|
مشغولیات زندگى، خود مشغولیتی عظیم است!
شعار هفته Many subsystems in data communication systems work best with random bit sequences. K. Sam Shanmugam
آیدین كبیر در یک نگاه
اسم: آیدین خان تاریخ تولد: ۱۸ دی ۱۳۶۱ قد: ۱۷۷ وزن: داره می رسه به صد رنگ چشم: قهوهای تیره رنگ مو: همون تماس: ایمیل اینم یه تیریپ عارفانه، ابلهانه از آیدین كبیر
بالا
آرشیو
بالا |
|
نظريات عارفانه،
يادداشتهای ابلهانه تراوشات ذهنی آیدین كبیر نوشتههای آیدین:سهشنبه، 27 جولای 2021موضوع انشا، سفرنامه بود. رفته بود پای تخته که انشای خودشو بخونه. شروعش یه سفر جادهای خانوادگی معمولی بود. تو پاراگراف دوم یه کامیون از روبرو اومد، ماشین از جاده افتاد بیرون و چپ کرد. تو پاراگراف بعدی راوی بعد از جراحیهای مختلف و با شکستگیهای متعدد تو بیمارستان به هوش اومده بود و پدر و مادرش نیست شده بودن. [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 11:48 نوشت.دوشنبه، 26 جولای 2021سال کنکور موقع درس خوندن و تست زدن، زیاد چرکنویس میکردم. بعد برای صرفهجویی تو مصرف کاغذ، یه دور با مداد مینوشتم و یه دور روی همون مداد با خودنویس. حالا خودمم نمیدونم این چه کرمی بود. نه کسی چیزی گفته بود، نه کاغذ کم پیدا میشد تو اون خونه، نه خودم اصلا میدونستم محیط زیست چیه اون موقع. [2 نظر] اينو آیدین در ساعت 21:49 نوشت.یکشنبه، 25 جولای 2021همون شد که حدس زده بودم. وردپرس آپدیت شد و عددای ستون آرشیو دوباره انگلیسی شدن. باید یه راه حل دیگه پیدا کنم. [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 21:21 نوشت.یکشنبه، 25 جولای 2021یه نوار قدیمی تو خونه پیدا کرده بودم که احتمالا صاحب اولش داییم بوده. روش اسم جان دنور بود و باعث آشنایی من با بزرگوار بود. اما از اون جالبتر، نصف طرف دومش چندتا آهنگ خیلی خوب از یکی بود که نمیشناختم. زیاد گوش میدادم، اما با منابع اطلاعات محدود اون زمان، مدتها طول کشید تا فهمیدم که اونا سلکشن یه آلبوم ۱۹۶۵ از چارلی ریچ بودن. هنوزم گاهی تو اسپاتیفای میرم سراغشون و گوش میکنم. متوسط تعداد دفعات پخش آهنگای آلبوم روی اسپاتیفای فقط ده هزار باره که قاعدتا یه درصدیش هم خودم بودم. همین تعداد کم حس عجیبی به آدم میده. انگار اون نوار قدیمی فراموششده، بلیط ورود یه باشگاه خیلی اختصاصی باشه. [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 21:17 نوشت.یکشنبه، 25 جولای 2021I found out in the middle of a heartbeat شنبه، 24 جولای 2021زور زدن برای اینکه نشون بدیم با بقیه فرق داریم عبثه. مخصوصا که واقعا ممکنه هممون عین هم باشیم. [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 22:15 نوشت.جمعه، 23 جولای 2021تا وقتی دانشجو بودم با همون گواهینامه ایران اجازه داشتم اینجا رانندگی کنم، اما برای بعدش باید امتحان میدادم و گواهینامه میگرفتم. منم چند جلسه مربی گرفتم که اگه عادتی از رانندگی ایران دارم که باعث رد شدنم تو امتحان میشه (که شد) بهم بگه که درست کنم. معلمم هم یه خانوم حدود چهل ساله بود که همون دقیقه اول گفت خب معلومه رانندگی بلدی و من لازم نیست دائم چیزی بگم، مسیر تعیین میکرد و داستان میگفت و گاهی اگه لازم بود یه نکتهای اضافه میکرد. یه بار از جلوی شهربازی رد شدیم، گفت شوهرم اینجا کار میکنه و خیلی خوبه چون تابستونا بلیط ارزون داریم و بچهها رو میاریم اینجا سرگرم میشن. دو جلسه بعد داشتیم تو جادههای فرعی بیرون شهر میرفتیم که از نزدیک یه دریاچهای رد شدیم. گفت خونه دوستپسرم اون طرف این دریاچهاس. حیف دیگه روم نشد پرس و جو کنم ببینم ماجرا چیه. [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 22:09 نوشت.