مشغولیات

زندگى، خود مشغولیتی عظیم است!




شعار هفته

Many subsystems in data communication systems work best with random bit sequences.

K. Sam Shanmugam


 
 
آیدین كبیر در یک نگاه

اسم: آیدین خان
تاریخ تولد: خیلی وقت پیش
قد: ۱۷۷
وزن: داره می رسه به صد
رنگ چشم: قهوه‌ای تیره
رنگ مو: همون
تماس: ایمیل

اینم یه تیریپ عارفانه، ابلهانه از آیدین كبیر


بالا
 
آرشیو

بالا

نظريات عارفانه،
يادداشتهای ابلهانه

تراوشات ذهنی آیدین كبیر
 

نوشته‌های آیدین:

یکشنبه، 24 آگوست 2003     

معلوم نیست این مفسرای نابغه صدا و سیما، قبل از این که کشف بشن، کجای دنیا داشتن خاک می خوردن. یارو اومده می گه: انگلیس بیست ساله که جزایر مالویناس رو گرفته، پس روی آرژانتین نفوذ داره. صهیونیست ها هم که روی انگلیس نفوذ دارن، پس صهیونیستا از طریق انگلیس آرژانتین رو مجبور کردن که دادگاه حکم صادر کنه، بعد انگلیس سفیر قبلی ما رو بازداشت کرده!!!

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 10:35 نوشت.
.............................................................................................

شنبه، 23 آگوست 2003     

یکی دیگه از نقشایی که خیلی برای خودم می پسندم، “تک تیر انداز”ه. فقط می خوام بکُشم، با یه حرکت، بدون اینکه مواخذه بشم.

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 18:28 نوشت.
.............................................................................................

شنبه، 23 آگوست 2003     

حیف که دکتره خیلی ظاهر متشخصی داره، وگرنه نزدیک بود جلوش یه چرت و پرتی از دهنم در بره. برگشته می گه: اگه کوه میری فقط برو بالا، دیگه پایین نیا!!!

[2 نظر] اينو آیدین در ساعت 18:27 نوشت.
.............................................................................................

شنبه، 23 آگوست 2003     

آهای الکترونیک! قبول کن که مزخرفی بیش نیستی.

[3 نظر] اينو آیدین در ساعت 11:15 نوشت.
.............................................................................................

شنبه، 23 آگوست 2003     

یارو یه دستگاه ساخته که یه میدان مغناطیسی درست می کنه که شدتش هست: 0.1 نیکلا تسلا!!!

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 11:14 نوشت.
.............................................................................................

جمعه، 22 آگوست 2003     

به جای درس خوندن رفتیم جشنواره بستنی و شکلات و مانتوی تنگ و لوازم آرایش و ریختای عجیب غریب. در واقع وقتمونو تلف کردیم. من فقط احساس کردم که ناخودآگاه عقایدم یه مقداری تغییر کرده!

[4 نظر] اينو آیدین در ساعت 19:33 نوشت.
.............................................................................................

جمعه، 22 آگوست 2003     

گور بابای امتحان الکترونیک. انگار بالاخره دارم جواب می گیرم از این پروژه کارآموزی. البته من که به تواناییهای خودم ایمان داشتم. ولی خب خیلی خوشحال شدم که جواب داد.

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 11:13 نوشت.
.............................................................................................

جمعه، 22 آگوست 2003     

این اینترنت ساعتی آخرش منو می کشه.

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 11:12 نوشت.
.............................................................................................

جمعه، 22 آگوست 2003     

دیروز تو خونه مادربزرگم اینا یه سری عکس عتیقه پیدا کردم. یکیشون یه آقایی بود با یه سیبیل کلفت و یه اخم حسابی و یه مشت مدال رو سینه اش. سالارخان، پدربزرگ مادربزرگم بود. تاحالا عکس جوونیاشو ندیده بودم. در تواریخ نقل شده که این آدم اون وقتایی که زبونم لال، جوان بوده و خام، می خواسته با دختر ناصرالدین شاه تیریپ بذاره. بعدش اون زمانی که خرج یه سال یه خانواده می شده دو زار، سی هزارتومن خرج دختره می کنه. به این ترتیب سنت حسنه ولخرجی توی این فامیل پایه گذاری می شه و اینجوری می شه که تا میاد نوبت ما بشه، دیگه از پولاشون هیچی نمونده بوده که به ما برسه. البته هیچی هیچی که نه، یه خروار زمین هست که حدود بیست ساله که هیچ کس حالشو نداره بره دنبال سند و انحصار وراثتش! باید یه بررسی بکنم ببینم سنت حسنه تنبلی و بی حالی، از چه زمانی پایه گذاری شده. ولی حیف که حسش نیست!! خلاصه سی هزارتومن پول بی زبونو خرج می کنه و دختره هم همونطور که رسمشه اول همه پولا رو می خوره و بعد می فهمه که با تیریپ سالارخان حال نمی کنه. می خوام برم شکایت کنم از ورثه اش سی هزارتومن بگیرم. یه وقت می بینی خواستم خرج کسی بکنم!

