مشغولیات

زندگى، خود مشغولیتی عظیم است!




شعار هفته

Many subsystems in data communication systems work best with random bit sequences.

K. Sam Shanmugam


 
 
آیدین كبیر در یک نگاه

اسم: آیدین خان
تاریخ تولد: خیلی وقت پیش
قد: ۱۷۷
وزن: داره می رسه به صد
رنگ چشم: قهوه‌ای تیره
رنگ مو: همون
تماس: ایمیل

اینم یه تیریپ عارفانه، ابلهانه از آیدین كبیر


بالا
 
آرشیو

بالا

نظريات عارفانه،
يادداشتهای ابلهانه

تراوشات ذهنی آیدین كبیر
 

نوشته‌های آیدین:

پنج‌شنبه، 4 سپتامبر 2003     

بچه جون! فکر می کردم تمومش کرده باشی. خاک تو سرت کنن آیدین.

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 1:47 نوشت.
.............................................................................................

پنج‌شنبه، 4 سپتامبر 2003     

دوستان لطف کردن و بعد از مدتها ما رو بردن استخر. دیگه پیری رو به چشم دیدم. چهار تا عرض که رفتم، دیگه ضربان قلبم داشت از تو دهنم در می اومد، نفسم هم اصلا در نمی اومد!!!

[1 نظر] اينو آیدین در ساعت 1:46 نوشت.
.............................................................................................

چهارشنبه، 3 سپتامبر 2003     

روحیات مولانا جین جین رو تو هر دوره ای که بررسی کنی، داد می زنه که اهل کدوم دبیرستان بوده. (1 – 2) ما که کوچیکشیم.

[1 نظر] اينو آیدین در ساعت 9:53 نوشت.
.............................................................................................

چهارشنبه، 3 سپتامبر 2003     

هاه! این بود اون امتحانی که شیش ماهه داری راجبش ادعا می کنی؟ فکر کنم باید بیست رو بیخیال شم. حتی بیشتر.

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 9:33 نوشت.
.............................................................................................

سه‌شنبه، 2 سپتامبر 2003     

از قدیم گفتم که تو این مملکت چگالی آدمای خل خیلی بالاس. اونم نه خل عادی. اینا یه پیشوندم دارن! به هر حال این بابا هم یه دونه از اون خلای دونبشه که حتی روی ما دراکل رو کم کرده.

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 10:25 نوشت.
.............................................................................................

سه‌شنبه، 2 سپتامبر 2003     

هاها! یارو سرچ کرده “گزارش کارآموزی در مخابرات” از اینجا سردر اورده.
داداش! اگه اون گزارشو پیدا کردی، یه کپی هم برای من بگیر از روش که خودم بدجوری لنگم.

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 10:24 نوشت.
.............................................................................................

سه‌شنبه، 2 سپتامبر 2003     

امتحان اصول میکرو در سه پرده:
1- یک شنبه صبح
خودمو بکشم هم تا دم امتحان نمی رسم حتی جزوه رو ورق بزنم. بقیه اش دیگه بر می گرده به مدل سوالا و تخیل خودم.
2- دوشنبه صبح
یاد اون دلقکه افتادم که تو ادبیات دوم دبیرستان بود. عالم بزرگ، محمد بن جریر طبری. می گفت: امسیت غیر عروضی و اصبحت عروضیا. معنیش می شه شب هیچی از عروض بارم نبود و صبح عروضی بودم. حالا اینم حکایت ماست: اصبحت غیر میکروی و امسیت میکرویا!!!
3- دوشنبه عصر
لعنتی! بدجوری حواسم پرته. معلوم نیست چه غلطی داشتم می کردم. اول که از امتحان اومدم بیرون گفتم کامل نوشتم. بعد فهمیدم اون تایمر مسخره رو یادم رفته Reload کنم. با اینکه موقع الگوریتم ساختن یادم بود که باید manual reload بشه. بعدم تو ماشین معلوم شد لچ های ورودی و خروجی سیستم یادم رفته! تازه سر امتحان هم نزدیک بود از دهنم در بره و بنویسم خازن بخش ac سیگنال رو حذف می کنه!! احتمالا تا چند ساعت دیگه معلوم می شه که بالای ورقه هم به جای اسمم نوشتم محمدباقر حکیم!!!

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 6:59 نوشت.
.............................................................................................

دوشنبه، 1 سپتامبر 2003     

تو موسیقی گوش کردن، تنوع خیلی مهمه.

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 5:58 نوشت.
.............................................................................................

