مشغولیات

زندگى، خود مشغولیتی عظیم است!




شعار هفته

Many subsystems in data communication systems work best with random bit sequences.

K. Sam Shanmugam


 
 
آیدین كبیر در یک نگاه

اسم: آیدین خان
تاریخ تولد: ۱۸ دی ۱۳۶۱
قد: ۱۷۷
وزن: داره می رسه به صد
رنگ چشم: قهوه‌ای تیره
رنگ مو: همون
تماس: ایمیل

اینم یه تیریپ عارفانه، ابلهانه از آیدین كبیر


بالا
 
آرشیو

بالا

نظريات عارفانه،
يادداشتهای ابلهانه

تراوشات ذهنی آیدین كبیر
 

نوشته‌های آیدین:

سه‌شنبه، 11 مارس 2003     

ولی خودمونیما، بعد از اون قضایای پریروز الآن احساس می کنم واقعا فضای نفس کشیدن توی اتاق خیلی بیشتر شده.

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 19:26 نوشت.
.............................................................................................

سه‌شنبه، 11 مارس 2003     

می دونستم چاق شدم، ولی واقعا فکر نمی کردم به چشم بیاد!! بالاخره هشت کیلو شوخی نیست که!

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 19:25 نوشت.
.............................................................................................

سه‌شنبه، 11 مارس 2003     

برای من نوشته: اشکال دنیا این است که جاهل ها مطمئن هستند و دانایان مردد.
معلوم نیست منظورش اینه که من جاهلم یا دانا!

[1 نظر] اينو آیدین در ساعت 19:24 نوشت.
.............................................................................................

دوشنبه، 10 مارس 2003     

هرگونه تلاش از سوی من برای درک شرایط موجود که در آن گرفتار آمده ام به شکست خواهد انجامید. زیرا ابزار شناخت در این مورد ده درصد تجربه است و نود درصد حدس و گمان. هرچند که معمولا حدسهای خوبی می زنم، اما اعتراف می کنم که شرایط موجود را هرگز پیش بینی نمی کردم. در انتها نیز لازم می دانم بار دیگر بر نقش قانون مورفی تاکید کنم.
پس حالا که هیچ غلطی نمی تونم بکنم و حتی نمی تونم دقیقا بفهمم چی به چیه، فکر کنم بهترین راه حل اینه که حتی فکرشم نکنم!

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 20:33 نوشت.
.............................................................................................

دوشنبه، 10 مارس 2003     

…. متلاشی شدن دوستی …
و عبث بودن پندار سرورآور مهر…

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 16:36 نوشت.
.............................................................................................

دوشنبه، 10 مارس 2003     

خوبیش اینه که از این به بعد باید ریخت کریه معتمدی رو تو تلویزیون هم تحمل کنیم.

[1 نظر] اينو آیدین در ساعت 16:35 نوشت.
.............................................................................................

دوشنبه، 10 مارس 2003     

…. یک بار کشیش نیکانور تخته نرد آورد تا کنار درخت بلوط بنشیند و با او بازی کند ولی خوزه آرکادیو بوئندیا قبول نکرد و گفت که هرگز بازی ای را که هردو حریف برسر قوانین آن موافق باشند قبول ندارد. پدر روحانی نیکانور که هرگز دربازه بازی تخته نرد چنین چیزی به فکرش نرسیده بود دیگر موفق نشد دست به بازی تخته نرد بزند. چنان از هوش و حضور دهن خوزه آرکادیو بوئندیا حیرت کرده بود که از او پرسید چطور شده او را به تنه درخت بسته اند.
او جواب داد: “خیلی ساده است. برای اینکه دیوانه هستم.”

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 12:09 نوشت.
.............................................................................................

دوشنبه، 10 مارس 2003     

فرض کنین یک ساعت و نیم تو آزمایشگاه عرق ریخته باشین، بعد یهو ببینین اون پیچ لعنتی روی اسیلوسکوپ رو تا ته نچرخوندین و همه عددایی که بدست اوردین، مزخرفی بیش نیست.

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 12:05 نوشت.
.............................................................................................

یکشنبه، 9 مارس 2003     

I’m runnin’ out of patience
And I ain’t gonna say it twice
The world out there is down’n dirty, honey
And I just hate to be nice

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 18:13 نوشت.
.............................................................................................

یکشنبه، 9 مارس 2003     

این احمق واسه آزمایشگاه دستور داده که مشخصه ها رو با pspice بکشیم. حالا یه شبه من چه جوری یاد بگیرم آخه این یه کارو؟

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 18:12 نوشت.
.............................................................................................

یکشنبه، 9 مارس 2003     

فرض کنین دو هفته دماغ محترمتون گرفته باشه و هیچ بویی حس نکرده باشین. حالا همین امروز باز شده و دوباره از نعمت بویایی برخوردار شدین. حالا فرض کنین همون اول صبح پهلوی یه بابایی بشینین که صبح یه شیشه گلاب رو خودش خالی کرده. چه حالی بهتون دست می ده؟

[1 نظر] اينو آیدین در ساعت 18:11 نوشت.
.............................................................................................

