مشغولیات

زندگى، خود مشغولیتی عظیم است!




شعار هفته

Many subsystems in data communication systems work best with random bit sequences.

K. Sam Shanmugam


 
 
آیدین كبیر در یک نگاه

اسم: آیدین خان
تاریخ تولد: خیلی وقت پیش
قد: ۱۷۷
وزن: داره می رسه به صد
رنگ چشم: قهوه‌ای تیره
رنگ مو: همون
تماس: ایمیل

اینم یه تیریپ عارفانه، ابلهانه از آیدین كبیر


بالا
 
آرشیو

بالا

نظريات عارفانه،
يادداشتهای ابلهانه

تراوشات ذهنی آیدین كبیر
 

نوشته‌های آیدین:

دوشنبه، 9 فوریه 2004     

آخه شیکمو! آنفلوانزای شترمرغی گرفتی و بدون کمک دهنت هیچ جوری نمی تونی نفس بکشی. بعد می رسی به یه سری شیرینی کیشمیشی و دوتاشو باهم می چپونی تو دهنت؟ حقته اگه خفه بشی!

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 10:58 نوشت.
.............................................................................................

دوشنبه، 9 فوریه 2004     

اون چیزی که مهمه اینه که بفهمی اون چیزی که مهمه چیه.

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 10:57 نوشت.
.............................................................................................

یکشنبه، 8 فوریه 2004     

خوب که فکر می کنم می بینم تعداد آدمایی که ازشون بدم میاد سر به فلک می کشه. بد اومدن به احتمال زیاد یه مساله دوطرفه اس. به جهنم.

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 20:22 نوشت.
.............................................................................................

یکشنبه، 8 فوریه 2004     

از استاد الکترونیک 2 هم بدم میاد. دلم می خواد با کلید رو دویست و شیش آبیش بنویسم بی شرفا رو می گیرن.

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 20:21 نوشت.
.............................................................................................

یکشنبه، 8 فوریه 2004     

از همسایه محضردارمون هم بدم میاد. وقتی بهم می گه عمو، دلم می خواد یه لگد بزنم به فلان جاش که کله اش بخوره به سقف پارکینگ.

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 20:20 نوشت.
.............................................................................................

یکشنبه، 8 فوریه 2004     

احساس می کنم از ناظمام بدم میاد. از اون پنج تای اولی. همون پنج تایی که هرروز به یه بهانه ای با خط کش و مشت و لگد می افتادن به جون من و بعدشم ولیمو صدا می کردن که بهش یادآوری کنن چه بچه بی تربیتی داره. همونایی که وقتی یه بچه هفت هشت ساله رو می زدن خیال می کردن قهرمان کاراته شدن. اشتباه می کردن که صداش می کردن. مشکل من اکتسابی نبود. ژنتیکی بود. همیشه با نظم های بشری مشکل داشتم.

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 20:01 نوشت.
.............................................................................................

یکشنبه، 8 فوریه 2004     

به درستیکه آنان که سرشان به سنگ خورد را سنگ بر سر و آن دیگران را خاک بر سر نام نهادیم.

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 17:45 نوشت.
.............................................................................................

شنبه، 7 فوریه 2004     

The lord weeps with me
But my tears fall for you

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 20:38 نوشت.
.............................................................................................

شنبه، 7 فوریه 2004     

Toll no bell for me, Father
But let this cup of suffering pass from me
Send me no shepherd to heal my world
But the Angel – the dream foretold
Prayed more than thrice for You to see
The wolf of loneliness in me

[1 نظر] اينو آیدین در ساعت 20:26 نوشت.
.............................................................................................

جمعه، 6 فوریه 2004     

یارو اومده بود که اف اف ساختمونو عوض کنه. داشت توضیح می داد که چرا بعضی جاها باید سیم کشی رو دستکاری کنه. می گفت اینا دیجیتاله، یعنی صدا مستقیم از دهنی نمی ره به گوشی. صدا از توی آی سی و ترانزیستور رد می شه!
ساده اس، خیلی ساده. حالا تو برو خودتو بکش و صد و چهل واحد پاس کن. آخرشم نمی تونی یه اف اف عوض کنی.