دوشنبه، 1 سپتامبر 2003     

یه سیستم پیچیده گردشی درست کردیم تو پارکینگ که جای هر همسایه رو تعیین می کنه. چندتا از همسایه ها نیستن، یکیشون یه فامیلی داره که اخیرا پارکینگ اینجا رو کرده مکان! روزدرمیون ماشینشو میاره اینجا پارک می کنه. بعدم جای دوتا ماشینو باهم می گرفت که یکیش جای ما بود، مام ماشینو می بردیم یه جای بی شماره (به قول معروف unimplemented) پارک می کردیم. الآن نصفه شبی اومده و جای یکی دیگه از همسایه ها رو اشغال کرده، اونم اومده و صداش کرده که جاشو درست کنه، طرف زنگ زده خونه ما و می گه شما جای من پارک کردین! منم رفتم پایین، می گه ایلده این شماره شیش که شما پارک کردین جای منه! منم رفتم برنامه رو نگاه کرده بهش می گم شما که جاتون چهاره! یهو کم اورد زد کانال دو:
– هَن؟! منین پارکینگی التی ده! سنین پارکینگی درت دی! سن منین پارکینگی اشغالین! بو ماشینی چخ بیوه ده، منین پارکینگی التی ده!!!….
=آآ (آقا) من ترکی ببیلمیرم.
– هَن؟! ترکی بیلمیسن؟ ایلده پس الآن من کجا پارک کنم؟
= عرض کردم خدمتتون، شماره چهار.
– هن!
بعدم رفت جاشو درست کرد و همه سر جای خودشون پارک کردن. همینا باعث می شن که اسم ما ترکا بد در بره دیگه! یارو یه جدول ساده رو نمی تونه بخونه، بعدم دعوا می کنه.

[3 نظر] اينو آیدین در ساعت 0:22 نوشت.
.............................................................................................

دوشنبه، 1 سپتامبر 2003     

هر کجا هستم باشم
به تو چه؟!

[1 نظر] اينو آیدین در ساعت 0:21 نوشت.
.............................................................................................

یکشنبه، 31 آگوست 2003     

ببین کار به کجا رسیده که وظیفه زنگ زده به من آمار می ده. خوب شد اول به من گفت که از قبل قضیه رو می دونستم، وگرنه اگه پخشش می کرد، گند می زد به زندگی مردم.

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 9:18 نوشت.
.............................................................................................

یکشنبه، 31 آگوست 2003     

بعد از تفکرات فراوان الکتروفیزیکوفلسفی، به این نتیجه رسیدم که فرکانس تنها چیزیه که نسبی نیست و وابسته به شرایط نیست. از فردا هم می خوام یه مذهب جدید بسازم و توش به پرستش فرکانس رو بیارم!!!

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 9:17 نوشت.
.............................................................................................

شنبه، 30 آگوست 2003     

بسه دیگه، چیو داری آزمایش می کنی؟ من کم اوردم. تمومش کن

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 20:06 نوشت.
.............................................................................................

شنبه، 30 آگوست 2003     

پس سهم من چی می شه؟

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 20:05 نوشت.
.............................................................................................

شنبه، 30 آگوست 2003     

هاه! الآن داشتم حساب می کردم دیدم از امروز تا دو هفته دیگه هیچ فامیل نزدیکی نداریم که بشه تو تهران پیداش کرد. اینم یه مدل تنهاییه دیگه!!!

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 20:04 نوشت.
.............................................................................................

شنبه، 30 آگوست 2003     

خیلی خواب شیرینی بود، ولی فقط در همون حد خواب می مونه!

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 10:21 نوشت.
.............................................................................................

شنبه، 30 آگوست 2003     

مهمترین چیزی که با خودش برد، اندازه مصرف دو هفته، فلفل قرمز بود!!!

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 10:20 نوشت.
.............................................................................................

شنبه، 30 آگوست 2003     

شماره موبایلشو گرفتم، برداشته می گه بنده اندر توالت هستم.
می گم خوشوقتم، بنده هم آیدین هستم!!!

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 10:19 نوشت.
.............................................................................................

جمعه، 29 آگوست 2003     

این فاجعه اس. آخه این کفاره کدوم گناهه؟ باید کنترل اعصابمو صدبرابر کنم وگرنه یه کاری دست خودم می دم.

[2 نظر] اينو آیدین در ساعت 20:18 نوشت.
.............................................................................................

جمعه، 29 آگوست 2003     

ماشالا زندگی نیست که، فیلم هندیه.

[1 نظر] اينو آیدین در ساعت 14:49 نوشت.
.............................................................................................

 

مطالب اخیر

نظرات اخیر

© TGEIK نظریات عارفانه، یادداشتهای ابلهانه 2026 - 2002