جمعه، 27 ژوئن 2003
آدمایی که بیشتر می دونن، اینم می دونن که دونستن بیشتر، همیشه باعث رنج کشیدن بیشتر آدم می شه.
[2 نظر] اينو آیدین در ساعت 19:07 نوشت.|
مشغولیات زندگى، خود مشغولیتی عظیم است!
شعار هفته Many subsystems in data communication systems work best with random bit sequences. K. Sam Shanmugam
آیدین كبیر در یک نگاه
اسم: آیدین خان تاریخ تولد: ۱۸ دی ۱۳۶۱ قد: ۱۷۷ وزن: داره می رسه به صد رنگ چشم: قهوهای تیره رنگ مو: همون تماس: ایمیل اینم یه تیریپ عارفانه، ابلهانه از آیدین كبیر
بالا
آرشیو
بالا |
|
نظريات عارفانه،
يادداشتهای ابلهانه تراوشات ذهنی آیدین كبیر نوشتههای آیدین:جمعه، 27 ژوئن 2003آدمایی که بیشتر می دونن، اینم می دونن که دونستن بیشتر، همیشه باعث رنج کشیدن بیشتر آدم می شه. [2 نظر] اينو آیدین در ساعت 19:07 نوشت.پنجشنبه، 26 ژوئن 2003یه صحنه The wall همش جلوی چشممه. اونجایی که پسربچه هه تو یه سالن نشسته و همه دارن دوبه دو می رقصن. یه دختری هم اونور سالن نشسته، بعد پسره می ره جلوش وای میسته (می ایستد). دختره بلند می شه و باهم می رقصن. قد پسره تا وسطای شکم دختره اس. اون چیزی که این وسط اذیتم می کنه حس اون دختره اس. تا ندیده باشی نمی فهمی… [2 نظر] اينو آیدین در ساعت 16:44 نوشت.پنجشنبه، 26 ژوئن 2003MACH3 اختراع بی نظیریه، ولی حیف که هیچ وقت نمی تونی باهاش رگتو بزنی… [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 16:43 نوشت.چهارشنبه، 25 ژوئن 2003بعضی حرفا رو نمی شه هر جایی گفت، چون فقط مربوط به خودت نیست. حرفاییه که پای آدمای دیگه ای رو می کشه وسط، و این خوب نیست. اون حرفا مال دفترای خاطرات رنگ و وارنگه که هزارتاشو داری. [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 20:02 نوشت.چهارشنبه، 25 ژوئن 2003نوریان می گفت این تو کتیبه داریوش بوده، خیلی باهاش حال کردم: چهارشنبه، 25 ژوئن 2003“فقط برای تلفن زدن آمده ام”، “تابستان خوش خانوم فوربس” و “لکه های خون روی برف”. گابریل گارسیا مارکز. به طرز وحشتناکی عالی بودن و دیوانه کننده. چهارشنبه، 25 ژوئن 2003قضیه چیه؟ دیگه به خوابم نمیای! [1 نظر] اينو آیدین در ساعت 9:14 نوشت.چهارشنبه، 25 ژوئن 2003اون شعری که دیروز نوشتم مال خودم نیست، هیچ وقتم مال من نبوده. حدود شیش ماه پیش رو وایت برد انجمن علمی نوشته بودنش. امضا هم نداشت. البته راستش من می دونم مال کیه! ولی بازم بی اجازه اینجا نوشتمش!!! [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 9:13 نوشت.دوشنبه، 23 ژوئن 2003زندگی را باید انداخت دوشنبه، 23 ژوئن 2003آهای آریا سیستم! با تو ام! به روح اعتقاد داری؟ [3 نظر] اينو آیدین در ساعت 20:33 نوشت.دوشنبه، 23 ژوئن 2003یاد مصاحبه یه مدرسه راهنمایی افتادم که بعدا بیخیالش شدم، یارو پرسید چه جور فیلمایی نگاه می کنم، منم گفتم فیلمای پلیسی، دلیلشو پرسید، منم گفتم چون می خوام ببینم خلافکارا چه اشتباهاتی می کنن که گیر می افتن، من اونا رو تکرار نکنم!!! دوشنبه، 23 ژوئن 2003یه خانومی که نمی شناسم از مرکز تحقیقات مخابرات یه ایمیل واسه من فرستاده که اون فایلی که توشه، به طرز تابلویی جوجو داره، عیب نداره، خودم چند وقت دیگه کارم درست می شه و می رم اونجا. حالشو می گیرم! اقلا سعی نکرده از یه آدرسی بفرسته که شناسایی نشه. قیافه من اینقدر خنگ به نظر میاد؟ [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 11:52 نوشت.یکشنبه، 22 ژوئن 2003از خبرچینا حالم به هم می خوره. اگه زورم می رسید می دادم همشونو بکشن، پوستشونو با کاه پر کنن از دروازه شهر آویزونشون کنن که درس عبرت بشه. مغزشونم می دم کلاغا بخورن. بعدم می رم خبرچینای خودمو پرورش می دم! [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 20:40 نوشت.یکشنبه، 22 ژوئن 2003آهای آریاسیستم! به روح اعتقاد داری؟ [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 20:20 نوشت.یکشنبه، 22 ژوئن 2003این تعطیلات خیلی داره به استادا خوش می گذره انگار. امروز کامیاب رفته بود تو اتاق هوشمند، نشسته بودن پیپ می کشیدن و همش می خندیدن، فکر کنم داشتن باهم شوخی های بی تربیتی می کردن!!! [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 20:19 نوشت.یکشنبه، 22 ژوئن 2003Your breath is sweet, One more cup of coffee for the road, یکشنبه، 22 ژوئن 2003یه صحنه کلاه قرمزی هست که پسرخاله بهش می گه: “اول که اومدی نفهمیدم کی اومده، حالا که همه جا رو بهم ریختی فهمیدم کی اومده”، اگه دست من باشه می گم: “فلفل! دیشب که خوردمت نفهمیدم چی خوردم، حالا که صبح شده می فهمم چی خوردم!!!” [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 5:42 نوشت.شنبه، 21 ژوئن 2003امشب خیلی ناگهانی با جماعت اراذل رفتیم خوش گذرونی، حسابی خوش گذشت چون همه بودن. البته بیشتر منظورم آقای زندی هستن، که خیلی وقت بود به ما افتخار نداده بودن!!! [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 21:16 نوشت.شنبه، 21 ژوئن 2003می گه: چرا موهاتو همچین کردی؟ شنبه، 21 ژوئن 2003این گوینده های تلویزیون دیگه خیلی باحالن! یارو “تراشه سیلیکونی” رو می خونه: “تراشه سی کیلوئی”!!! [1 نظر] اينو آیدین در ساعت 9:23 نوشت.
| ||||