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 20:11 نوشت.
.............................................................................................

جمعه، 6 فوریه 2004     

به نظر میاد خیلی کار زشتی باشه که بعد از چند سال که دوستای قدیمیتو می بینی، به تک تکشون یادآوری کنی که هرکدومشون رو کجا دیدی که با یه دختری بوده و به روش نیاورده که تورو دیده!!!

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 16:03 نوشت.
.............................................................................................

جمعه، 6 فوریه 2004     

یه دست فوری به سر و روی اینجا کشیدم.
شعار هفته و لینکها به روز شدن.
آهنگشم که هرکی neverhood بازی کرده باشه حتما شنیده.
راستی! احتمالا اینجا به زودی یه همکار جدید پیدا می کنم!

[2 نظر] اينو آیدین در ساعت 9:57 نوشت.
.............................................................................................

جمعه، 6 فوریه 2004     

یه آهنگ خوب قدیمی می خوام داونلود کنم، سالها هم که تو کازا بگردی پیدا نمی شه که نمی شه. حالا بیا یه دور برای امینم سرچ کن، تا فردا صبح فقط لیستش درازتر می شه. مردم دنیا سلیقه موسیقیشون به درد عمشون می خوره.

[3 نظر] اينو آیدین در ساعت 8:31 نوشت.
.............................................................................................

جمعه، 6 فوریه 2004     

می خوام اسم بچه ام یه اسم ایرانی خیلی اصل باشه. یه چیزی تو مایه های “بردیای دروغین”.

[2 نظر] اينو آیدین در ساعت 8:30 نوشت.
.............................................................................................

جمعه، 6 فوریه 2004     

تنبلی و کالیبر بالا یه فایده هایی هم داره. مثلا اینکه وقتی هزار تا جوراب شسته شده از تو ماشین لباسشویی میاد بیرون، جورابای من خیلی راحت قابل تشخیصن، چون تو این خونه فقط منم که جورابامو پشت و رو از پام در میارم!

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 8:29 نوشت.
.............................................................................................

جمعه، 6 فوریه 2004     

آخه عکس موری رو بزنن تو تالار افتخارات دبیرستان، عکس من اونجا نباشه؟! یه عکس خودمو چاپ می کنم می برم می چسبونم اونجا!

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 8:28 نوشت.
.............................................................................................

جمعه، 6 فوریه 2004     

آخه کاهدون که مال خودت بود. پول کاهشم که خودت دادی. مجبور بودی اینقدر بخوری که هنوز احساس کنی داری کباب بالا میاری؟

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 7:37 نوشت.
.............................................................................................

جمعه، 6 فوریه 2004     

کاش آدما می فهمیدن که مرز اون چیزی که اسمشو گذاشتن عشق، با خودخواهی اونقدر باریکه که معمولا کسی نمی فهمه ازش رد شده.

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 7:36 نوشت.
.............................................................................................

پنج‌شنبه، 5 فوریه 2004     

اجازه اشتباه ندارم. اولین اشتباه، آخرین اشتباهه.

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 11:48 نوشت.
.............................................................................................

سه‌شنبه، 3 فوریه 2004     

فکرشو که بکنی می بینی که عجب آدمای تعطیلی هستیما!
تو اون خرتوخری که همه دارن می زنن تو سر خودشون که چارتا دونه واحد بگیرن و همه اعصاباشون خورده، با امید رفتیم لبه پیشخون بایگانی آموزش نشستیم. امید برگه انتخاب واحدشو داده دست علی، علی داره برای امید واحد می گیره. بعد از هر واحد برمی گرده می گه امید فلان درسو گرفتی! بعد سه تایی بلند می گیم ششیییییره!!! حیف که آخرش رودی فولر اومد دعوامون کرد!

[1 نظر] اينو آیدین در ساعت 19:07 نوشت.
.............................................................................................

 

مطالب اخیر

نظرات اخیر

© TGEIK نظریات عارفانه، یادداشتهای ابلهانه 2026 - 2002