[1 نظر] اينو آیدین در ساعت 11:11 نوشت.
.............................................................................................

پنج‌شنبه، 21 آگوست 2003     

خیلی فوری
اگه کسی هست که با MAX+plus کار کرده باشه و می تونه به من کمک کنه که بفهمم چه خاکی تو سرم بریزم، لطفا یه میل به eyedeen_r@yahoo.com بفرسته. خیلی ممنون.

[2 نظر] اينو آیدین در ساعت 15:05 نوشت.
.............................................................................................

پنج‌شنبه، 21 آگوست 2003     

دیگه تقریبا هروقت که می خوابم خواب می بینم که نتونستم این چیزی که تو کارآموزی ازم خواستن رو تموم کنم. چندان هم غیر ممکن نیست، بخصوص که این MAX+plus یه باگ خنده دار داره، به این صورت که هرچیزی که من بنویسم ازش ایراد می گیره!!!

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 15:04 نوشت.
.............................................................................................

پنج‌شنبه، 21 آگوست 2003     

دیگه جدی جدی دهنم سرویس شد. تو یه هفته شیش تا دندون پر کردم، هنوزم یه عالمه دیگه اش مونده.

[1 نظر] اينو آیدین در ساعت 9:18 نوشت.
.............................................................................................

سه‌شنبه، 19 آگوست 2003     

وقتایی که زانوم خیلی اذیتم می کنه یاد یه آیتم “ساعت خوش” می افتم. با صدای مهران مدیری که مدام می گفت: “دزدی که زانوانش به در آمد”!!!

[1 نظر] اينو آیدین در ساعت 20:02 نوشت.
.............................................................................................

سه‌شنبه، 19 آگوست 2003     

Well I jumped into the river
Too many times to make it home
I’m out here on my own, drifting all alone
If it doesn’t show give it time
To read between the lines
‘Cause I see the storm getting closer
And the waves they get so high
Seems everything We’ve ever known’s here
Why must it drift away and die?

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 18:38 نوشت.
.............................................................................................

سه‌شنبه، 19 آگوست 2003     

منم دقیقا همینی که علی می گه. خیلی زیاد.

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 18:37 نوشت.
.............................................................................................

یکشنبه، 17 آگوست 2003     

فقط همین یه دونه جنگولک بازی رو تو عمرم در نیاورده بودم که نیم ساعت مثل مجسمه دراز بکشم زیر یه دستگاهی که مدام قارقار می کنه که عکس زانوم از اون طرفش در بیاد. همش آرزو می کردم که یه حس شیشمی داشتم که اون میدان مغناطیسی لعنتی رو حس می کرد. مردم زیر این دم و دستگاها که می رن ذکر و دعا و اینجور چیزا می خونن، من داشتم ترانه های بون جووی و فردی مرکوری رو زمزمه می کردم!
به هرحال در روایات اومده که از نشانه های آخرالزمان اینه که آیدین کبیر ظرف دو هفته پنج بار در مراکز بهداشتی و درمانی دیده بشه!!!

[3 نظر] اينو آیدین در ساعت 16:42 نوشت.
.............................................................................................

یکشنبه، 17 آگوست 2003     

یارو گوش پاک کن می سازه، روش می نویسه:
Warning: do not use in nose or ear canal
آخه دلقک! پس من اینو خریدم که از دیوار آویزونش کنم؟ می خوام بکنم تو گوشم دیگه!!!

[1 نظر] اينو آیدین در ساعت 9:39 نوشت.
.............................................................................................

یکشنبه، 17 آگوست 2003     

لحظات قبل از خواب لحظات جالبی هستن. یه اتفاقی بین خودآگاه و ناخودآگاه ذهن می افته که نمی دونم دقیقا چیه. همیشه تو این لحظاته که بهترین ایده ها رو برای نوشتن دارم. دیشب هم همون موقع بود که بالاخره فهمیدم یه فیفو با دوتا آدرس پوینتر چه جوری کار می کنه.

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 9:38 نوشت.
.............................................................................................

یکشنبه، 17 آگوست 2003     

آخه کی حال داره وسط تابستون درس بخونه و امتحان بده که من دومیش باشم؟ اصلا نمی تونم این احساسو داشته باشم که هفته دیگه امتحانا شروع می شه. من که فقط درسام پاس بشه، مشروطم نشم، راضی ام.

[2 نظر] اينو آیدین در ساعت 9:37 نوشت.
.............................................................................................

شنبه، 16 آگوست 2003     

تازگیا عمل دماغ گرون شده؟ قدیما تو سالن انتظار فرودگاه آب و حوا بد نبود. امروز تنها چیزی که به چشم می خورد دماغای اورژینال بود. هرکدومشون یه پولیپ داشتن به این گندگی! یه سری هم یه قوز قائمه داشتن!! اصلا جای همگی خالی. دماغ پارتی بود.

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 21:06 نوشت.
.............................................................................................

 

مطالب اخیر

نظرات اخیر

© TGEIK نظریات عارفانه، یادداشتهای ابلهانه 2026 - 2002