یکشنبه، 9 مارس 2003     

فرض کنین دوتا گزارش کار گنده برای فردا داشته باشین که هرکدوم دو سه ساعتی وقت ببرن. فرض کنین شب قبلش فقط چهار ساعت خوابیدین و از صبح تا عصر نه ساعت تو دانشگاه بودین. فرض کنین خسته و کوفته رسیدین خونه و تو خیالتون عزا گرفتین که این گزارشای کوفتی رو چیکار کنین. بعد می رین تو اتاقتون. حالا فرض کنین اون اتاق کوفتی مشمول خونه تکونی شب عید شده باشه. اتاقی که تو وضعیت عادی به زور توش می شه راه رفت، حالا دیگه هرچی که تو کمدا بوده هم ریخته کف اتاق. چیزایی هم که مثلا از دم دست دور شدن دیگه هیچکدوم سر جاشون نیستن. حتی نمی تونین کتاباتونو پیدا کنین. کتابا که سهله، تو این خرتوخر حتی نتایج آزمایشایی که باید اون گزارشا براشون نوشته بشه هم پیدا نمی شن. حالا قیافه و اعصاب خودتون رو مجسم کنین. اگه نمی تونین بیاین یه نگاهی به ریخت من بکنین و تا تهشو بخونین. حالا چه خاکی تو سرم بریزم تا فردا؟ اونوقت هی بگین خونسردیتو حفظ کن، بخند!
بذار نیمه پر لیوانو ببینم: اقلا کامپیوتر سر جاشه!!!

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 16:30 نوشت.
.............................................................................................

شنبه، 8 مارس 2003     

حتی اگه امشبو به سلامت بگذرونم، بالاخره فردا پس فردا یه بلایی سرم میاد. دکتر! این شیر اکسیژنو قطع کن. اون هوا رو تزریق کن تو رگام، یه ذره دوز آدرنالینمو بیشتر کن، یا حتی انسولین. اون سرم رو در بیار از تو رگ، بزن تو عضله، اثرشو دیدم قبلا. مورفین یادت نره. می خوام اونقدر باشه که جلوی چشمم دونه دونه انگشتامو ببرین و حس نکنم. ببینم تو این بیمارستان پتک پیدا نمی شه؟ بکوبینش تو سرم. می خوام خونش بپاشه به در و دیوار. بزنین زودتر. راحتم کنین. به چی این دنیای کوفتیتون چسبیدین؟

[3 نظر] اينو آیدین در ساعت 19:55 نوشت.
.............................................................................................

شنبه، 8 مارس 2003     

ظرفاتونم که شستم دیگه چی می گین؟

[2 نظر] اينو آیدین در ساعت 19:43 نوشت.
.............................................................................................

شنبه، 8 مارس 2003     

وااااای این معرکه اس: هنر مثل wc است، باید شما را خالی کند ولی حال دیگران را به هم بزند!

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 19:42 نوشت.
.............................................................................................

شنبه، 8 مارس 2003     

شراب تلخ می خواهم که مردافکن بود زورش
که تا یک دم بیاسایم ز دنیا و شر و شورش
I promised I would drown myself in mysticated wine

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 19:41 نوشت.
.............................................................................................

شنبه، 8 مارس 2003     

آیدین کبیر افشا می کند: چگونه الکترونیکی ها از والت دیسنی پول گرفتند!
تاحالا فکر کردین برای چی hfe نصف بیشتر ترانزیستورای مساله هایی که حل می کنین هستش 100؟ برای اینکه وقتی می خواین hfe+1 رو برای جریان دقیق امیتر حساب کنین، به عدد 101 برسین. که به طرز مشخصی، اشاره مستقیم داره به کارتون صدویک سگ خالدار!!!

[1 نظر] اينو آیدین در ساعت 11:22 نوشت.
.............................................................................................

جمعه، 7 مارس 2003     

She’s walking down the street
Blind to every eye she meets
Do you think you’ll be the guy
To make the queen of the angels sigh?

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 16:16 نوشت.
.............................................................................................

جمعه، 7 مارس 2003     

خدایان یونانی رو خیلی دوست دارم، چون زمینی ترین خدایانی هستند که تاحالا دیدم.

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 16:15 نوشت.
.............................................................................................

جمعه، 7 مارس 2003     

هر رابطه انسانی دو جنبه داره. یکی جنبه زمینی، و دیگری جنبه زمینی تر!

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 16:14 نوشت.
.............................................................................................

 

مطالب اخیر

نظرات اخیر

© TGEIK نظریات عارفانه، یادداشتهای ابلهانه 2026 - 2002