یکشنبه، 28 سپتامبر 2003
And I swear that I don’t have a gun
No I don’t have a gun
No I don’t have a gun
No I don’t have a gun
No I don’t have a gun
No I don’t have a gun…
|
مشغولیات زندگى، خود مشغولیتی عظیم است!
شعار هفته Many subsystems in data communication systems work best with random bit sequences. K. Sam Shanmugam
آیدین كبیر در یک نگاه
اسم: آیدین خان تاریخ تولد: خیلی وقت پیش قد: ۱۷۷ وزن: داره می رسه به صد رنگ چشم: قهوهای تیره رنگ مو: همون تماس: ایمیل اینم یه تیریپ عارفانه، ابلهانه از آیدین كبیر
بالا
آرشیو
بالا |
|
نظريات عارفانه،
يادداشتهای ابلهانه تراوشات ذهنی آیدین كبیر نوشتههای آیدین:یکشنبه، 28 سپتامبر 2003And I swear that I don’t have a gun یکشنبه، 28 سپتامبر 2003همسایه هه مرد. من اگه جای شوهرش بودم احتمالا می رفتم فیلسوفی چیزی می شدم. شنبه، 27 سپتامبر 2003سر کلاس کلانتری حالم بد شده بود ولی جرات نمی کردم جلوی اون بداخلاق از کلاس برم بیرون. می ترسیدم یهو سر کلاس بمیرم، بعد کلانتری عصبانی بشه، بزنه منو بکشه! خیلی جالب شده بود، زبونم خواب رفته بود، بازوهام بیحس شده بود. نبضم هم تو گلوم حس می شد!!! شنبه، 27 سپتامبر 2003یکی دیگه از قوانین کلی زندگی یه همچین چیزیه: جمعه، 26 سپتامبر 2003بعد از گل سوم اردن، دوربین داشت جایگاه رو نشون می داد. اتفاقا یه آقای عرب کله گنده اونجا بود که نمی دونم کی بود، یه سیگار برگ گوشه لبش بود و داشت یه کار خلاف ادب می کرد. جالبه که نه اون دوربین چی متوجه قضیه شده بود و نه سانسورچی های صداوسیما! [5 نظر] اينو آیدین در ساعت 20:37 نوشت.پنجشنبه، 25 سپتامبر 2003تقریبا همه آدما همینجوری هستن. درست توی لحظه ای که نباید، وارد زندگیت می شن. بعد هم دوباره توی لحظه ای که نباید، ترکت می کنن. [5 نظر] اينو آیدین در ساعت 19:54 نوشت.پنجشنبه، 25 سپتامبر 2003بذار خیالتو راحت کنم. نه تو، و نه هیچ کس دیگه، نمی تونین. فکر نمی کنم هیچ وقت کسی پیدا بشه که اون چیزی که من می خوام رو بهم بده. درواقع حتی فکر نمی کنم کسی پیدا بشه که بفهمه چی می خوام. عیب نداره، بالاخره منم یه جوری باهاش کنار میام… [1 نظر] اينو آیدین در ساعت 18:54 نوشت.پنجشنبه، 25 سپتامبر 2003دوتا قاتل گرفته بودن، در شهر داشت باهاشون مصاحبه می کرد. یکیشون می گفت: ” دفعه اول هردو با هم رفتیم و محل رو بررسی کردیم. دفعه دوم نه من رفتم نه اون. دفعه سوم هم خودش رفت!!!” [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 18:20 نوشت.پنجشنبه، 25 سپتامبر 2003اومدم خونه می بینم یه کاغذ گذاشتن اینجا، روش نوشته: پنجشنبه، 25 سپتامبر 2003واقعا که! تو چه جوری ادعای پیغمبری می کنی، وقتی که تعالیم خودت رو یادت رفته؟!!! [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 17:10 نوشت.پنجشنبه، 25 سپتامبر 2003این پانته آ بهرام هم به چشم خواهری خیلی خوشگله ها!!! [3 نظر] اينو آیدین در ساعت 17:09 نوشت.سهشنبه، 23 سپتامبر 2003MUSIC سهشنبه، 23 سپتامبر 2003خیلی دلم می خواست الآن تو شمال نشسته بودم تو ایوون. به شرطی که الآن یکی از شبای بارونی زمستون بود. لذتشو با کمتر چیزی می تونم مقایسه کنم. صد ساله که زمستون نرفتم شمال. [1 نظر] اينو آیدین در ساعت 19:50 نوشت.سهشنبه، 23 سپتامبر 2003می خوام “انجمن مبارزه با آدمای رو اعصاب” راه بندازم. حوصله بعضی آدما رو دیگه اصلا ندارم. [4 نظر] اينو آیدین در ساعت 11:06 نوشت.دوشنبه، 22 سپتامبر 2003مار می خواست با پونه تیریپ بذاره. پونه رفت جلوی خونه ممد آقا بقال سبز شد!!! [1 نظر] اينو آیدین در ساعت 19:12 نوشت.دوشنبه، 22 سپتامبر 2003جاااااان! آدم تو این ساختمون هیچ وقت دلش واسه دیوونه خونه تنگ نمی شه. دوشنبه، 22 سپتامبر 2003من گربه نیستم که با یه نوازش و یه تیکه آشغال گوشت، تا آخر عمرم، حتی اگه بخوان با لگد از شرم خلاص بشن، جلوی یه خونه بشینم و تنها کارم این باشه که خودمو لوس کنم، بلکه بازم یه چیزی برای خوردن گیرم بیاد. من سگم. خیلی باید باهام خوب باشی که بتونی نظرمو جلب کنی. بعدش وفادار می مونم. دوباره باید خیلی اذیتم کنی که ازت صرف نظر کنم. ولی اگه رفتم، دیگه رفتم. پشت سرمم نگاه نمی کنم. [5 نظر] اينو آیدین در ساعت 17:36 نوشت.یکشنبه، 21 سپتامبر 2003حالا خنده دار این بود که امید دیروز یه معنی جدید برای کلمه مدرن اختراع کرد. بعد ما امروز صصبح رفتیم سر کلاس و نکویی همش فرق کنترل کلاسیک و کنترل مدرن رو توضیح می ده. مساله ما این بود که با اون تعریف، کل کنترل برای مخابراتیا مدرن به حساب میاد!!! [2 نظر] اينو آیدین در ساعت 20:00 نوشت.یکشنبه، 21 سپتامبر 2003دیگه اختیار زبونم دست خودم نیست. یهو به خودم میام و می بینم دارم یه چیز خیلی بد رو تو یه جمعی می گم که خیلی رودرواسی دارم. فکر کنم همه هم حس کرده باشن اینو. [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 19:59 نوشت.یکشنبه، 21 سپتامبر 2003حسادت دخترونه از اون چیزاییه که هیچ وقت درکش نکردم و احتمالا نخواهم کرد. [4 نظر] اينو آیدین در ساعت 19:58 نوشت.
| ||||