مشغولیات

زندگى، خود مشغولیتی عظیم است!




شعار هفته

Many subsystems in data communication systems work best with random bit sequences.

K. Sam Shanmugam


 
 
آیدین كبیر در یک نگاه

اسم: آیدین خان
تاریخ تولد: ۱۸ دی ۱۳۶۱
قد: ۱۷۷
وزن: داره می رسه به صد
رنگ چشم: قهوه‌ای تیره
رنگ مو: همون
تماس: ایمیل

اینم یه تیریپ عارفانه، ابلهانه از آیدین كبیر


بالا
 
آرشیو

بالا

نظريات عارفانه،
يادداشتهای ابلهانه

تراوشات ذهنی آیدین كبیر
 

نوشته‌های آیدین:

جمعه، 7 مارس 2003     

رو قوطی سرکه سه و نیم کیلویی یک و یک نوشته: “ویژه خانواده”، یادم باشه بعدا تو مغازه نگاه کنم ببینم مجردی هم داره یا نه!

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 16:13 نوشت.
.............................................................................................

پنج‌شنبه، 6 مارس 2003     

برام دعا کن!

[6 نظر] اينو آیدین در ساعت 16:49 نوشت.
.............................................................................................

پنج‌شنبه، 6 مارس 2003     

I am the Lizard King
I can do anything

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 8:48 نوشت.
.............................................................................................

پنج‌شنبه، 6 مارس 2003     

به من می گه خدا عاقبتتو به خیر کنه، معلوم نیست به چی فکر می کنه.

[3 نظر] اينو آیدین در ساعت 8:47 نوشت.
.............................................................................................

پنج‌شنبه، 6 مارس 2003     

یارو مثلا بچه مسلمونه، برگشته به امید می گه حالا که خونه تون تو جردنه، حتی اگه قسم بخوری باور نمی کنم آدم حسابی باشی! اونوقت تو اون یه ساعت دختری نبود که از جلومون رد بشه و این بزغاله یه متلک بهش نگه. البته در این بین داشت خاطرات مکه رفتنشو برامون تعریف می کرد و هرچی هم از دهنش دراومد به عربای سنی گفت. واقعا که!

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 8:46 نوشت.
.............................................................................................

پنج‌شنبه، 6 مارس 2003     

همیشه از دست این زودپز حرص می خوردم، چون یه سوپاپ داره که عین این ابلها همش دور خودش می چرخه و سروصدا می کنه، نمی تونه یه دقیقه مثل آدم ساکت بشینه یه گوشه و فکر کنه ببینه چه خاکی تو سرش بریزه.

[1 نظر] اينو آیدین در ساعت 8:45 نوشت.
.............................................................................................

چهارشنبه، 5 مارس 2003     

I’m going, but I need a little time
I promised I would drown myself in mysticated wine

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 20:32 نوشت.
.............................................................................................

چهارشنبه، 5 مارس 2003     

یه نفر رو بعد از نزدیک سه سال تازه دارم درست می شناسم. واقعا متاسفم که مدتها راجبش اشتباه فکر می کردم و خوشحالم که حالا بهتر می شناسمش. خوشحالم که همچین دوستایی دارم.

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 17:02 نوشت.
.............................................................................................

چهارشنبه، 5 مارس 2003     

اینجا اشتباهی هست.

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 17:01 نوشت.
.............................................................................................

چهارشنبه، 5 مارس 2003     

بعضی حرفا هست که فقط باید بشنوی. جوابشو نباید بدی به هزار و یک دلیل.

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 15:54 نوشت.
.............................................................................................

دوشنبه، 3 مارس 2003     

– لانگ جان! نامه داری.
: نقشه گنجه؟
– خال سیاهه!

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 19:56 نوشت.
.............................................................................................

دوشنبه، 3 مارس 2003     

برو! ولی زیر پاتو نگاه کن، مواظب باش داری منو لگد می کنی!

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 19:12 نوشت.
.............................................................................................

دوشنبه، 3 مارس 2003     

خلقت جهان اگر تصادفی نباشد ناشی از یک اندیشه پلید است.
(برتراند راسل – چرا مسیحی نیستم)

[1 نظر] اينو آیدین در ساعت 17:02 نوشت.
.............................................................................................

