مشغولیات

زندگى، خود مشغولیتی عظیم است!




شعار هفته

Many subsystems in data communication systems work best with random bit sequences.

K. Sam Shanmugam


 
 
آیدین كبیر در یک نگاه

اسم: آیدین خان
تاریخ تولد: ۱۸ دی ۱۳۶۱
قد: ۱۷۷
وزن: داره می رسه به صد
رنگ چشم: قهوه‌ای تیره
رنگ مو: همون
تماس: ایمیل

اینم یه تیریپ عارفانه، ابلهانه از آیدین كبیر


بالا
 
آرشیو

بالا

نظريات عارفانه،
يادداشتهای ابلهانه

تراوشات ذهنی آیدین كبیر
 

نوشته‌های آیدین:

یکشنبه، 28 مارس 2004     

هوس کردم تو اتاقم یه پتروداکتیل نگه دارم. احتمالا فردا پس فردا می رم میدوم گمرک. کسی باهام نمیاد؟
راستی! کسی می دونه هواپیمای عمود پرواز رو از کجا باید خرید؟

[3 نظر] اينو آیدین در ساعت 19:14 نوشت.
.............................................................................................

پنج‌شنبه، 25 مارس 2004     

پرستار! تو مثلا باید به فکر جون من باشی، اونوقت میای تئوری وردنه رو تشریح می کنی؟!

[4 نظر] اينو آیدین در ساعت 16:23 نوشت.
.............................................................................................

پنج‌شنبه، 25 مارس 2004     

اگه یه وقت به من بگن بشین “ترین ها” بنویس، مقام رومانتیک ترین کلمه رو به آفتابه می دم.

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 16:22 نوشت.
.............................................................................................

پنج‌شنبه، 25 مارس 2004     

می گن که اسکل رو که بندازی هوا، هزار تا چرخ می زنه. بازم اسکل میاد پایین.

[1 نظر] اينو آیدین در ساعت 16:21 نوشت.
.............................................................................................

پنج‌شنبه، 25 مارس 2004     

دیشب یاد یه رفیق قدیمی افتاده بودم. یاد بهنود افتاده بودم. داشتم به اون کار احمقانه بچگونه اش فکر می کردم. سعی می کردم صحنه رو مجسم کنم. مثلا جلوی خونه دختره بوده. بعد حتما طبق معمول سیگار هم می کشیده. بعد نفت می ریزه رو خودش و بعدشم…
با اطمینان می گم که عاشق نبود. فقط حرفشو می زد. این کارش خودخواهی محض بود. اگه یه لحظه فکر می کرد که اون دختر باید همیشه عذاب وجدان داشته باشه و اگه واقعا دوستش داشت هیچ وقت همچین کاری نمی کرد. اگه یه لحظه به خانواده اش فکر می کرد که با چه حالی باید یه جنازه با سوختگی صددرصد رو تحویل بگیرن همچین کاری نمی کرد. خودخواهی بوده.
یه چیز دیگه: هیچوقت هم فکر نمی کنم که بهنود شجاع بوده. اینجور کارا از آدما ترسو سر می زنه.
دوست نداشتم پشت سر مرده حرف بزنم. ولی این رفیقمون یه کاری کرد که بعد از دوسال هنوز آدمو حرص می ده.

[8 نظر] اينو آیدین در ساعت 16:20 نوشت.
.............................................................................................

چهارشنبه، 24 مارس 2004     

نترس. من اینجام. کنارت.

[3 نظر] اينو آیدین در ساعت 10:13 نوشت.
.............................................................................................

سه‌شنبه، 23 مارس 2004     

بچه ها جدی ترین آدم های روی زمین اند ولی آدم بزرگ ها این رو باور نمی کنند.

[2 نظر] اينو آیدین در ساعت 22:43 نوشت.
.............................................................................................

سه‌شنبه، 23 مارس 2004     

برگشت..

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 14:37 نوشت.
.............................................................................................

یکشنبه، 21 مارس 2004     

خوش به حال مامانم. دیگه پسرش یه پارچه کدبانو شده! از فردام احتمالا خواستگارا درو از پاشنه در میارن. ولی من به همشون جواب رد می دم. چون می خوام درس بخونم.

[4 نظر] اينو آیدین در ساعت 11:20 نوشت.
.............................................................................................

یکشنبه، 21 مارس 2004     

وقتی گزارشای خبری احمقانه رو می بینم یاد اون یارو می افتم که سر مسابقه ACM اومده بود و سه چهار تا میز اون طرف تر از ما داشت جلوی دوربین پرت و پلا می گفت. یه میزی بغل دستش بود که هنوز هیچی بادکنک نداشت (سیستم اونجا اینجوریه که هر تیمی که یه مساله رو حل کنه، بسته به شماره مساله، یه بادکنک رنگی می دن که می چسبونن بالای مانیتور) بعد یارو یه بادکنک که دستش بود رو گذاشت روی مانیتور اونا، بعد یه جمله احمقانه گفت تو این مایه ها که به امید روزی که میزهای زندگیتون سرشار از بادکنک های رنگارنگ باشه. بعد با یه ژست احمقانه تر یه سوزن گرفت دستش و شترق! بادکنکه رو ترکوند! بعدم صداشو کلفت کرد و گفت کاوه منگلی، شبکه خبر! من که دیگه به زور جلوی خنده امو گرفته بودم.
به جون خودم راست می گما. از پیمان بپرسین.

