|
مشغولیات زندگى، خود مشغولیتی عظیم است!
شعار هفته Many subsystems in data communication systems work best with random bit sequences. K. Sam Shanmugam
آیدین كبیر در یک نگاه
اسم: آیدین خان تاریخ تولد: خیلی وقت پیش قد: ۱۷۷ وزن: داره می رسه به صد رنگ چشم: قهوهای تیره رنگ مو: همون تماس: ایمیل اینم یه تیریپ عارفانه، ابلهانه از آیدین كبیر
بالا
آرشیو
بالا |
|
نظريات عارفانه،
يادداشتهای ابلهانه تراوشات ذهنی آیدین كبیر نوشتههای آیدین:شنبه، 14 فوریه 2004خواب دیدم اون پشت سلف، دم ساختمون آزمایشگاهای قدرت، روی اون مسیر شیبداری که به طرف بالا می ره خوابیدم. اونجا خیلی پهنه ولی همش احساس می کردم اگه غلت بزنم می افتم پایین. انگار برای یکی دیگه هم اون بغل جا پهن کرده بودن که بخوابه. نمی دونم کی بود. [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 19:43 نوشت.شنبه، 14 فوریه 2004انگار که یه سوژه خبری عالی باشی. ده تا خبرنگار می ریزن سرت و لحظه به لحظه ازت عکس می گیرن. نور فلاش دوربینا مدام دیده می شه. خاطراتم رو مثل همون فلاش ها داشتم می دیدم این چند روز. [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 19:42 نوشت.شنبه، 14 فوریه 2004وقتی آدم چهار روز هم صحبت نداشته باشه، همش می شینه فکر می کنه. کلا به یه نتایج جالبی هم رسیدم. ولی نتایجش یه جوریه که می ترسم کم کم یا رعد و برق بخوره تو سرم، یا سنگ بشم. [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 19:41 نوشت.شنبه، 14 فوریه 2004بازم یه مقدار خیالم راحته که هرقدرم دستش بلرزه، بازم چاقوش نزدیک به هیچکدوم از رگای اصلی نیست! هرچند که نباید فراموش کرد که من یه جونعزیز بالفطره ام. [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 19:39 نوشت.شنبه، 14 فوریه 2004The way is long but the end is near شنبه، 14 فوریه 2004یه مقداری هم یاد اون موقعی افتادم اون که فکر می کرد همه عشقا دروغه و منم هیچ رفتاری از خودم نشون ندادم که بهش بگم اشتباه می کنه. شاید حتی ناخودآگاه کمکش کردم که به این نتیجه برسه. شاید چون هنوز نمی تونستم فکر مسئولیت پذیریشو بکنم. شنبه، 14 فوریه 2004Your breath is sweet شنبه، 14 فوریه 2004در راستای اینکه اخیرا جو تفکرات فلسفی در احوالات شما آدمیان خاکی خیلی وجود مارا فراگرفته، امروز نشسته بودم داشتم فکر می کردم، که یهو به این نتیجه رسیدم که این ولنتاین بسیار چیز مزخرف و بی معنی ای است و هرکس که بخواد به عنوان روز عشاق ازش نام ببره، خیلی آدم عشق ندیده ای می باشد! توضیح هم نمی دم، چون جنبه اشو ندارین، بعدا دعوا می شه، حوصله ندارم. شنبه، 14 فوریه 2004هاهاها چقدر جلوی قانون شلوغ بود امروز. آدم کلی خنده اش می گیره. چقدرم که کافی شاپا شلوغ بودن! تو این مملکت این همه زوج جوان داریم؟! مساله اینه که بیشترشون حداکثر تا چند ماه دیگه به هم می خوره. [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 18:16 نوشت.جمعه، 13 فوریه 2004پوریا! من موندم تو چه جوری می فهمی من کی می خوام بخوابم که درست همون موقع زنگ می زنی. [1 نظر] اينو آیدین در ساعت 9:34 نوشت.جمعه، 13 فوریه 2004یکی از مهمترین کارا این بود که یه جوری یه مدت از رانندگی زده بشم که جاده چالوس امروز این مساله رو برام حل کرد. [3 نظر] اينو آیدین در ساعت 9:33 نوشت.جمعه، 13 فوریه 2004من آخرش ورژن ایرانی ناتوردشت رو می نویسم. نقش هولدن هم حتما به خودم می رسه. [1 نظر] اينو آیدین در ساعت 9:32 نوشت.جمعه، 13 فوریه 2004Home Sweet Home [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 7:26 نوشت.دوشنبه، 9 فوریه 2004Didn’t you read the tale دوشنبه، 9 فوریه 2004Another beauty Loved by a Beast دوشنبه، 9 فوریه 2004به نظر میاد آخرین اشتباه یه جایی اتفاق افتاده و من نفهمیدم. [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 19:34 نوشت.دوشنبه، 9 فوریه 2004تو یکی از کلاسا رو دیوار یه کاغذ چسبوندن، نوشته: “آنکه خود را ابدی شناخت، فکر ابد می کند.” دوشنبه، 9 فوریه 2004فکر کنم قابلیتشو دارم که رکورد ایوب رو بشکونم. حالا ببینم انگیزه اش هست یا نه. [1 نظر] اينو آیدین در ساعت 18:43 نوشت.دوشنبه، 9 فوریه 2004آدم سر از کار این آزمایشگاها در نمیاره. قبول، وقتی گلبول قرمز کم باشه خب ممکنه اکسیژن درست حسابی به آدم نرسه. ولی دیگه زیاد بودنش عیبش چیه که زیرش خط قرمز کشیدی! [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 15:56 نوشت.
| ||||