یکشنبه، 4 جولای 2004
فکر می کردم این چیزا فقط تو کتاباس. یهو می بینم دستام بدون اینکه زخمی باشن، خونی شدن. دارم یه نامه می نویسم برای واتیکان که تقدیسم کنن!
[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 15:46 نوشت.|
مشغولیات زندگى، خود مشغولیتی عظیم است!
شعار هفته Many subsystems in data communication systems work best with random bit sequences. K. Sam Shanmugam
آیدین كبیر در یک نگاه
اسم: آیدین خان تاریخ تولد: ۱۸ دی ۱۳۶۱ قد: ۱۷۷ وزن: داره می رسه به صد رنگ چشم: قهوهای تیره رنگ مو: همون تماس: ایمیل اینم یه تیریپ عارفانه، ابلهانه از آیدین كبیر
بالا
آرشیو
بالا |
|
نظريات عارفانه،
يادداشتهای ابلهانه تراوشات ذهنی آیدین كبیر نوشتههای آیدین:یکشنبه، 4 جولای 2004فکر می کردم این چیزا فقط تو کتاباس. یهو می بینم دستام بدون اینکه زخمی باشن، خونی شدن. دارم یه نامه می نویسم برای واتیکان که تقدیسم کنن! [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 15:46 نوشت.یکشنبه، 4 جولای 2004یهو با یه نگاه به این نتیجه رسیدم که بعیده که این کارو بکنم. حالا من می گم یهو تصمیمم برای کل زندگی عوض می شه، شما هی بگین نه. [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 15:44 نوشت.یکشنبه، 4 جولای 2004تو تلویزیون می گفت تابستون که تعریق زیاد می شه، فقط آب خوردن فایده نداره، باید یه جوری املاح از دست رفته بدن هم جبران بشن. ولی توضیح نداد که چه جوری باید این اتفاق بیفته. خودم یه کم فکر کردم، به این نتیجه رسیدم که باید هروقت تشنه شدیم، آب نمک بخوریم! [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 10:31 نوشت.یکشنبه، 4 جولای 2004نتیجه “ترین های 79” رو گرفتم. شنبه، 3 جولای 2004اینم از آهنگ جدید. شنبه، 3 جولای 2004آقای … . جانباز. کاندیدای تایید صلاحیت شده نمایندگی مجلس هفتم. جای گنده مهر روی پیشونی.منسوب به حاج آقا (زنشم بهش می گه حاج آقا). شنبه، 3 جولای 2004رفتن بالای سر حضرت و فریار خان و خانم محترم رو عقد کردن. حالا ناراحته، می گه همش باید تو خونه بمونم که مبادا فریار خونه خالی گیر بیاره! شنبه، 3 جولای 2004باید برم یه آئین نامه رانندگی جدید بنویسم. شنبه، 3 جولای 2004ماشالا شورشو دراوردن. از دیروز تا حالا پنج بار برق رفته. [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 9:11 نوشت.جمعه، 2 جولای 2004از نونوایی سنگکی خیلی بدم میاد. توش زمان به طرز وحشتناکی کند می گذره. [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 17:49 نوشت.جمعه، 2 جولای 2004مثلا دارن برای یه گناهی که نکردی محاکمه ات می کنن و اصلا از خودت دفاع نمی کنی، چون کسی حرفاتو باور نمی کنه. بعدش محکومت می کنن. وقتی که داری با مامورا از در دادگاه می ری بیرون می بینی بین تماشاچیا تنها آدمی که برات مهمه، نشسته. جلوی صندلیش مکث می کنی، تو چشاش نگاه می کنی و می گی: “ولی من اون کارو نکردم”. بعد از در می ری بیرون و دیگه نیستی. [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 17:48 نوشت.پنجشنبه، 1 جولای 2004وقتی به این فکر می کنم که بعد از عمل که به هوش اومدم، بزرگترین مساله ای که ناراحتم می کرد چی بود، نمی دونم باید بخندم یا چی. [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 21:12 نوشت.پنجشنبه، 1 جولای 2004ایشالا تا یه ساعت دیگه با عنایات پروردگار این هلندیا که من اینهمه ازشون بدم میاد لوله می شن! [1 نظر] اينو آیدین در ساعت 0:05 نوشت.چهارشنبه، 30 ژوئن 2004یهو به این نتیجه رسیدم که من پدر روحانی ام و بقیه، همه بندگان خطاکار. حالا که اینجوریه، سه روز فرصت می دم که تک تک بیاین پیشم و به گناهانتون اعتراف کنین. البته چون مساله حق الناس پیش میاد و من نمی تونم از طرف مردم، شما رو آمرزیده کنم، هر نفر فقط به ظلمی که در حق من کرده اعتراف کنه، باشد که آمرزیده گردد. چهارشنبه، 30 ژوئن 2004حالا نه که خیلی وضع دل و روده ام خوب بود، رفتم از تو یخچال یه کیلو کاهوی نشسته ورداشتم، خوردم!!! [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 14:45 نوشت.چهارشنبه، 30 ژوئن 2004از مشهد زنگ زده، می گه “امیدوار” هستم. منم می تونم همین الآن حدود پنجاه تا فامیل مشهدی ردیف کنم که فامیلشون امیدوار باشه. خلاصه نشناختمش ولی الکی خودمو زدم به اون راه. حالا واسه یه ماه دیگه عروسی دخترش دعوتمون کرده، ولی من هنوز نفهمیدم عروس کیه! بعدم چون کسی خونه نبود سه تا پیغام داد که تاکید کرد به بقیه برسونم، الآن هرچی فکر می کنم دوتاش بیشتر یادم نمیاد!!! [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 13:38 نوشت.چهارشنبه، 30 ژوئن 2004وقتی مثل جنازه ی توی تابوت می خوابم حالم خوبه، ولی تا شروع می کنم به غلت زدن یا از جام پا می شم، دلم بدجوری درد می گیره!!! [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 13:37 نوشت.سهشنبه، 29 ژوئن 2004ارکات یه چیزی داره به اسم Crush-list که بسیار چیز مفیدی هستش. کلیات قضیه اینه که اگه از یکی خوشت بیاد، می ری تو این لیست اضافه اش می کنی، تا اینجا هیچ اتفاق خاصی نمی افته و فقط خودت می دونی که کی تو اون لیسته. اتفاق اصلی اون وقتیه که طرف هم تورو بذاره تو همین Crush-list خودش. بعد یهو ارکات یه ایمیل برای هردوتون می فرسته که چه نشستی که تو اونو می خوای، اونم تورو می خواد و خلاصه بادا بادا مبارک بادا. اینجوری دیگه احتمالا هیچ بنی بشری به خاطر بی زبونی و خجالتی بودن، بی کس و کار نمی مونه. سهشنبه، 29 ژوئن 2004الآن یاد این افتادم که به گوشم رسیده که بعضی از دوستان رفتن گفتن “آیدین بچه پولداره. خوش به حال زنش” یا یه چیزی تو همین مایه ها. همینجا بگم که هرکس که اینجوری فکر می کنه بیاد به خودم بگه. حاضرم بگیرمش. فوقش یه ساعت باهاش کار دارم، بعدم پولشو می دم. بعدم طلاقش می دم. خاک برسر هر احمق بیشعور نفهمی که اینجوری فکر می کنه. [1 نظر] اينو آیدین در ساعت 9:37 نوشت.سهشنبه، 29 ژوئن 2004 حفاظت شده:[برای نمایش یافتن دیدگاهها رمز عبور را بنویسید.] اينو آیدین در ساعت 9:35 نوشت.
| ||||