دوشنبه، 1 سپتامبر 2003
هر کجا هستم باشم
به تو چه؟!
|
مشغولیات زندگى، خود مشغولیتی عظیم است!
شعار هفته Many subsystems in data communication systems work best with random bit sequences. K. Sam Shanmugam
آیدین كبیر در یک نگاه
اسم: آیدین خان تاریخ تولد: ۱۸ دی ۱۳۶۱ قد: ۱۷۷ وزن: داره می رسه به صد رنگ چشم: قهوهای تیره رنگ مو: همون تماس: ایمیل اینم یه تیریپ عارفانه، ابلهانه از آیدین كبیر
بالا
آرشیو
بالا |
|
نظريات عارفانه،
يادداشتهای ابلهانه تراوشات ذهنی آیدین كبیر نوشتههای آیدین:دوشنبه، 1 سپتامبر 2003هر کجا هستم باشم یکشنبه، 31 آگوست 2003ببین کار به کجا رسیده که وظیفه زنگ زده به من آمار می ده. خوب شد اول به من گفت که از قبل قضیه رو می دونستم، وگرنه اگه پخشش می کرد، گند می زد به زندگی مردم. [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 9:18 نوشت.یکشنبه، 31 آگوست 2003بعد از تفکرات فراوان الکتروفیزیکوفلسفی، به این نتیجه رسیدم که فرکانس تنها چیزیه که نسبی نیست و وابسته به شرایط نیست. از فردا هم می خوام یه مذهب جدید بسازم و توش به پرستش فرکانس رو بیارم!!! [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 9:17 نوشت.شنبه، 30 آگوست 2003بسه دیگه، چیو داری آزمایش می کنی؟ من کم اوردم. تمومش کن [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 20:06 نوشت.شنبه، 30 آگوست 2003پس سهم من چی می شه؟ [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 20:05 نوشت.شنبه، 30 آگوست 2003هاه! الآن داشتم حساب می کردم دیدم از امروز تا دو هفته دیگه هیچ فامیل نزدیکی نداریم که بشه تو تهران پیداش کرد. اینم یه مدل تنهاییه دیگه!!! [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 20:04 نوشت.شنبه، 30 آگوست 2003خیلی خواب شیرینی بود، ولی فقط در همون حد خواب می مونه! [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 10:21 نوشت.شنبه، 30 آگوست 2003مهمترین چیزی که با خودش برد، اندازه مصرف دو هفته، فلفل قرمز بود!!! [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 10:20 نوشت.شنبه، 30 آگوست 2003شماره موبایلشو گرفتم، برداشته می گه بنده اندر توالت هستم. جمعه، 29 آگوست 2003این فاجعه اس. آخه این کفاره کدوم گناهه؟ باید کنترل اعصابمو صدبرابر کنم وگرنه یه کاری دست خودم می دم. [2 نظر] اينو آیدین در ساعت 20:18 نوشت.جمعه، 29 آگوست 2003ماشالا زندگی نیست که، فیلم هندیه. [1 نظر] اينو آیدین در ساعت 14:49 نوشت.جمعه، 29 آگوست 2003بو کن مرا پنجشنبه، 28 آگوست 2003اگه الآن پارسال یا پیارسال بود خیلی خوشحال بودم. ولی حالا نیستم. نمی دونم چرا. بخدا اصلا آدمی نیستم که اهل کینه و این حرفا باشم، ولی اینو دیگه هیچ رقم با تیریپش حال نمی کنم. [10 نظر] اينو آیدین در ساعت 20:26 نوشت.پنجشنبه، 28 آگوست 2003آدمی که درس نخونه خب می ره سینما دیگه! پنجشنبه، 28 آگوست 2003به سراغ وی اگر می آیید پنجشنبه، 28 آگوست 2003دیشب قرار بود مریخ بیاد این طرفا؟ صبح که تو روزنامه خوندمش، گفتم خب شب می رم رو پشت بوم می بینمش دیگه. بعدا ساعت یازده که داشتم می رفتم آشغالا رو بذارم دم در دیدم همسایه روبرویی و دخترش دارن می رن بالا. باخودم فکر کردم این وقت شب رو پشت بوم چیکار دارن اینا! ولی عقلم نرسید دیگه. حتی اگه تیریپ وظیفه رو اجرا می کردم باید دنبالشون می رفتم ببینم اون بالا چه خبره! بعدم که دوباره نشستم پای کامپیوتر و یه مقدار دیگه VHDL نوشتم و بعدم آنلاین شدم، حوالی ساعت دوازده و نیم بود که یادم افتاد این مریخ شصت هزار سال جون کنده که بیاد پیش ما، ولی هرچی پیش خودم فکر کردم دیدم اصلا حسش نیست که از جام بلند بشم و همه قفلا رو باز کنم و با زانوهای به در آمده، شونصد تا پله برم بالا. تازه به فرضم که می رفتم، چه جوری باید بین اون همه نقطه بی مصرف، مریخو پیدا می کردم؟ تازه اگه پیداش می کردم می ترسیدم که این مارس، یه جنگی چیزی راه بندازه و حوصله دردسر نداشتم. و اینگونه شد که آخرشم نفهمیدم مریخ و مارس و بهرام، سه تاییشون چندتا هستن و قیافه اشون چه ریختیه. حالا شصت هزار سال دیگه وقت هست، دفعه بعدی شاید رفتم دیدمش. [1 نظر] اينو آیدین در ساعت 18:55 نوشت.چهارشنبه، 27 آگوست 2003وای این حرفای جلسه قبل از عید ابریشمیان رو باید قاب بگیرن، بزنن تو آموزش، بالای سر آفریدون. حیف که گفته نرین همه جا پخشش کنین وگرنه می نوشتم!!! [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 19:43 نوشت.چهارشنبه، 27 آگوست 2003خیلی هنر می کنی که راست می گی؟ اگه راست می گی دروغ بگو. [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 19:42 نوشت.سهشنبه، 26 آگوست 2003هاه! این وضعیتو دوست دارم. خیلی. [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 18:54 نوشت.سهشنبه، 26 آگوست 2003الآن که فکر می کنم می بینم که تو تمام زمانهایی که فکر می کردم دارم فکر می کنم، اصلا فکرم کار نمی کرده. راستش خودمم نفهمیدم چی گفتم، ولی منظورم یه چیزی بود تو همین مایه ها. [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 18:53 نوشت.
| ||||