مشغولیات

زندگى، خود مشغولیتی عظیم است!




شعار هفته

Many subsystems in data communication systems work best with random bit sequences.

K. Sam Shanmugam


 
 
آیدین كبیر در یک نگاه

اسم: آیدین خان
تاریخ تولد: ۱۸ دی ۱۳۶۱
قد: ۱۷۷
وزن: داره می رسه به صد
رنگ چشم: قهوه‌ای تیره
رنگ مو: همون
تماس: ایمیل

اینم یه تیریپ عارفانه، ابلهانه از آیدین كبیر


بالا
 
آرشیو

بالا

نظريات عارفانه،
يادداشتهای ابلهانه

تراوشات ذهنی آیدین كبیر
 

نوشته‌های آیدین:

سه‌شنبه، 29 ژوئن 2004     

حالا هلو اینقدر پشمالو نبود نمی شد؟!

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 9:03 نوشت.
.............................................................................................

سه‌شنبه، 29 ژوئن 2004     

دلم لک زده برای دردسر. دارم دنبال یه موضوع جنجالی می گردم که بنویسم.

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 6:11 نوشت.
.............................................................................................

سه‌شنبه، 29 ژوئن 2004     

بالاخره یه اسم مناسب برای کتاب اتوبیوگرافی خودم پیدا کردم: “مخزن الامراض، فی مقامات شیخ آیدین لنگ دراز”

[1 نظر] اينو آیدین در ساعت 6:10 نوشت.
.............................................................................................

سه‌شنبه، 29 ژوئن 2004     

خواب دیدم پروفسور یوسفی (مدیر سابق و لایق دبیرستان) داره سر صف بچه ها رو موعظه می کنه. طبق معمول قاطی کرده بود ومی گفت “این ارکات رو آمریکایی ها راه انداختن برای استثمار ما. به این دلیل که الآن نود درصد بچه های سوم دبستان اونجا عضو شدن! ولی کور خوندن، ما یه گروه ضربت راه انداختیم و با همون بچه های سوم دبستان داریم تحقیقات اتمی می کنیم که چند وقت دیگه پدر آمریکا رو در بیاریم.” بعد یهو یکی از بچه های هفتاد و هشتی شروع کرد به هو کردن یوسفی، بعد کم کم تمام بچه ها داشتن یوسفی رو هو می کردن ولی اون اصلا به روی خودش نمی اورد.
این بود انشای ما درباره اثرات شام زیاد خوردن و زیر پتو خوابیدن تو هوای گرم تابستون!
توضیح: دوستان توجه کنن که من redundancy (به قول کلانتری ریدَندَنسی) صحبتهای یوسفی رو گرفتم که شد چهار خط، وگرنه یوسفی کمتر از چهل و پنج دقیقه حرف نمی زد که البته حدود نیم ساعتش سکوت بود!

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 6:09 نوشت.
.............................................................................................

دوشنبه، 28 ژوئن 2004     

ماااااااااااااااااا! به خدا این یه روزی همکلاسی من بود. الآن رفته واسه من تو ارکات عکس گذاشته با زن و بچه اش تو دفترش تو دبی!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! اصلا باورم نمی شه.

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 13:22 نوشت.
.............................................................................................

یکشنبه، 27 ژوئن 2004     

برین از ترکا بپرسین آیدین یعنی چی. می گن یعنی روشنایی.
منم دیگه از تاریک بودن خسته شدم. دیگه بسه.

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 12:40 نوشت.
.............................................................................................

جمعه، 25 ژوئن 2004     

سوال شماره 39 می گه: “در صورت موفقیت فرزند شما در آزمون ورودی سمپاد، آیا موافق تحصیل وی در مراکز سازمان خواهید بود؟”
تنها سوالی بود که مجبور شدم روش فکر کنم.

[1 نظر] اينو آیدین در ساعت 11:06 نوشت.
.............................................................................................

پنج‌شنبه، 24 ژوئن 2004     

بگوش تا توانی به باب دیلن…

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 15:51 نوشت.
.............................................................................................

پنج‌شنبه، 24 ژوئن 2004     

زندگی خنده داری داریم. قبول نداری؟

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 13:51 نوشت.
.............................................................................................

چهارشنبه، 23 ژوئن 2004     

انگار صداوسیما یه آیین نامه جدید تصویب کرده که هرکی مثل سیلوستر حرف می زد، باید بیاد خبرنگار بشه!