دوشنبه، 3 مارس 2003     

من دقیقا دو ماه دیگه رو می بینم، حتی با دقت خوبی بیشتر از چهار ماه دیگه. مگر اینکه واقعا یه نفر خیلی عاقل باشه. یا اینکه یه نفر دیگه خیلی غیر عادی عمل کنه.

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 16:48 نوشت.
.............................................................................................

یکشنبه، 2 مارس 2003     

خاک کویت زحمت ما برنتابد بیش از این
لطفها کردی بتا تخفیف زحمت می کنم

[2 نظر] اينو آیدین در ساعت 20:58 نوشت.
.............................................................................................

یکشنبه، 2 مارس 2003     

می تونی ساعت دوازده شب سی دی doors رو بذاری و شروع کنی به گوش کردن. می تونی شیش دفعه light my fire گوش کنی. می تونی دوازده باز The end گوش کنی. می تونی همین طور که می خونه شروع کنی برای خودت هرچی دلت می خواد بنویسی. می تونی هفت تا کاغد کلاسورو سیاه کنی، بعد همشونو ریز ریز کنی و از پنجره بریزی جلوی کلاغا. می تونی یه لحظه یاد کلاسای فردا صبحت بیفتی و یه لبخند تلخ بزنی، می تونی تمام مدت فکرای مزخرف مثل خوره ذهنتو بخوره بعد تو دلت قهقهه بزنی چون بقیه نباید بیدار بشن. می تونی به گذشته ات فکر کنی یا به آخر عاقبتت. فرقی نمی کنه چون جفتش چیز بیخودیه. می تونی با جیم موریسون بخونی
take it easy baby
take it as it comes
specialize in having fun
می تونی همش مدام بگی everybody loves my baby یا مثلا I’ve been down so goddamn long. می تونی نصف این زمانو به عکس جیم که رو دیوار اتاقته خیره بشی و به این فکر کنی که چقدر لذت برده از مرگش، توی وان حموم. اگه اون لخته های خون روی آب نبودن که دیگه معرکه می شد. یا مثلا می تونی به اون دوست دختر عوضیش فکر کنی که شب آخر دیده حال این بده، ولی ولش کرده و گرفته خوابیده. و خود احمقشم دو سه سال بعد O.D زده و مرده. می تونی به دوستایی فکر کنی که بعد از مردنش تا جایی که تونستن به بهانه های مختلف پول بی صاحبشو بالا کشیدن. می تونی به پولش فکر کنی که بالاخره به پدرومادری رسید که وصیت کرده بود حتی یه قرونم بهشون نرسه. همونایی که حتی تا حالا سر قبر پسرشون نرفتن. می تونی به اون دکتری فکر کنی که به یه الکلی دوایی داد که روش نوشته “در صورت استفاده با الکل خطر مرگ دارد”. می تونی بعدش به آدمی فکر کنی که قرصاشو جای آب با الکل می خورد. می تونی همه این کارا رو بکنی و بعد یه نگاه به ساعت بندازی و ببینی ساعت شیش صبحه و تو تمام شب رو بیدار بودی، فقط به خاطر اینکه حاضر نشدی یه مسکن حسابی بخوری و بگیری بخوابی. چون می خوای اون وقتی که لازم شد، ده تاش کافی باشه که تورو تا ابد بخوابونه. چون…

[2 نظر] اينو آیدین در ساعت 3:59 نوشت.
.............................................................................................

شنبه، 1 مارس 2003     

کاش رفته بودیم رای داده بودیم. …. بر شورای شهری که مهنوش معتمدی آذری عضوش باشه. (تو جای خالی هر آشغالی دلتون خواست بذارین)

[4 نظر] اينو آیدین در ساعت 19:55 نوشت.
.............................................................................................

شنبه، 1 مارس 2003     

نصیحت گوی رندان را که با حکم قضا جنگ است
دلش بس تنگ می بینم مگر ساغر نمی گیرد

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 13:10 نوشت.
.............................................................................................

جمعه، 28 فوریه 2003     

جانوسپا!!!

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 16:48 نوشت.
.............................................................................................

پنج‌شنبه، 27 فوریه 2003     

Oh, sister! am I not, a brother to you?

[2 نظر] اينو آیدین در ساعت 16:25 نوشت.
.............................................................................................

 

مطالب اخیر

نظرات اخیر

© TGEIK نظریات عارفانه، یادداشتهای ابلهانه 2026 - 2002