبه، 22 فوریه 2003     

حوصله درس خوندن ندارم. ابریشمیان گفته می خواد فردا کوئیز بگیره ازمون. می دونم که احتمال همچین چیزی، از یک در میلیون هم کمتره، ولی می ترسم همون یک بار، فردا باشه!!! به هر حال حوصله خوندنشو ندارم.

[3 نظر] اينو آیدین در ساعت 19:51 نوشت.
.............................................................................................

شنبه، 22 فوریه 2003     

سیما! یه چیزی برات نوشتم که بعدا، وقتی که وقتش بشه می دم به خودت که بخونیش. با همه اینا این دفعه امیدوارم هیچ وقت، وقتش نشه. فقط نوشتمش که بعدا یه مدرکی داشته باشم که بگم این قضیه رو پیش بینی کردم. یکی از معدود دفعاتیه که دعا می کنم پیش بینیم غلط از آب در بیاد.

[2 نظر] اينو آیدین در ساعت 19:50 نوشت.
.............................................................................................

شنبه، 22 فوریه 2003     

Don’t get up gentlemen
I’m only passing through

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 18:48 نوشت.
.............................................................................................

شنبه، 22 فوریه 2003     

پاورچین امشبو دیدین؟ همیشه همینجوری بوده. درست دست می ذارن رو نقطه ضعف ما. باحالیش اینه که بعدشم ادعا می کنن خیلی از ما احساساتی تر و دل رحم ترن.

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 18:47 نوشت.
.............................................................................................

شنبه، 22 فوریه 2003     

What I’ve felt what I’ve known
never shined through in what I’ve shown
Never be, Never see
won’t see what might have been

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 18:46 نوشت.
.............................................................................................

 

مطالب اخیر

نظرات اخیر

© TGEIK نظریات عارفانه، یادداشتهای ابلهانه 2026 - 2002