[1 نظر] اينو آیدین در ساعت 18:25 نوشت.
.............................................................................................

چهارشنبه، 23 ژوئن 2004     

آخ که چقدر امروز نظریات جنجالی دارم. کاش می تونستم بنویسمشون.

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 18:23 نوشت.
.............................................................................................

چهارشنبه، 23 ژوئن 2004     

قانون: اگه یه روز بعدازظهر خوابیده باشی و هیچکس دیگه هم خونه نباشه، حتما تلفن زنگ می زنه.

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 12:57 نوشت.
.............................................................................................

چهارشنبه، 23 ژوئن 2004     

گرمای لعنتی. ترافیک لعنتی. راننده های لعنتی. اعصاب لعنتی.
می گه خب حالا روت کم شد، یاد گرفتی از دفعه دیگه تو خیابون با مردم لجبازی نکنی. ولی من یاد گرفتم که دفعه بعدی کولر ماشینو خاموش کنم که دور موتور گرفته نشه!

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 11:01 نوشت.
.............................................................................................

چهارشنبه، 23 ژوئن 2004     

یه جورایی آدم خیال می کنه که خدا یه برنامه دوربین مخفی راه انداخته و ما سوژه های برنامه محسوب می شیم.

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 11:00 نوشت.
.............................................................................................

چهارشنبه، 23 ژوئن 2004     

این بغل یکی از لینکا مال جین جینه. به میزان کافی هم که از سیمور نوشتم. به همین دلایل هروقت می رم نگاه کنم ببینم مردم چه جوری از اینجا سر درآوردن، می بینم یکی برای “عکس جین سیمور” سرچ کرده و رسیده اینجا! دوتا مساله به ذهنم رسید که خواستم بگم:
1- اگه جای مسولین بودم می رفتم یه کارخونه آدامس سازی باز می کردم و تو آدامساش عکس همون خانومه رو می ذاشتم. این کار چند تا فایده داره. یکی اینکه کلی فروش می کنه و پولدار می شم. دوم اینکه با این کار جوانان دیگه وقتشونو پای اینترنت تلف نمی کنن. تازه از یه ماه دیگه دم در هر خونه ای می بینی یه مشت بچه نشستن و دارن عکسای جین سیمورشونو تاخت می زنن (اصطلاحش همین بود؟). کلی برای پر کردن اوقات فراغت جوونا تا تابستون مفیده.
2- جین سیمور همون خانومه است که توی پزشک دهکده بازی می کنه و به نظر من اصلا خوشگل نیست و هیچ جذابیتی هم نداره و به مقدار کافی کله خر و یه دنده و بی فکره. ضمنا از اون فمینیستاییه که اعتقاد دارن تنها فایده مردا اینه که اول حق زنا رو بهشون بدن، بعدم ببندیمشون به گاری و برامون بار ببرن. وقتی می گم با فمینیستا مشکل دارم، منظورم همین دسته است.

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 6:00 نوشت.
.............................................................................................

سه‌شنبه، 22 ژوئن 2004     

یه سوال: رعد و برق برای چی صدا داره؟

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 19:37 نوشت.
.............................................................................................

سه‌شنبه، 22 ژوئن 2004     

Till all my years are done…

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 19:36 نوشت.
.............................................................................................

سه‌شنبه، 22 ژوئن 2004     

واسه من دلتا فانکشن می فرسته از آسمون!

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 10:05 نوشت.
.............................................................................................

سه‌شنبه، 22 ژوئن 2004     

فرازی از نطق تاریخی آیدین کبیر به مناسبت تولد اون یارو که خیلی ازش بدش میاد:
“بچه باید شکل باباش باشه. دیگه فوق فوقش شکل ننه اش! چه معنی داره شکل شوهر همسایه باشه؟!”

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 10:03 نوشت.
.............................................................................................

دوشنبه، 21 ژوئن 2004     

هه هه. تابستون شد. هنوز باور نکردم. همونجوری که حتی تا دیروز باور نکرده بودم امتحانا شروع شده. نمی دونم. ناباوری نیست. یه جور بی تفاوتیه. انگار که هر خبری بشه، اهمیتی واسه آدم نداشته باشه.

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 19:10 نوشت.
.............................................................................................

 

مطالب اخیر

نظرات اخیر

© TGEIK نظریات عارفانه، یادداشتهای ابلهانه 2026 - 2002