سهشنبه، 11 مارس 2003
ولی خودمونیما، بعد از اون قضایای پریروز الآن احساس می کنم واقعا فضای نفس کشیدن توی اتاق خیلی بیشتر شده.
[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 19:26 نوشت.|
مشغولیات زندگى، خود مشغولیتی عظیم است!
شعار هفته Many subsystems in data communication systems work best with random bit sequences. K. Sam Shanmugam
آیدین كبیر در یک نگاه
اسم: آیدین خان تاریخ تولد: ۱۸ دی ۱۳۶۱ قد: ۱۷۷ وزن: داره می رسه به صد رنگ چشم: قهوهای تیره رنگ مو: همون تماس: ایمیل اینم یه تیریپ عارفانه، ابلهانه از آیدین كبیر
بالا
آرشیو
بالا |
|
نظريات عارفانه،
يادداشتهای ابلهانه تراوشات ذهنی آیدین كبیر نوشتههای آیدین:سهشنبه، 11 مارس 2003ولی خودمونیما، بعد از اون قضایای پریروز الآن احساس می کنم واقعا فضای نفس کشیدن توی اتاق خیلی بیشتر شده. [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 19:26 نوشت.سهشنبه، 11 مارس 2003می دونستم چاق شدم، ولی واقعا فکر نمی کردم به چشم بیاد!! بالاخره هشت کیلو شوخی نیست که! [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 19:25 نوشت.سهشنبه، 11 مارس 2003برای من نوشته: اشکال دنیا این است که جاهل ها مطمئن هستند و دانایان مردد. دوشنبه، 10 مارس 2003هرگونه تلاش از سوی من برای درک شرایط موجود که در آن گرفتار آمده ام به شکست خواهد انجامید. زیرا ابزار شناخت در این مورد ده درصد تجربه است و نود درصد حدس و گمان. هرچند که معمولا حدسهای خوبی می زنم، اما اعتراف می کنم که شرایط موجود را هرگز پیش بینی نمی کردم. در انتها نیز لازم می دانم بار دیگر بر نقش قانون مورفی تاکید کنم. دوشنبه، 10 مارس 2003…. متلاشی شدن دوستی … دوشنبه، 10 مارس 2003خوبیش اینه که از این به بعد باید ریخت کریه معتمدی رو تو تلویزیون هم تحمل کنیم. [1 نظر] اينو آیدین در ساعت 16:35 نوشت.دوشنبه، 10 مارس 2003…. یک بار کشیش نیکانور تخته نرد آورد تا کنار درخت بلوط بنشیند و با او بازی کند ولی خوزه آرکادیو بوئندیا قبول نکرد و گفت که هرگز بازی ای را که هردو حریف برسر قوانین آن موافق باشند قبول ندارد. پدر روحانی نیکانور که هرگز دربازه بازی تخته نرد چنین چیزی به فکرش نرسیده بود دیگر موفق نشد دست به بازی تخته نرد بزند. چنان از هوش و حضور دهن خوزه آرکادیو بوئندیا حیرت کرده بود که از او پرسید چطور شده او را به تنه درخت بسته اند. دوشنبه، 10 مارس 2003فرض کنین یک ساعت و نیم تو آزمایشگاه عرق ریخته باشین، بعد یهو ببینین اون پیچ لعنتی روی اسیلوسکوپ رو تا ته نچرخوندین و همه عددایی که بدست اوردین، مزخرفی بیش نیست. [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 12:05 نوشت.یکشنبه، 9 مارس 2003I’m runnin’ out of patience یکشنبه، 9 مارس 2003این احمق واسه آزمایشگاه دستور داده که مشخصه ها رو با pspice بکشیم. حالا یه شبه من چه جوری یاد بگیرم آخه این یه کارو؟ [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 18:12 نوشت.یکشنبه، 9 مارس 2003فرض کنین دو هفته دماغ محترمتون گرفته باشه و هیچ بویی حس نکرده باشین. حالا همین امروز باز شده و دوباره از نعمت بویایی برخوردار شدین. حالا فرض کنین همون اول صبح پهلوی یه بابایی بشینین که صبح یه شیشه گلاب رو خودش خالی کرده. چه حالی بهتون دست می ده؟ [1 نظر] اينو آیدین در ساعت 18:11 نوشت.یکشنبه، 9 مارس 2003فرض کنین دوتا گزارش کار گنده برای فردا داشته باشین که هرکدوم دو سه ساعتی وقت ببرن. فرض کنین شب قبلش فقط چهار ساعت خوابیدین و از صبح تا عصر نه ساعت تو دانشگاه بودین. فرض کنین خسته و کوفته رسیدین خونه و تو خیالتون عزا گرفتین که این گزارشای کوفتی رو چیکار کنین. بعد می رین تو اتاقتون. حالا فرض کنین اون اتاق کوفتی مشمول خونه تکونی شب عید شده باشه. اتاقی که تو وضعیت عادی به زور توش می شه راه رفت، حالا دیگه هرچی که تو کمدا بوده هم ریخته کف اتاق. چیزایی هم که مثلا از دم دست دور شدن دیگه هیچکدوم سر جاشون نیستن. حتی نمی تونین کتاباتونو پیدا کنین. کتابا که سهله، تو این خرتوخر حتی نتایج آزمایشایی که باید اون گزارشا براشون نوشته بشه هم پیدا نمی شن. حالا قیافه و اعصاب خودتون رو مجسم کنین. اگه نمی تونین بیاین یه نگاهی به ریخت من بکنین و تا تهشو بخونین. حالا چه خاکی تو سرم بریزم تا فردا؟ اونوقت هی بگین خونسردیتو حفظ کن، بخند! شنبه، 8 مارس 2003حتی اگه امشبو به سلامت بگذرونم، بالاخره فردا پس فردا یه بلایی سرم میاد. دکتر! این شیر اکسیژنو قطع کن. اون هوا رو تزریق کن تو رگام، یه ذره دوز آدرنالینمو بیشتر کن، یا حتی انسولین. اون سرم رو در بیار از تو رگ، بزن تو عضله، اثرشو دیدم قبلا. مورفین یادت نره. می خوام اونقدر باشه که جلوی چشمم دونه دونه انگشتامو ببرین و حس نکنم. ببینم تو این بیمارستان پتک پیدا نمی شه؟ بکوبینش تو سرم. می خوام خونش بپاشه به در و دیوار. بزنین زودتر. راحتم کنین. به چی این دنیای کوفتیتون چسبیدین؟ [3 نظر] اينو آیدین در ساعت 19:55 نوشت.شنبه، 8 مارس 2003ظرفاتونم که شستم دیگه چی می گین؟ [2 نظر] اينو آیدین در ساعت 19:43 نوشت.شنبه، 8 مارس 2003وااااای این معرکه اس: هنر مثل wc است، باید شما را خالی کند ولی حال دیگران را به هم بزند! [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 19:42 نوشت.شنبه، 8 مارس 2003شراب تلخ می خواهم که مردافکن بود زورش شنبه، 8 مارس 2003آیدین کبیر افشا می کند: چگونه الکترونیکی ها از والت دیسنی پول گرفتند! جمعه، 7 مارس 2003She’s walking down the street جمعه، 7 مارس 2003خدایان یونانی رو خیلی دوست دارم، چون زمینی ترین خدایانی هستند که تاحالا دیدم. [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 16:15 نوشت.جمعه، 7 مارس 2003هر رابطه انسانی دو جنبه داره. یکی جنبه زمینی، و دیگری جنبه زمینی تر! [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 16:14 نوشت.
| ||||