پنجشنبه، 22 جولای 2021اوضاع مملکت «از هر طرف که رفتم جز وحشتم نیفزود» شده و واقعا کاری جز نشستن و تماشا کردن و ناخن جویدن از آدم برنمیاد. [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 21:04 نوشت.پنجشنبه، 22 جولای 2021گوریل انگوری یه پسرخاله داره به اسم گوریل انگولی. [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 20:34 نوشت.چهارشنبه، 21 جولای 2021اون دختر و پسره دو روزه نیومدن تو بالکن. بلایی سرشون نیومده باشه؟ [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 21:01 نوشت.چهارشنبه، 21 جولای 2021خرسه داشت برای خودش زیر آفتاب آبتنی میکرد، یه خرس دیگه اومد یه کم با ایما و اشاره باهاش صحبت کرد، یه کم صورتاشونو مالیدن به همدیگه، بعد دوتایی رفتن پشت درختا. انگار نه انگار که مردم جمع شدن که خرس تماشا کنن. [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 20:58 نوشت.جمعه، 16 جولای 2021از وسط بارونای شهر خودمون راه افتادیم اومدیم بلکه یه هوایی عوض کنیم. از همون روز اول اونجا شده سی درجه و آفتاب و شنا تو دریاچه، اینجا یه سره بارون میاد و نصف اروپا سیل و آبگرفتگی شده. [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 22:59 نوشت.سهشنبه، 13 جولای 2021متوجه شدم موقع آشپزی از غذا نمیچشم. همینجوری هر کاری که به نظرم برسه میکنم و هیچ فرصتی برای اصلاح به خودم نمیدم. فقط وقتی میفهمم چیکار کردم که غذا سر میز باشه. [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 21:49 نوشت.یکشنبه، 11 جولای 2021اولین سفر بعد از یک سال و نیم خونهنشینی فردا شروع میشه. بریم ببینیم دنیا چقدر فرق کرده. این هفته اینترنت به وفور هست، اما معلوم نیست چقدر فرصت حرف زدن باشه. [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 16:55 نوشت.یکشنبه، 11 جولای 2021یه روز گفت دیگه وقتشه دوستپسر داشته باشم، دو هفته بعدش دوستپسر مربوطه پیدا شده بود. چند وقت پیش هم عروسیشون بود. همینقدر عملگرا. [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 16:51 نوشت.جمعه، 9 جولای 2021یه بارم دو سال پیش رو این مساله گیر کرده بودم و کلی باهاش کلنجار رفتم تا حل شد. الآن نه یادداشتای اون موقع رو پیدا میکنم نه کدشو. نصف روز هم بیشتر وقت ندارم. [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 11:10 نوشت.پنجشنبه، 8 جولای 2021میگن روز سیزده به در رفته بودن بند که یه زنی میاد دستشو میگیره که فالشو بگیره و تو نگاه اول میگه اوه چه عمر کوتاهی داری. با اون یکی دستش از جیبش تخمه درمیاره و میشکنه و با خنده میگه خب دیگه چی؟ تو اردیبهشت حالش بد میشه و تا دکترا بخوان بفهمن که سرطان بدون علامتش تا کجا رسیده، اواخر تیر مرده بوده. [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 11:49 نوشت.چهارشنبه، 7 جولای 2021![]() خب این اگه استیگماتا نیست پس چیه؟ [1 نظر] اينو آیدین در ساعت 21:44 نوشت. چهارشنبه، 7 جولای 2021تو مملکت خودشون دوستپسر داشته و اولی که اومده اینجا لانگ دیستنس بودن. شیش ماه بعد با یکی آشنا شده و با قبلی به هم زده، رفتن تو یه خونه و نسبتا سریع هم بچهدار شدن. یه بار که داشت این داستانا رو تعریف میکرد گفت اومدم اینجا love of my life رو پیدا کردم. الآن دو ساله که یه عکس دونفری تو اینستاگرام یا فیسبوکشون نیست. [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 14:36 نوشت.
| ||||