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 11:18 نوشت.
.............................................................................................

شنبه، 20 مارس 2004     

هاها! عجب گیری افتادیما!
فکر کنم قربانی یه شبکه بزرگ spam فرستون شدم. از صبح تاحالا حدود دویست و پنجاه تا میل از سرورای مختلف برام اومده که تو اونا توضیح می ده که نامه های پورنوی مستهجنی که برای آدمای مختلف رو سرورای اونا فرستادم به دلایل مختلف دارن برگشت می خورن.
عوض کردن پسورد هم جواب نداده. عجب موجودات پست فطرتی پیدا می شن ها. یارو بی شرف رسما داره با آبروی من بازی می کنه و عین خیالش هم نیست.

[9 نظر] اينو آیدین در ساعت 15:53 نوشت.
.............................................................................................

جمعه، 19 مارس 2004     

بهار

[10 نظر] اينو آیدین در ساعت 21:34 نوشت.
.............................................................................................

چهارشنبه، 17 مارس 2004     

سازمان بازرسی کشور یه ماه جون کنده، آخرشم بیانیه داده که دلیل اصلی حادثه نیشابور، قصور و مسامحه بوده! اگه وقت داشتم چند روز به این کشف بزرگ می خندیدم. آدم می مونه که اینا واقعا خرن یا ما رو خر فرض کردن.

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 20:17 نوشت.
.............................................................................................

چهارشنبه، 17 مارس 2004     

با این وضعی که بزرگان ذکور هر نسل خاندان به ترتیب دارن سر از بیمارستان در میارن، اگه خود میرزا رفیع زنده بود، هفته دیگه نوبتش می شد.

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 20:16 نوشت.
.............................................................................................

چهارشنبه، 17 مارس 2004     

زندگی از نو(کریستن بوبن)

گاهی اوقات یک شگفتی، یک زیبایی با تکرار مکرر، رنگ یکنواختی به خودش می گیرد… این رنگ جلوی حقیقت زیبایی را می پوشاند و ما خسته از تکرار با چشمان بسته شگفتی را لمس می کنیم..
یکنواختی زیبایی کتاب مرا در طول خواندن کتاب خواباند .. و4 برگ آخر کتاب ، تنها 4 برگ آخر رویای این خواب شد .. انگار 192 برگ قبل لالایی بود که بوبن آرام برایم خواند تا 4 برگ آخرش را خواب ببینم.
“چشمان اَنیس” که در ابتدای کتاب دیدم در 4 برگ آخر زبان به سخن می گشاید:

” تنها شگفتی، قلب اَنیس بود: قطعه الماسی چنان ناب و نایاب که به چشمان او تابشی تسکین ناپذیر می بخشید.
—–
زنانی که طعم عشق خود را با محاسبه و تدبیر نمی آلایند، بسیار نادرند.
—–
مردگان نمی دانند که مرده اند، به همان اندازه که زندگان نیز از زندگی بی خبرند. کسی چیز زیادی نمی داند.
—–
ای مرغان پرستیدنی دریا که در اسکله ی قدیمی بندر در پروازید، شما مرا ار اندوه تماشای صخره هایی که مدت ها به دلیل تعریف و تمجید دیگران، روح خود را از دست داده اند، نجات می دهید.
—–
مپندارید که نیکوکار، فرزانه یا حتی با فراستم. فقط به آنچه دیده ام اعتماد کنید، چون آن را به راستی دیده ام.”

[1 نظر] اينو آیدین در ساعت 19:47 نوشت.
.............................................................................................

سه‌شنبه، 16 مارس 2004     

چینیا بعد از شونصد سال حق مالکیت خصوصی پیدا کردن. خاک تو سرشون با اون مرامشون. ما هزار ساله که می تونیم مالک همه چی باشیم، حتی همسرانمون!!!

[3 نظر] اينو آیدین در ساعت 6:46 نوشت.
.............................................................................................

سه‌شنبه، 16 مارس 2004     

می گم که چطوره از این به بعد از بازدیدکننده های اینجا نفری پنج ریال بگیریم و بعدش کلیه عواید حاصل رو به سازمانهای مبارزه با نیکوکاری بدیم؟!

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 6:45 نوشت.
.............................................................................................

دوشنبه، 15 مارس 2004     

نگاهم را بر روی دانه ی برفی آرام سوار می کنم. نگاهم به اندازه ی تمام دانه های برف تکرار می شود، آرام فرود می آید و بی صدا بر روی زمینی که بوی بهار میدهد آب می شود. ریشه ای آب را می بلعد و نگاهم در انتظار جوانه شدن می خوابد.

[3 نظر] اينو آیدین در ساعت 12:44 نوشت.
.............................................................................................

دوشنبه، 15 مارس 2004     

ابطحی که معاون حقوقی رئیس جمهوره. معاون حقیقیش کیه؟

[1 نظر] اينو آیدین در ساعت 6:37 نوشت.
.............................................................................................

یکشنبه، 14 مارس 2004     

خدایا به او توانایی ده تا با توان هرچه بیشتر جاده های هرچه تنگ تر و تاریک تر را در گذرد و به تعالی و رستگاری نزدیک تر گردد.. الهی آمین

[1 نظر] اينو آیدین در ساعت 17:59 نوشت.
.............................................................................................

 

مطالب اخیر

نظرات اخیر

© TGEIK نظریات عارفانه، یادداشتهای ابلهانه 2026 - 2002